بازارهاي مالی/پایان نامه اهمیت تقسيم سود سهام در بازار رو به ركود

دانلود پایان نامه

بازارهاي مالی

1-3-2) تعاریف رکود و رونق بازار

در هر بازار مالي با توجه به گستردگي و عمق بازار، ابزارهاي متنوعي جهت سرمايه­گذاري وجود دارد. سرمايه­گذاران، با نظر به بازده و ريسك دارايي­ها، سرمايه­گذاري مي­كنند. يكي از عوامل موثر بر ريسك شرکت­ها وضعیت رکود یا رونق بازار است(فولر و گلداشتاین، 2011).

رکودبازار به شرایطی اطلاق می­شودکه متوسط بازده­بازار دریک­سال ازنرخ تورم همان سال کمترباشد، برهمین اساس رونق­بازار زمانی صورت می­گیرد که متوسط بازده­بازار در یک­سال بیشتر از نرخ تورم همان سال باشد.

در ادبیات مالی تعاریف مختلفی از بحران مالی ارائه شده است که در اینجا به ذکر برخی از آنها می پردازیم.

1-1-3-2) پریشانی مالی[1]

در فرهنگ لغات لانگمن این واژه به معنای پریشانی، درد، اندوه، فقدان منابع پولی و تنگ دستی آورده شده است. گوردون در یکی از اولین مطالعات دانشگاهی بر روی تئوری پریشانی مالی، آن را به عنوان کاهش قدرت سودآوری شرکت معرفی کرده است که احتمال عدم توانایی بازپرداخت بهره و اصل بدهی را افزایش می­دهد(گوردون، 1971، به نقل از فریرا، 2010)

ویتاکر درماندگی مالی را وضعیتی می­داند که در آن جریان­های نقدی شرکت از مجموعه هزینه­های بهره مربوط به بدهی بلند­مدت کمتر است. از نظر اقتصادی، پریشانی مالی را می­توان به زیان­ده بودن شرکت تعبیر کرد. در این حالت شرکت دچار عدم موفقیت شده است. در واقع در این حالت نرخ بازدهی شرکت کمتر از نرخ هزینه سرمایه است (ویتاکر، 1999).

حالت دیگری از پریشانی مالی زمانی رخ می­دهد که شرکت موفق به رعایت کردن یک یا تعداد بیشتری از بندهای مربوط به بدهی، مانند نگه­داشتن نسبت جاری طبق قرارداد نباشد که به این حالت نکول تکنیکی گویند(دنيس و همكاران، 2008). در حالت دیگری، درماندگی زمانی رخ می دهد که جریانات نقدی شرکت برای بازپرداخت اصل و بهره بدهی کافی نباشد و این زمانی­است که ارزش ویژه شرکت منفی گردد. درادبیات پریشانی مالی شرکت­ها عموماً از چند اصطلاح شکست، قابلیت نقدشوندگی ضعیف (درماندگی)، نکول و ورشکستگی به طور گسترده­ای استفاده می­شود (کنالي و همكاران[2]، 2005).

هر چند این عبارات دارای معانی متفاوت و متمایزی هستند، اما اغلب به صورت مترادف به کار می­روند.

شکست[3]: این واژه در فرهنگ لغت وبستر به عنوان وضعیت یا حالت کسری داشتن و یا ناکافی بودن و قصور کردن تعریف شده است. شکست به این معنی است که نرخ بازده تحقق یافته سرمایه­گذاری­ها، همواره از نرخ­های متداول سرمایه­گذاری­های مشابه پایین­تر است. در این رابطه از معیارهای متفاوتی مانند درآمد ناکافی برای پوشش هزینه­ها و یا پایین­تر بودن بازده متوسط سرمایه­گذاری­ها از هزینه سرمایه استفاده می­شوند. از نظر اقتصادی یک شرکت می­تواند بدون قصور در پوشش تعهدات جاری خود به دلیل عدم وجود الزام قانونی، برای سال­های متمادی در وضعیت شکست قرار گیرد (انگ و همكاران[4]، 2006).

2-1-3-2) قابلیت نقدشوندگی ضعیف(پریشانی)

این واژه به شکل تخصصی استفاده می­شود و نشان­دهنده فقدان نقدینگی است، بنابراین بیشتر مبتنی بر وجوه نقد است و هنگامی رخ می­دهد که یک شرکت نتواند تعهدات مالی خود را ایفا کند.

3-1-3-2) نکول

یکی دیگر از اشکال پریشانی مالی است که همیشه بین شرکت بدهکار و گروه بستانکار رخ می­دهد. شرکت­ها پس از عدم پرداخت اصل یا بهره یک وام بلافاصله در شرایط نکول قرار نمی­گیرند. به هر حال هنگامی که شرکت ناتوان از پرداخت اصل و بهره بدهی است و این مشکل ظرف مدت 30 روز برطرف نشود، در حالت نکول قرار می گیرد.

