تفاوت سرمايه‌هاي انساني با سرمايه‌ي فكري:پایان نامه درباره اثرات سرمایه فکری

دانلود پایان نامه

تفاوت سرمايه‌هاي انساني[1] با سرمايه‌ي فكري[2]

پرداختن به مسائل انسان و سعي در بالا بردن كيفيت زندگي او مهم‌ترين هدفي است كه اكنون متخصصان امر توسعه به دنبال دسترسي به آن هستند. طرح موضوع توسعه‌ي پايدار كه با تكيه بر مفهوم سرمايه‌ي انساني و جايگزين كردن آن با سرمايه‌ي مادي نيز در همين راستا بوده است. در اين مبحث با تعريف سرمايه‌ي انساني و فكري نقاط تفاوت و تشابه اين دو را نشان داده و به بررسي نقش سرمايه‌ي فكري در توسعه‌ي پايدار انساني خواهيم پرداخت.

 

2-3-1 بند اول ـ مقصود از سرمايه‌ي انساني چيست؟

انسان و عضلات او موتور ضعيفي را تشكيل مي‌دهند. اندازه‌گيري نيروي انسان با قوه‌ي اسب (در هر ثانيه هفتادوپنج كيلوگرم به ارتفاع يك متر) خنده‌آور است؛ نيروي انسان بين سه تا چهار صدم قوه‌ي يك اسب و بيست و هفت تا پنجاه و هفت صدم قوه‌ي يك اسب باركش واقعي است. با اين همه انسان با داشتن كمترين وزن‌ها از لحاظ توانايي‌هاي بالقوه، واجد بالاترين ارزش‌هاست. انسان در وجود خود داراي قابليت‌هاي بالقوه‌ي بسيار است. وي مهارت و انعطاف‌ بالقوه فراواني دارد كه مي‌تواند آن‌ها را با يكديگر تركيب كند. احتمالاً برقراري نوعي تعادل معقول ميان كار انسان و منابع ديگر نيرو شرط قبلي هرگونه پيشرفت بوده است. مزيت متقابل اين دو هنگامي به مسأله‌ي موهومي تبديل مي‌شد كه انسان با ماشين به رقابت برمي‌خاست. در چين باستان نيروي ارزان كار انسان راه رشد حيات ماشيني را به گونه‌اي قطعي بسته بود. در يونان و روم، بردگان و در چين، حمال‌هاي بسيار كارآمدي فعاليت مي‌كردند. در حقيقت بدون اعتلاي زندگي بشر، هرگز هيچگونه پيشرفتي روي نخواهد داد. وقتي انسان به عنوان منبع نيرو قيمت معيني داشته باشد، لازم مي‌آيد براي كمك به او يا حتي جانشين كردن نيروي او چاره‌اي جستجو كرد(بهزاد باشی، 1372).

با اين تفاسير سؤالي كه در ابتداي بحث مطرح نموديم، اهميت بيشتري مي‌يابد؛ سرمايه‌ي انساني چيست؟ اقتصاددانان متأخرتر مانند آدام اسميت و مارشال بر اهميت سرمايه‌ي انساني در توليد تأكيد دارند (اسپندر،2006).

آدام اسميت به تمام ذخاير سرمايه‌ي ثابت و توانايي‌هاي ضروري و مفيد يك كشور و همچنين تمام ساكنان آن كشور سرمايه مي‌گويد. مارشال از آموزش و پرورش نيروي انساني به مثابه يك سرمايه‌گذاري ملي و باارزش‌ترين بخش سرمايه‌هاي ملي ياد مي‌كند (کاتوزیان، 1381). اگر از نظر لغوي بخواهيم به موضوع بپردازيم هر آن‌چه را كه انسان به گونه‌اي با آن مرتبط باشد را مي‌توان موضوعي انساني ناميد، بنابراين راه تعيين سرمايه‌ي انساني از كانال‌هايي عبور مي‌كند كه در آن موضوعات مربوط به سرمايه به گونه‌اي مستقيم يا غيرمستقيم با انسان ارتباط دارند.

از نظر سنتي منابع سرمايه عبارتند از زمين، نيروي انساني و سرمايه به معناي خاص كه شامل منابع مالي جهت تأمين امكانات و تجهيزات مورد نياز براي فعاليت عامل دوم نيز هست.

كارل ماركس از بين اين سه عامل به كار انسان توجه ويژه‌اي داشت. وي انباشت سرمايه را فرايندي متشكل از ارزش افزوده‌هاي ناشي از كار كارگران روزمزد و صنعتي مي‌دانست و به همين لحاظ همواره بر شكاف بين كارگر و سرمايه‌دار تأكيد مي‌كرد. از نظر وي كارگر كسي بود كه جز نيروي كار خود ابزار ديگري در اختيار نداشت (دیوید و دانل، 2006). از اين ديدگاه شايد بتوان سرمايه‌ي انساني را همان نيروي كار مولد محسوب كرد. به عبارت بهتر سرمايه‌ي انساني مجموعه‌اي از توانايي‌ها و قابليت‌هاي بالقوه و بالفعل انسان است كه به طور مستقيم يا غيرمستقيم به فرايند توليد منجر مي‌شود.

