دلایل مخالفان مسئولیت اجتماعی.پایان نامه تعهد سازمانی و مسئولیت اجتماعی

دانلود پایان نامه

دلایل مخالفان مسئولیت اجتماعی

2ـ 8 ـ1ـ لزوم کسب حداکثر سود

شاید قوی‌ترین دلیل مخالفت با مشارکت اجتماعی سازمان‌ها، دلیلی است که نظریه‌پردازان اقتصاد کلاسیک در خصوص کسب حداکثر سود بیان می‌دارند. سازمان زمانی یک کار جامعه پسند انجام داده است که هزینه‌های خود را کاهش و کارایی را افزایش دهد و بدین‌وسیله سودآوری را به حداکثر برساند. ازاین‌رو اگر مدیران سازمان‌ها به‌وسیله انگیزه کسب سود هم برانگیخته شوند، رقابت باعث می‌شود که آن‌ها با کاهش هزینه‌ها و متعاقباً قیمت‌هایشان در جهت منافع عمومی گام بردارند؛ بنابراین سازمان زمانی از نظر اجتماعی در بالاترین حد مسئولیت عمل می‌کند که به‌طورجدی، منافع اقتصادی خود را دنبال کرده، فعالیت‌های دیگری را که به مؤسسات و سازمان‌های دیگر مربوط است به خود آن‌ها واگذارد. دلیل آن‌هم این است که جامعه نیازمند سودهایی است که هرکدام از نهادهای اجتماعی به‌تنهایی کسب می‌کنند.

 

2ـ 8 ـ2ـ تعدد هدف‌های سازمان

مشارکت اجتماعی سازمان در حل مسائل و مشکلات اجتماعی باعث ایجاد تعدد در هدف‌های سازمان شده و موجب توجه مدیران به هدف‌های مختلف و متنوع می‌گردد که این خود باعث اغتشاش فکری مدیران شده و آن‌ها را در اداره کارآمد سازمان فلج می‌کند. تلفیق هدف‌های اقتصادی و اجتماعی، بنایی را پی‌ریزی می‌کند که باعث اضمحلال خود سازمان می‌شود.

2ـ 8 ـ3ـ هزینه مشارکت اجتماعی

جامعه تصور می‌کند که سازمان، این هزینه‌ها را می‌پردازد و آن‌ها فقط منتفع می‌شوند. درحالی‌که حقیقتاً این خود آن‌ها هستند که چنین هزینه‌هایی را پرداخت می‌کنند. به خاطر آنکه سازمان تمام این هزینه‌ها را روی قیمت محصولات یا خدمات خود می‌آورد. اگر جامعه بداند که خودش درنهایت امر، این هزینه‌ها را پرداخت می‌کند و اگر بداند که اختلاف بین هزینه‌های واقعی چقدر است، ممکن است هیچ‌گاه اصرار به فعالیت‌های اجتماعی ـ که از سازمان‌ها می‌خواهد ـ نکند. در این صورت جامعه ممکن است کارآیی اقتصادی را به خاطر بهبود وفور اقتصادی انتخاب کند.

 

2ـ 8 ـ4ـ تضعیف تراز پرداخت‌های بین‌المللی

یکی دیگر از دلایل مخالفت با مشارکت سازمان‌ها در مسائل اجتماعی این است که این امر باعث تضعیف تراز پرداخت‌های بین‌المللی می‌گردد. اگر برنامه‌های اجتماعی به هزینه‌های اجتماعی سازمان بیفزاید، عموماً باعث افزایش بهای کالا و خدمات می‌گردد. از طرف دیگر اگر فعالیت‌های اجتماعی، کارآیی اقتصادی را کاهش دهد، کاهش کارآیی باعث افزایش هزینه‌ها و درنتیجه بالا رفتن قیمت‌ها می‌گردد. اگر این شرکت‌ها بخواهند در بازارهای بین‌المللی با سایر شرکت‌هایی که هزینه‌های اجتماعی به قیمت محصولاتشان اضافه نشده رقابت کنند، در این رقابت زیان خواهند دید.

 

2ـ 8 ـ5ـ برخورداری سازمان‌ها از قدرت کافی

نکته دیگر اینکه سازمان‌ها از قدرت اجتماعی کافی برخوردار هستند؛ بنابراین جامعه نباید به آن‌ها قدرت بیشتری محول کند. بر طبق این استدلال، سازمان جزو مؤسسات و نهادهای صاحب قدرت در جامعه بوده، تأثیر آن در تمامی بخش‌های جامعه محسوس است. فرآیند تلفیق فعالیت‌های اجتماعی با فعالیت‌های اقتصادی که سازمان بنا نهاده است، آن را به یک نقطه قدرت تبدیل می‌کند. این تمرکز قدرت، تقسیم قدرتی را که امروز در جامعه بین سازمان‌ها داریم مورد تهدید قرار داده و احتمالاً اثربخشی و کارآیی جامعه را کاهش می‌دهد.

 

2ـ 8 ـ 6ـ فقدان مهارت‌های اجتماعی

یکی دیگر از دلایل مخالفت با مشارکت اجتماعی سازمان‌ها این است که بسیاری از مدیران سازمان‌ها فاقد درک و مهارت لازم برای کار روی مسائل اجتماعی هستند؛ به‌عبارت‌دیگر دیدگاه مدیران و توانایی‌هایشان بیشتر جنبه اقتصادی دارد. اگر جامعه به فردی احتیاج دارد که مشکلاتش را حل کند، چرا گروهی را انتخاب می‌کند که هیچ مهارتی در این خصوص ندارند و از شایستگی لازم برخوردار نیستند.

 

2ـ 8 ـ7ـ عدم «حساب پس‌دهی»

سازمان‌ها نسبت به فعالیت‌های اجتماعی خود مستقیماً به مردم حساب پس نمی‌دهند؛ بنابراین عاقلانه نیست که به سازمان اجازه فعالیت در حیطه‌هایی بدهیم که قرار نیست حساب پس بدهد. اگر از هرکسی بخواهیم که این کار را بکند، باعث آن می‌شویم بعداً کنترل اجتماعی ضعیفی داشته باشیم.

 

2ـ 8 ـ 8 ـ ناتوانی شرکت‌ها در انتخاب گزینه‌های اخلاقی

نظریه آخر این است که ساختار سازمان‌ها به‌گونه‌ای است که ذاتاً قادر نیستند «گزینه‌های اخلاقی» داشته باشند. مفاهیم اخلاقی در مورد افراد بکار می‌رود نه سازمان‌ها. تنها افراد هستند که می‌توانند گزینه‌های اخلاقی را برگزینند. ایده «مسئولیت اجتماعی سازمان» یک عبارت بدلی و مبهم است و توسط افرادی بکار می‌رود که یا منافع خاصی را دنبال می‌کنند و یا از این طریق می‌خواهند دیدگاه خاص خودشان را تحمیل کنند.

دانلود پایان نامه