4-1-3-2) مراحل پریشانی مالی

بكارت[5](1995)، مراحل نامطلوب شدن وضع مالی شرکت را به دوره­های نهفتگی، کسری وجه نقد، نبود قدرت پرداخت بدهی­های مالی یا تجاری، نبود قدرت پرداخت کامل بدهی­ها و درنهایت ورشکستگی تقسیم کرد (شکل شماره1-2) اگر چه اغلب ورشکستگی­ها از این مراحل پیروی می­کنند، اما برخی شرکت­ها ممکن است بدون طی همه مراحل به ورشکستگی کامل برسند. وضعیت واحد تجاری به طور ناگهانی و غیرمنتظره منجر به ورشکستگی نمی­شود. در مرحله نهفتگی ممکن است یک یا چند وضعیت نامطلوب به طور پنهانی برای واحد تجاری وجود داشته باشد بدون اینکه فوراً قابل شناسایی باشد. مثلاً تغییر درتقاضای تولید، استمرار افزایش درهزینه­های سربار، منسوخ شدن روش­های تولید و …. از این عوامل هستند(بروكس و دل[6]، 2006).

اغلب در دوره نهفتگی است که زیان اقتصادی رخ می­دهد و بازده دارایی­ها سقوط می­کند. بهترین وضع برای شرکت این است که مشکل در همین مرحله کشف شود. مسئله دوم اینکه راه حل­های آسان­تری که دراین مرحله موثر است در مراحل بعد پاسخگو نخواهد بود و نکته سوم، اعتماد عمومی دستخوش تزلزل نخواهد شد، اگر مشکل در همین مرحله کشف و رفع شود. برطرف ساختن مشکل در مراحل بعدی باعث کاهش اعتماد عمومی به شرکت می­شود و در نتیجه دسترسی به وجوه دشوارتر می­گردد و شاید شرکت ناچار به رد پروژه­های سودآور شود. مرحله کسری نقد وقتی شروع می­شود که یک واحد تجاری برای ایفای تعهدات جـاری یا نیاز فوری، دسترسی به وجه نقد نداشته باشد. گرچه چند بـرابر نیازش ممـکن است دارایی­های فیزیکی داشته و سابقه سودآوری کافی نیز داشته باشد. مسئله اینجاست که دارایی­ها به قدر کافی قابل نقد شدن نیستند و سرمایه حبس شده است. در مرحله نبود قدرت پرداخت بدهی­های مالی یا تجاری، شرکت هنوز قادر به تحصیل وجه کافی از مجاری مصرف هست. مدیریت ابزارهای مناسب دارد؛ مثلاً استفاده از افراد حرفه­ای مالی یا تجاری، کمیته اعتبار دهنده و تجدید ساختار در تکنیک­های تامین مالی و … از طریق این روش­ها هنوز هم می­توان مشکل را در این مرحله شناسایی و برطرف کرد. در مرحله نبود قدرت پرداخت کامل بدهی­ها است که دیگر شرکت رو به نابودی رفته است. کل بدهی­ها از ارزش دارایی­های  شرکت فزونی دارد و شرکت دیگر نمی­تواند از ورشکستگی کامل خود اجتناب کند(بروكس و همكاران[7]، 2004).

[1]– Financial distress

[2]بازارهاي مالی/پایان نامه اهمیت تقسيم سود سهام در بازار رو به ركود

هزینه های ورشکستگی

 

 

ورود شرکت­های جدید وخروج شرکت­های غیرکارا ازجمله عملیات کارای اقتصادی به شمار می­آید. در همه سال­ها برخی از شرکت­ها ورشکسته می­شوند و در هنگام ورشکستگی موارد هزینه­زای زیر بروز می­کند:

  • عموماً شرکت­های ورشکسته مجبور می­شوند دارایی­های خود را به قیمت­های نازل و غیرمعمول به فروش برسانند. چه بسیار که فردی دارایی­های یک شرکت ورشکسته را کلاً به قیمت نازل خریده وبه دو یا سه برابر فروخته است.
  • منازعات بین طلبکاران ممکن است باعث شود نقد کردن دارایی­ها به تاخیر بیفتد. در این فاصله، احتمال خرابی فیزیکی و یا نابابی موجودی­ها و دارایی­های ثابت وجود دارد. این امر موجب هزینه می­شود.
  • بخشی از ارزش شرکت صرف حق­الزحمه وکلا، هزینه دادگاه­ها وهزینه­های اداری می­شود.

Connolly, et, al

[3]– Failure

[4]– Ang, et, al

[5]– Bekaert

[6]– Brooks and Del

[7]– Brooks, et, al

دانلود پایان نامه