تعاریف ورشکستگی-پایان نامه در مورد پیش بینی درماندگی مالی

دانلود پایان نامه

تعاریف ورشکستگی 

درماندگی مالی[1]: در فرهنگ لغات آکسفورد، واژه Distress    به معنای پریشانی ،  درد، اندوه، فقدان پولی و تنگ دستی آورده شده است. در ادبیات مالی نیز تعاریف مختلفی از پریشانی مالی ارائه شده است. گوردون[2](1971) در یکی از اولین مطالعات آکادمیک بر روی تئوری پریشانی مالی،  آن را بعنوان کاهش قدرت سودآوری شرکت تعریف کرده است که احتمال عدم توانائی باز پرداخت بهره و اصل بدهی را افزایش می دهد.   ویتاکر[3] (1999) پریشانی مالی را وضعیتی در نظر می گیرد که در آن جریان های نقدی شرکت از مجموع هزینه های بهره مربوط به بدهی بلند مدت کمتر است. از نقطه نظر اقتصادی، پریشانی مالی را می توان به زیان ده بودن شرکت تعبیر کرد که در این حالت شرکت دچار عدم موفقیت شده است. در واقع در این حالت نرخ بازدهی شرکت کمتر از نرخ هزینه سرمایه است. علائم اولین مرحله از درماندگی مالی،شامل منفی شدن خالص جریان های نقدی و سود شرکت و همچنین کاهش ارزش بازار سهام شرکت است. علائم دومین مرحله ازدرماندگی مالی شامل تلاش مدیریت برای کاهش هزینه ها    می باشد. اگر این وضعیت همچنان ادامه یابد، شرکت وارد سومین مرحله از درماندگی مالی می شود.در این مرحله پرداختهای لازم به عرضه کنندگان، کارکنان و اعتبار دهندگان با تاخیر صورت می گیرد.در این مرحله ممکن است شرکت به اقدامات جدی تری دست بزند مانند:1-انتشار سهام یا اوراق بدهی جدید(درصورتی که چنین اقداماتی امکان پذیر باشد)2-فروش دارایی ها 3-ادغام با شرکتی که در صنعت مربوطه موفق تر است و یا 4-مذاکره با اعتبار دهندگان برای زمانبندی مجدد باز پرداخت بدهی ها. اگر هیچ یک ازاین اقدامات منجر به حل مسئله نگردد، شرکت وارد چهارمین مرحله از درماندگی مالی یعنی ورشکستگی می شود .

درادبیات پریشانی مالی شرکت ها عموما 4 اصطلاح به صورت گسترده استفاده می شوند. آنها عبارتند از: شکست، درماندگی، قصور و ورشکستگی. هر چند این واژه ها دارای معانی متفاوت و متمایزی می باشند اما اغلب درادبیات مربوطه به صورت مترادف به کار می روند. اقتصاددانان این 4 واژه را این چنین توصیف می کنند (آلتمن،  1993):

شکست[4]: به این معنی است که نرخ بازده تحقق یافته سرمایه گذاری ها، همواره از نرخ های بازده متداول سرمایه گذاری های مشابه پایین تر است. در این رابطه از معیارهای متفاوتی مانند درآمد ناکافی برای پوشش هزینه ها و یا پایین تر بودن بازده متوسط سرمایه گذاری از هزینه سرمایه استفاده می شوند. از نظر اقتصادی یک شرکت می تواند بدون قصور در پوشش تعهدات جاری خود به دلیل عدم وجود الزام قانونی، برای سال های متمادی در وضعیت شکست قرار گیرد.

درماندگی[5]: درماندگی اصطلاحی است که به شکل تخصصی استفاده می شود و نشان دهنده فقدان نقدینگی است، بنابراین بیشتر مبتنی بر وجوه نقد است و هنگامی رخ می دهد که یک شرکت نتواند تعهدات مالی خود را ادا کند.  ” درماندگی تکنیکی” که به معنی بحرانی شدن وضعیت مالی است، اغلب منجر به اعلام ورشکستگی شرکت می شود.

نکول[6]: نکول یکی دیگر از اشکال پریشانی مالی است که همیشه بین شرکت بدهکار و گروه بستانکاران رخ      می دهد. شرکت ها پس از عدم پرداخت اصل یا بهره یک وام بلافاصله در شرایط نکول قرار نمی گیرند. به هر حال هنگامی که شرکت ناتوان از پرداخت اصل و بهره اوراق قرضه است و این مشکل ظرف 30 روز برطرف نشود،  در حالت نکول قرار می گیرد. در چند دهه اخیر نکول در پرداخت اصل و بهره اوراق قرضه به رویدادی متداول تبدیل گشته است.

ورشکستگی[7]:  هنگامی یک شرکت ورشکسته است که مبلغ کل بدهی ها از ارزش منصفانه کل دارایی ها بیشتر شود.در این حالت شرکت می تواند از طریق مراجع قضایی اعلام ورشکستگی نماید.دان و براداستریت(1980) شرکتهای ورشکسته را این طور تعریف می کنند: “واحدهای تجاری که عملیات خود را به علت واگذاری یا ورشکستگی یا توقف انجام عملیات جاری با زیان توسط بستانکاران،  متوقف نمایند.”

در این پژوهش شرکتهایی که طبق بخشنامه ی سازمان بورس اوراق بهادار به تابلوی غیر رسمی منتقل شده اند و دارای زیان متعدد، سرمایه درگردش منفی و جریان نقد ناشی از عملیات منفی هستند به عنوان شرکت های درمانده مالی تلقی گردیده اند.

[1] Financial Distress

[2] Gordon

[3] Whitaker

[4]Failure

[5] Insolvency

[6] Default

[7] Bankruptcy

دانلود پایان نامه