انواع ابزارهای مدیریت سود:پایان نامه درمورد بازار تولید و مدیریت سود

دانلود پایان نامه

 

 

ابزارهای مدیریت سود

مدیران شرکت­ها ممکن است به روش­های مختلفی روی سود­های گزارش شده اثر بگذارند و آنرا کنترل نمایند. ابزارهای مدیریت سود به آن دسته روش­ها یا ابزارهایی گفته می­شود که با استفاده از آنها مدیران می­توانند روی سودهای گزارش شده اثر بگذارند. پژوهشگران، ابزارهای مدیریت سود را از زوایا و دیدگاه­های مختلف، به روش­های متفاوت و در طبقه­بندی­های متنوعی مورد بررسی قرار داده­اند.

به اعتقاد شايم ساندر (1997)[1]، ابزارهای مدیریت سود را می­توان به پنج طبقه زیر تقسیم نمود:[2]

الف) تعیین نحوه عمل حسابداری معاملات خاص به صورت اختیاری: نحوه عمل حسابداری معاملات خاص، مواردی مانند تعمیر و به روز کردن تجهیزات و ماشین آلات، زمان­بندی ثبت یک فروش و حذف تجهیزات و ماشین آلات می­باشد که به انتخاب مدیریت بنگاه اقتصادی صورت می­گیرد. بدیهی است در زمان انجام این اقدامات با هدف مدیریت سود، مشاهده کننده­ای خارج از بنگاه اقتصادی، نمی­تواند به سادگی آن را آشکار ساخته و افشا کند.

ب) انتخاب اصول حسابداری: اصول پذیرفته شده حسابداری به مدیران اجازه می­دهد برای ثبت بسیاری از معاملات، از بین دو یا چند روش حسابداری، یک روش را انتخاب نماید. به عنوان نمونه، می­توان برای اندازه­گیری ارزش موجودی­های مواد و کالا (انتخاب روشی از بین روش­های اولین صادره از اولین وارده، اولین صادره از آخرین وارده، میانگین موزون و…)، برای محاسبه استهلاک دارایی­ها (روش­های مستقیم و روش­های تسریع­کننده)، مخارج استخراج نفت و گاز (روش مخارج کامل و روش پروژه­های موفقیت آمیز)، حسابداری قراردادهای بلند مدت(روش کار تکمیل شده، روش درصد پیشرفت کار) اشاره کرد. به هرحال، در مورد انتخاب اصول حسابداری، انتخاب اولیه و تغییر در اصول و    روش­های کاربردی اصول حسابداری برای افراد خارج از واحد تجاری قابل مشاهده است. بسیاری از پژوهش­های تجربی انجام شده در رابطه با مدیریت سود، با استفاده از این نوع ابزار صورت گرفته است.

ج) تعدیل برآوردهای حسابداری: تعدیل برآوردهای حسابداری، قابلیت انعطاف پذیری بیشتری به مدیران بنگاه­های اقتصادی می­دهد. منظور نمودن ذخیره جهت مطالبات    مشکوک­الوصول، برآورد عمر اقتصادی دارایی­ها و تعیین نرخ تنزیل برای تعهدات بازنشستگی، نمونه­هایی از ابزارهای سنتی است که مدیران برای سال­های متمادی، به منظور اعمال مدیریت سود، از آنها استفاده می­کنند. در سال­های اخیر،” تجدید ساختار” نیز به عنوان پدیده­ای نسبتا جدید، مورد استفاده مدیران قرار گرفته است.

د) تعیین قیمت­های انتقالی کالاها و خدمات: واحدهای تجاری چند­ملیتی که مالیات آنها به­طور مضاعف محاسبه می­شود، از انگیزه لازم برخوردارند تا نه تنها تلاش کنند که نرخ­های بالای مالیات بر درآمد آنها کاهش یابد، بلکه نسبت به هموارسازی سود نیز مبادرت ورزند. در گروه شرکت­ها یا شرکت­های چند ملیتی، قیمت­های انتقالی کالاها و خدمات، در میان واحدهای اقتصادی فرعی شرکت­های مادر، یکی از ابزار جذاب مدیریت سود تلقی می­شود.

ه) تصمیمات اقتصادی اساسی و با اهمیت: در برخی از وقایع و رویدادهای مالی و اقتصادی مانند آگهی و تبلیغات، پرداخت­های مربوط به طرح­های بازنشستگی، پاداش مدیران اجرایی، هزینه­های تحقیق و توسعه، تحصیل یا فروش بخش­هایی از واحد اقتصادی و فروش اموال یا سرمایه­گذاری­ها، می­تواند این انگیزه وجود داشته باشد که تغییرات مورد نظر در این اقلام، سود واحد تجاری را در کوتاه مدت تحت تاثیر قرار می­دهد.