در واقع سرمايه‌ي انساني، جامعه‌ي انساني است با تمام افراد و مصاديق آن كه هر يك داراي ويژگي‌هايي منحصربه‌فرد است. بنابراين مقصود از سرمايه‌ي انساني همان خود انسان است؛ ظرفي كه خصوصيات متنوع و متعدد بالقوه و بالفعلي را در خود گنجانيده است.

 

2-3-2 بند دوم ـ سرمايه‌ي فكري چيست؟

آيا سرمايه‌ي فكري همان سرمايه‌ي انساني است؟ آيا مي‌توان گفت كه سرمايه‌ي فكري مجموع دارايي‌هاي فكري يك شخص حقيقي يا حقوقي است؟

به نظر مي‌رسد سرمايه‌ي فكري، توليدات فكري انساني است كه به طور مستقيم و غيرمستقيم قابل تقويم به پول است يا به منظور برآورده ساختن اهداف مالي انسان مورد استفاده واقع مي‌شوند. بنابراين سرمايه‌ي فكري اخص از سرمايه‌ي انساني است. يعني يكي از اقلام توليدي سرمايه‌ي انساني توليدات فكري اوست كه امروزه اهميت بنياديني در توسعه‌ي اقتصادي جوامع يافته است. از اين منظر سرمايه‌ي فكري عبارت است از تمامي دارايي‌هاي غيرملموسي كه مستقيماً نشأت گرفته از دانش و معرفت انساني هستند از قبيل ورقه‌هاي اختراع، علايم تجاري، طرح‌هاي صنعتي، حقوق مالكيت ادبي و هنري و ساير موارد مشابه.

بنابراين سرمايه‌ي انساني، انسان است با مجموع توانايي‌هاي جسمي و ذهني او كه مي‌توانند در اختيار فرايند توليد قرار گيرند اما سرمايه‌ي فكري توليدات فكري انساني هستند كه با تكيه بر توليدات سابق ساير انسان‌ها (دانش و معرفت پيشينيان) به فرآيند توليد كمك مي‌كنند. از اين‌رو، سرمايه‌ي فكري يكي از اجزاي سرمايه‌ي انساني است كه به بازتوليد خود كمك مي‌كند و در واقع مي‌توان آن را همان مالكيت فكري ناميد كه امروزه از طريق موافقت‌نامه‌هايي همچون پاريس، برن، تريپس و ساير كنوانسيون‌هاي دوجانبه و چند جانبه اداره و حمايت مي‌شود.

امروزه حجم دارايي‌هاي فكري شركت‌هاي فرامليتي و كشورهاي دانش ـ محور به حدي وسيع است كه اين بازيگران فعال عرصه‌ي بين‌الملل با ايجاد اهرم‌هاي فشار به حمايت از حقوق مالكيت فكري قوي در فضاي جهاني پرداخته و مي ‌پردازند تا از اين طريق شكاف ميان خود و ساير جوامع را در راستاي منافع خود تقويت كنند. براي تبيين هر چه بهتر اهميت سرمايه‌ي فكري در تحولات حقوقي معاصر به نقش شركت‌هاي فرامليتي و همچنين ايالات متحده به عنوان بزرگترين هژموني اطلاعات و فن‌آوري، در تصويب و اجراي موافقت‌نامه‌ي تريپس كه قوي‌ترين ابزار همه جانبه‌ي فعلي از مالكيت فكري يا به عبارت بهتر سرمايه‌ي فكري است را خاطرنشان مي‌سازيم. تريپس، تمام مسائلي را كه به موجب موافقت‌نامه‌هاي موجود حمايت مي‌شدند، تحت پوشش قرار داد و حيات تازه‌اي به معاهدات ناموفق بخشيد. مهم‌تر از همه اين‌كه قواعد مفصلي را در خصوص ضمانت اجراي حقوق مالكيت فكري ارائه نمود (دانیل، 2005). موافقت‌نامه‌ي تريپس چند موضوع مبنايي دارد:

اول از همه موجب مي‌شود بسياري از كشورها مالك اطلاعات شوند چيزي كه در گذشته نداشتند.

دوم اين‌كه تريپس موجب افزايش قيمت اطلاعات مي‌شود زيرا مدت حمايت از بعضي اموال فكري را افزايش مي‌دهد.

سوم از دولت‌ها مي‌خواهد كه نقش عمده‌تري را در اجراي امتيازات انحصاري ايفا كنند و ساختارهاي اداري و حقوقي متناسبي را براي تدارك ضمانت اجراي كيفري، مدني و اداري مالكيت فكري فراهم نمايند (دراون، 1999).

 

[1] – Human Capital

[2] – Intellectual Capital.

 

دانلود پایان نامه