جنبه هاي رفتاري بودجه: پایان نامه بررسی ارتباط عوامل صاحبکار با بودجه زمانی

دانلود پایان نامه

جنبه هاي رفتاري بودجه:

 در هر سازماني بودجه بندي ابزاراساسي براي هدايت فعاليتهاي سازمان و تلاشهاي كاركنان در جهت اهداف سازمان مي باشد. براي مثال بودجه بندي برنامه ريزي سيستماتيك عملياتي براي آينده نزديك است و چگونگي تخصيص منابع محدود سازمان در ميان بخش هاي عملياتي را مورد توجه قرار مي دهد. اهداف بودجه به انتظارات مربوط به عملكرد كاركنان مربوط مي شود و سرانجام براساس مقايسه نتايج واقعي با بودجه، ارزيابي ها و سنجش عملكرد صورت مي گيرد.

بازيگران اصلي در فرايند بودجه بندي، مديران واحدهاي عملياتي هستند، كه هم وظيفه تهيه بودجه را بر عهده دارند و هم اطمينان از اينكه فعاليتهاي واحد طبق بودجه انجام مي شود . به دليل ارتباط نزديك مديران با بودجه و بودجه بندي، ويژگيهاي سيستم بودجه بندي سازمان، رفتارها و گرايشات آنها را تحت تأثير قرار مي دهد . (Covaleski, 2003)

يكي از جنبه هاي بودجه بندي كه رفتار و گرايشات مديران را تحت تأثير قرار مي دهد، خروجي حاصل از روش هاي بودجه اي سازمان است. اين واكنش از اين حقيقت نشأت مي گيرد كه بودجه واحد پاداشهاي مادي و معنوي پرسنل را تحت تأثير قرار مي دهد. براي مثال يك سازمان ممكن است پاداش هاي مادي مديران مانند پرداختها به مديران را موكول به دستيابي به نتايج عملكرد بودجه شده نمايد .

( Vander and stede, 2000)

اگرچه دستيابي مديران به اهداف بودجه شده، منجر به تقويت روحيه برنده بودن آنها مي شود كه منشأ پاداشهاي معنوي همانند اعتماد به نفس است . مديران واحدهايي كه منابع بودجه اي نسبتاً بزرگي در فرايند بودجه بندي نصيبشان مي شود ، ممكن است به دليل دستيابي به بودجه، انتظار پاداش مادي بيشتري را داشته باشند. اين مديران همچنين اگر كارمندان تحت مديريتشان پايگاه و منزلت بالايي برايشان قائل باشند، ممكن است پاداشهاي معنوي بيشتري نصيبشان شود . اين منزلت و مقام در پرتو دستيابي به منابع بيشتر واحد به دليل عملكرد مناسب مديريت واحد حاصل مي شود . (Niskanen, 1971)

 

 

اما بنا به دلايل چندي ممكن است مديران احساس ناخوشايندي در مورد بودجه مالي واحد داشته باشند . وبا رفتارها و گرايشات منفي نسبت به موقعيت واكنش نشان دهند. سازمان منابع محدودي دارد و در موارد كميابي حاد اين منابع مانند وضعيتهاي كاهش فعاليت ممكن است مديران احساس كنند كه مبالغ تخصيص يافته كمتر از نيازهاي واحد است.(Wentzel, 2002)

اين مسأله، ‌به وسيله يك پديده روانشناختي كه خودخواهي ناميده مي شود ، تشديد شده است كه در آن گيرنده منابع احساس مي كند كه بايد سهم بيشتري از منابع را دريافت كند. ممكن است سازمان براي انگيزش بيشتر،‌ اهداف بودجه اي بالايي را در نظر بگيرد كه قابليت دستيابي به آن مشكل باشد و بنابراين نارضايتي مدير را به دنبال داشته باشد. (kenis, 1979)

 

دانلود پایان نامه