آرتور لويت، ابزارها و روش­های مدیریت سود در شرکت­های سهامی را به این صورت نام می­برد:

1- ارائه بیش از واقع ارقام ناشی از تغییرها،

2- اختصاص بخش مهمی از قیمت یک واحد خریداری شده به عنوان مخارج فرایند تحقیق و توسعه( یک هزینه جاری) به­گونه­ای که بتوان این مبلغ را یکباره هزینه کرد.

3- ایجاد بدهی­های سنگین برای شناخت هزینه­ها در آینده

4- استفاده از مفروضات غیر واقعی برای برآورد بدهی­ها، در مورد اقلامی مانند برگشت از فروش و هزینه­های تضمین(خدمات پس از فروش) به­گونه­ای که بتوان در طی یک دوره آینده از طریق معکوس کردن اقلام تعهدی بلند مدت، سود خالص را بهبود بخشید.

5- گنجاندن اشتباهی عمدی در دفاتر شرکت و توجیه عدم امکان در اصلاح این خطاها بر اساس استدلال مبتنی براین که مقادیر حائز اهمیت نیستند.

6- شناسایی و ثبت درآمد پیش از اینکه فرایند تحصیل درآمد کامل شود (همتي، 1382).

دسته دیگری از ابزارهای مدیریت سود عبارتند از:

  • زمان­بندی فروش دارایی­های ثابت
  • زمان­بندی فروش سرمایه­گذاری­ها
  • زمان­بندی هزینه­های مالی
  • هزینه­های استهلاک
  • برآوردهای حسابداری مانند تغییر در برآورد عمر مفید دارایی­های ثابت و غیره.

از آنجا که در حسابداری، دارایی­ها بر مبنای بهـــای تمام شده تاریخی مورد ارزیابی قرار می­گیرد و در هنگام فروش به قیمت جاری یا بازار به فروش می­رسند و سود یا زیان ناشی از فروش آنها در دوره فروش شناسایی می­گردد، لذا سود یا زیان ناشی از فروش دارایی­ها و شناسایی هزینه­های مالی، ابزاری را در اختیار مدیران قرار می­دهد تا از طریق زمان­بندی فروش دارایی­ها و زمان­بندی شناسایی هزینه­های مالی روی سودهای گزارش شده اثر بگذارند. یعنی نوسان در سود شرکت می­تواند بر تصمیم­گیری مدیران در ارتباط با زمان­بندی فروش دارایی­ها و شناسایی هزینه­های مالی اثر بگذارد. هنگامی که سود واقعی شرکت کمتر از سود مورد انتظار مدیران است، احتمال زیادی وجود دارد که مدیران با فروش دارایی­ها سعی کنند تا سود گزارش شده را به حد مورد انتظار برسانند یا برعکس، زمانی که سود واقعی شرکت بالاتر از سود مورد انتظار مدیران است، آنها تلاش می­کنند با به تعویق انداختن فروش برخی دارايی­ها یا فروش دارایی­هایی که منجر به ایجاد زیان می­شود، سود گزارش شده را به سطح مورد انتظار برسانند (رخشانی، 1384).

همچنین هنگامی که سود شرکت بیشتر از حد مورد انتظار مدیران باشد آنها سعی می­کنند با افزایش هزینه­های مالی سود شرکت را به حد مورد انتظار خود کاهش دهند یا هنگامی که سود شرکت کمتر از حد مورد انتظار مدیران است، مدیران با کاهش هزینه­های مالی سعی  می­کنند که سود شرکت با سود مورد انتظار آنان اختلاف زیادی نداشته باشد. بنابراین بین سود شرکت( سود قبل از کسر هزینه­های مالی) با هزینه­های مالی رابطه مثبت وجود دارد.

بنابراین مدیران ممکن است جهت رسیدن به اهداف و نیازهای شرکت که معمولا نیاز به افزایش نقدینگی، رسیدن به سود پیش­بینی شده و جلب اعتماد اعتباردهندگان و … می­باشد، اقدام به زمان­بندی فروش دارایی­ها و شناسایی هزینه­های مالی نمایند. لذا این عمل روی سودهای گزارش شده اثر می­گذارد.

پژوهشگرانی نظیر کاپلند(1968) عنوان کردند که برآوردهای حسابداری نظیر برآورد هزینه­های مطالبات مشکوک­الوصول، استهلاک و عمر مفید دارایی­ها ممکن است ابزاری باشد تا از طریق آن بتوان روی سودهای گزارش شده اثر گذاشت و آنها را دستکاری کرد (همان منبع).

