ارتباط اندازه گیری عملکرد و قابليت پاسخگویی

دانلود پایان نامه

اندازه گیری عملکرد و قابليت پاسخگویی[1]

قالب و پايه اصلي طراحي سازمان يا شركت، دسته بندي فعاليت هاي كاري مرتبط در يك واحد كاري[2] است. واحد كاري ، نشان دهنده يك گروه بندي از افرادي است كه از منابع شركت استفاده كرده و در قبال عملكرد پاسخگو مي باشند. پاسخگويي نخست خروجي هاي مورد انتظار يك واحد كاري و دوم رعايت استانداردهاي عملكرد از سوي مديران و كاركنان آن واحد را تعريف مي كند. اكثر شركت ها يك شكل و يا تركيبي از واحدهاي پاسخگو ايجاد مي كنند كه به آن نمودار سازماني مي گويند. نمودار هاي سازماني ابزارهاي مرجع ديداري مفيد هستند، زيرا به اعضاي شركت در درك نحوه گروه بندي افراد و منابع ، شناخت فرد مسئول اجراي فعاليت هاي رهبري و دريافت اطلاعات پاسخگويي يعني اطلاعات لازم براي اندازه گيري و كنترل عملكرد كمك مي كنند (سايمونز،1391، ص34).

پاسخگویی در فرآیند حسابداری نقش بسیار مهم و حیاتی دارد. سازمان ها و شرکت ها برای ادامه حیات خود متکی به شبکه های پیچیده پاسخگویی می باشند. این شبکه ها بر اساس ثبت و گزارش اطلاعات فعالیت می کنند. برای انجام وظیفه و کنترل واحدهای اقتصادی به صورت مناسب ، فرآیند حسابداری اهمیت فوق العاده ای دارد. لذا این فرآیند با ثبت و گزارش فعالیت ها و نتایج آن ها شروع شده و به وظیفه پاسخگویی خاتمه می یابد. می توان گفت که پاسخگویی موضوعی است که حسابداری را از سایر اطلاعات در یک سازمان و یا شرکت مجزا می کند. در حقیقت بهبود نحوه عمل حسابداری به موازات پاسخگویی صورت می گیرد و در فرآیند گزارش اطلاعات از شرکت باید منطق پاسخگویی حاکم باشد. در پاسخگویی هدف هایی نهفته است که دستیابی به آن ها ضروری است. برای اندازه گیری  میزان دستیابی به این اهداف روش حسابداری مناسبی مورد نیاز است. اهداف مبین مسیری است که باید پیموده شود ، یعنی فعالیت ها و تغییرات باید در آن جهت صورت پذیرد. در این جا پاسخگویی متکی به اندازه گیری عملکرد است. یک سری فعالیت ها برای دستیابی به اهداف مشخص انجام می شود. با استفاده از نتایج فعالیت ها میزان دستیابی به اهداف مشخص می شود. اندازه گیری عملکرد ممکن است در ارتباط با اهداف گوناگونی از قبیل اهداف اقتصادی ، اجتماعی و … تعریف شود. در زمینه حسابداری ، اندازه گیری عملکرد بیشتر مربوط به اهداف اقتصادی می باشد. بنابراین می توان اندازه گیری حسابداری را مترادف با اندازه گیری عملکرد اقتصادی دانست. اگرچه در آینده ممکن است اندازه گیری حسابداری  آن قدر گسترش یابد که اندازه گیری عملکرد ، اهداف اجتماعی و یا حتی اهداف مهندسی را دربرگیرد.

بحث دیگر مقیاس های اندازه گیری عملکرد است که به وسیله مدیریت واحد تجاری جهت تصمیم گیری و هدف گذاری مورد استفاده قرار می گیرد. اما این مقیاس ها به اشخاص خارج از واحد تجاری از قبیل سهامداران ، اعتباردهندگان و سازمان های دولتی نیز عرضه می شود. مسئولیت حسابدارانی که درگیر فرآیند اندازه گیری عملکرد هستند و همچنین افرادی که مسئول بررسی و صحت این اندازه گیری می باشند باید به وضوح توصیف شده باشند. به طوری که این مقیاس ها در سطح بالایی از مسئولیت پذیری تهیه و تأیید شود و همچنین این فرآیند باید به گونه ای باشد که حسابداران در مقابل تهمت های ناروا حمایت شوند. همچنین ضرورت اندازه گیری مستحکم و بدون ابهام نیز مطرح است. اندازه گیری عملکرد باید به گونه ای باشد که بیانگر میزان دستیابی واحد تجاری به اهداف اقتصادی باشد.

مقیاس های اندازه گیری باید بسیار مستحکم باشند این مقیاس ها دارای شرایط زیر هستند  (بزرگ اصل ،1374، ص 117) :

  • فرآیند اندازه گیری بر پایه عواملی از قبیل فرضیات ، عقايد ، افسانه ها و یا حقایق غیر قابل اثبات باعث افزایش مشاجره می شود.
  • فرآیند اندازه گیری باید آنقدر واضح و روشن باشد که اشخاص ذینفع بتوانند راجع به قواعد اندازه گیری مربوط به تبدیل حقایق به ارقام بدون ابهام قضاوت کنند.
  • تعداد قواعد توجیه پذیر باید محدود باشد یعنی اگر مجموعه ای از حقایق مشابه از دو فرآیند اندازه گیری مجاز بگذرد و در نهایت دو مقیاس بسیار متفاوت به دست آید در این صورت نمی توان ارقام مستحکمی به دست آورد که اشکالی بر آن ها وارد نباشد.
  • به طور کلی در تصمیم گیری و هدف گذاری سودمندی در کنترل یک عامل مهم و اساسی است و باید نتیجه تصمیمات گذشته با اهداف پیش بینی شده مقایسه گردد و میزان دسترسی به اهداف مشخص شود . علاوه بر آن اندازه گیری عملکرد نه تنها به عنوان ارزیابی فعالیت های گذشته مفید است بلکه در ارائه بعضی از اهداف قابل سنجش برای آینده به عنوان راهنمای تصمیم گیرنده نیز مفید است.

 

اندازه گیری عملکرد شامل دو جزء است اول این که همه اعضای  شرکت را روی اهداف خاصی متمرکز می کند و چگونگی اثر گذاری افراد یا واحد ها را در این اهداف منعکس می سازد ، دوم این که دامنه اثر گذاری هر واحد یا بخش را بر روی نتایج حاصله انعکاس می دهد. اندازه گیری عملکرد روی موضوعات مختلفی در سطوح متفاوت شركت تأكيد دارد بطور مثال در سطوح پایین تر شركت معیارهای غیر مالی عملکرد روی موضوعات مشتری و کیفیت محصول یا به عبارتی روی آن چه که این دسته از کارکنان کنترل می کنند تمرکز می کند. در سطوح میانی شركت ها این معیارها روی نحوه عملکرد شبکه های کاری با یکدیگر و اثر بخشی این نظام ها در مقایسه با رقبا تمرکز دارد نهایتاً  این که در سطوح بالای شركت معیارهای غیر مالی عملکرد روی میزان پاسخگویی شركت در برابر ذینفعان تأكيد می کند (احمد پور و همكاران،1385، ص5).

[1] Accountability

[2] Work Unit

دانلود پایان نامه