به اعتقاد باگشن (2005)، به طور خلاصه می­توان عنوان نمود، دو ابزار برای مدیریت سود وجود دارد:

  1. انتخاب روش­های حسابداری

اصول پذیرفته شده حسابداری اجازه می­دهد برخی از معاملات باچند روش مختلف ثبت شود و مدیران باید از بین روش­های حسابداری پذیرفته شده، برای گزارشگری معاملات اقتصادی مشابه، روش خاصی را انتخاب کنند. به عنوان نمونه، انتخاب از بین روش اولین صادره از اولین وارده و روش میانگین برای موجودی­های مواد و کالا، روش استهلاک خط مستقیم و نزولی برای دارایی­های ثابت، روش هزینه­یابی کامل و تلاش­های موفق برای   هزینه­های استخراج نفت و گاز، روش کار تکمیل شده و درصد پیشرفت کار برای قراردادهای پیمانکاری بلندمدت می­توان انتخاب کرد و سپس آن را تغییر داد (هيلي و والن، 1999). انتخاب اولیه و تغییر بعدی اصول حسابداری برای افراد برون­سازمانی قابل مشاهده است. اکثر مطالعات تجربی انجام شده در زمینه مدیریت سود با این نوع از ابزارها مرتبط  می­باشد. با این وجود، تغییر اصول حسابداری ابزار انعطاف­پذیری برای مدیریت سود به حساب نمی­آیند، زیرا از آنها بطور مکرر نمی­توان استفاده کرد (کردستانی، 1381).

  1. برآورد (مدیریت) اقلام تعهدی

مدیران در این بخش از انعطاف­پذیری بیشتری برخوردارند. برآوردهایی مانند عمر مفید و ارزش اسقاط دارایی­های بلند مدت، اقلام تعهدی بابت مزایای بازنشستگی و سایر مزایای پس از استخدام، مالیات­های معوق [3]، زیان­های ناشی از مطالبات سوخت شده و کاهش ارزش دارایی، مستلزم اعمال قضاوت از سوی مدیران می­باشند (هيلي و والن، 1999) و ابزارهای سنتی هستند که مدیران در طول زمان از آن استفاده کرده و مستقیما قابل مشاهده نمي­باشند (باگشن، 2005).

یکی از برجسته­ترین ابزار انتخابی توسط مدیریت، اقلام تعهدی می­باشد و دستکاری این اقلام ابزار مطلوبی برای مدیریت سود فرصت طلبانه می­باشد. در سال­های اخیر ادبیات موضوعی، توجه خاصی به این موضوع داشته است (همان منبع).

اصل زیربنای حسابداری تعهدی این است که سود (اقلام تعهدی + جریان­های نقدی) نسبت به جریان­های نقدی جاری و گذشته، نماینده بهتری در مورد سود آتی، سود تقسیمی و جریان­های نقدی می­باشد (همان منبع). هدف از این نوع تعدیلات حسابداری (اقلام تعهدی)، بهبود محتوای اطلاعاتی صورت­های مالی و پرهیز از عدم تطابق بین جریان­های نقدی و جریان درآمد و هزینه می­باشد (چن و همكاران، 2007)[4]. بنابراین، می­توان گفت که اقلام تعهدی دارای ارزش مربوط هستند (باگشن، 2005). به رغم این هدف مناسب، امکان استفاده داوطلبانه یا سوء­استفاده از اقلام تعهدی وجود دارد. زیرا آنها قادر به انتقال نتایج مثبت یا منفی در طول زمان می­باشند، همچنین می­توانند برای دستکاری اطلاعات صورت­های مالی مورد استفاده قرار گیرند. در واقع می­توان گفت این متداول­ترین و مطلوب­ترین راه برای تغییر سود [ مدیریت سود] است (چن و همکاران، 2007) زیرا دستکاری اقلام تعهدی حسابداری اثر مستقیمی بر جریان­های نقدی حاصل از عملیات ندارد، در نتیجه کشف آن نیز مشکل می­باشد (باگشن، 2005).

انجام پژوهش در زمینه مدیریت سود، مستلزم درنظر گرفتن معیاری برای میزان سود مدیریت شده می­باشد. محققان همواره از مدل­های تجربی برای تجزیه کردن کل اقلام تعهدی به اقلام تعهدی اختیاری و غیر اختیاری استفاده می­کنند و سپس اقلام تعهدی اختیاری به عنوان نماینده­ای برای مدیریت سود در نظر گرفته می­شود و به محرک­های بالقوه متفاوت ارتباط داده شده یا به عنوان معیاری از کیفیت سود در نظر گرفته می­شود. در این پژوهش از اقلام تعهدی اختیاری به عنوان معیاری برای مدیریت سود استفاده شده است.

 

[1] Shyam Sunder

[2]  این طبقه بندی برگرفته از کتاب Shyam Sunder تحت عنوان ” سود و مدیریت آن ” می­باشد که این فصل توسط جناب آقای نظام­الدین رحیمیان ترجمه و تلخیص شده است.

[3] Deferred Taxes

[4] Chen Y., Ken . Randal, J. Elder and Young-Ming Hsieh.

دانلود پایان نامه