سیاست سرمایه گذاری سرمایه در گردش، پایان نامه در مورد سیاست های مدیریت سرمایه

دانلود پایان نامه

سیاست سرمایه گذاری سرمایه در گردش

مدیریت سرمایه در گردش یک شرکت با محدودیت های فراوانی، از جمله رقابت بازار جهانی، عدم اطمینان از بودجه ناکافی، محدودیت­های مالی، مقررات جدید، روند فن آوری و هزینه­های تامین مالی بالا مواجه است (فیلبک و کروگر 2005، 17). فیلبک، کروگر و پریس (2007) استدلال کردند که       محدودیت­های مدیریت سرمایه در گردش  کار مدیر را سخت تر می کند و بهره وری استراتژی  سرمایه در گردش را کاهش می دهد. پاداچی[1] (2006) تاثیر سرمایه در گردش در یک کسب و کار را به تامین کردن خون در بدن تشبیه کرد، خون یک عنصر اساسی برای بقای انسان است و همچنین استراتژیهای موثر سرمایه در گردش برای بقای یک شرکت مهم هستند. مطالعات سرمایه در گردش در میان محققان امور مالی و حسابداری نقاط مختلف جهان رایج می باشند و اغلب مطالعات مربوط به توازن میان اجزای دارایی­های  جاری است.

منظور از سیاست سرمایه گذاری سرمایه در گردش همان نسبت دارایی­های  جاری به کل دارایی­ها می­باشد. این نسبت ابزاری است که می توان با استفاده از آن، حدود یا میزانی را تعیین کرد که شرکت وجوه خود را در اقلام دارایی­های جاری (و نه داریی­های ثابت) سرمایه گذاری کرده است. مقدار این نسبت در گرو تغییراتی است که در دارایی های  جاری رخ می دهد (البته در واکنشی که نسبت به فروش از خود نشان می دهد) و در عین حال، به میزان دارایی های  ثابتی که مورد نیاز شرکت است بستگی دارد (جهانخانی و پارسائیان 1389، 11).

شرکت­ها می­توانند با توجه به مزایای نسبی دو استرتژی اصلی مدیریت سرمایه درگردش، یکی را انتخاب کنند. آنها می توانند با اتخاذ سیاست جسورانه، سرمایه گذاری در اجزای سرمایه در گردش را درحداقل ممکن، حفظ کنند و یا با اتخاذ سیاست محافظه­کارانه فقط به فکر افزایش فروش باشند و دغدغه تناسب سرمایه­گذاری در سرمایه در گردش با سود آروری نداشته باشند (حیدریان و رضازاده 1389، 3). مبالغ سرمايه­گذاري شده در سرمايه در گردش اغلب نسبت بالايي از كل دارايي هاي یك شركت را تشكيل مي­دهد و بكار گيري اين مبالغ سرمايه گذاري شده به یك شيوه كارا و اثربخش امري حياتي است (پاداچی2006، 45).

نظیر وافرا (2009) سیاست سرمایه گذاری را اندازه­گیری کردند و بیان کردند هنگامی که یک شرکت از درجه کمتری دارائی­های کوتاه مدت نسبت به مجموع دارائیها استفاده کند، گفته می­شود در شرکت رویکرد متهورانه بر مدیریت دارائی­های سرمایه در گردش حاکم است. به همین ترتیب نظیر وافرا استدلال کردند، هنگامی که یک شرکت از بدهی­های کوتاه مدت برای خرید دارائی­های کوتاه مدت استفاده کند سیاست متهورانه تامین مالی نامیده می­شود نظیر وافرا بیشتر بیان کرد که یک خط نازک بین رویکردهای متهورانه و محافظه کارانه مدیریت سرمایه در گردش وجود دارد از اینرو، رویکردهای محافظه کارانه و متهورانه اصطلاحات نسبی هستند به این معنا که هیچ درصد واضحی وجود ندارد که اشاره به تعیین یک سیاست متهورانه و محافظه کارانه داشته باشد.

بنابراین بدلیل کاهش ارزش (استهلاک) دارایی­های  دائمی، یک دارائی بلند مدت (ثابت) بعد از یک دوره استفاده نیاز به تعمیر و نگهداری دارد، تا در سطح مطلوبی قابل استفاده باشند.تعمیر و نگهداری دارایی­ها تابع هزینه­های عملیاتی شرکت است برای اینکه بطور منظم نیازمند تامین مالی است (اپتو2012، 30).      هزینه­های عملیاتی، هزینه­های جاری شرکت هستند که یک شرکت منابعی را جهت حفظ تداوم کسب و کار صرف این هزینه­ها می­کند. آپوهامی (2008) در مورد هزینه­های عملیاتی توضیح می دهد و تاکید دارد که هزینه­های عملیاتی در جریان کار روزانه یک شرکت ایجاد می­شوند. یک شرکت نیازمند تامین وجوه  هزینه­های عملیاتی مثل پرداخت حقوق و دستمزد، هزینه تجهیزات، هزینه اجاره، هزینه­های آب و برق و هزینه نگهداری اموال یک شرکت است. بیشتر اوقات، وجه نقد برای پرداخت هزینه­های عملیاتی ممکن است برراحتی در  دسترس نباشد، شرکت می­تواند با استقراض کوتاه مدت از طریق بدهی­های کوتاه مدت مثل حسابهای پرداختنی و اسناد پرداختنی (کوتاه مدت) برای تصفیه این نوع هزینه­ها استفاده کند. تامین مالی از طریق بدهیهای کوتاه مدت معمولا کم هزینه است، زیرا دوره زمانی پرداخت بدهی به بستانکار کوتاه است. هزینه مالی پائین بر سودآوری شرکت تاثیرمی­گذارد، این تاثیر با مقایسه ، استفاده از بدهی­ بلند مدت با هزینه مالی بالا و بدهی کوتاه مدت با هزینه مالی پائین نشان داده می­شود. هنگامی که  از بدهی کوتاه مدت استفاده شود سود خالص بیشتر از هنگامی که بدهی بلند مدت استفاده می­شود افزایش                       می­یابد (آپوهامی 2008، 147). لذا استفاده از مجموع دارایی­ها برای اندازه­گیری سیاستهای سرمایه در گردش (سیاست سرمایه­گذاری و سیاست تامین مالی) با پذیرش مفاهیم سرمایه و هزینه­های عملیاتی در افزایش سودآوری یک شرکت را همراه می باشد (اپتو 2012، 30).

شركتها مي توانند سرمايه گذاري در سرمايه در گردش خود را به حداقل برسانند، یعنی یك سياست جسورانه را در پيش گيرند ویا اين كه یك سياست محافظه­كارانه را انتخا ب كنند. بنابراين، مديريت شركت مجبور است قبل از انتخاب سياست سرمايه در گردش خو د، در مورد موازنه ي ريسك و بازده تصميم گيري نمايد. حداقل كردن سرمايه­گذاری در سرمايه در گردش (سياست تهاجمي) ممكن است به طور مثبت بر روي سودآوری شركت تاثير بگذارد. از سوی ديگر سرمايه گذاري سنگين در سرمايه در گردش (سياست محافظه كارانه) نيز ممكن است منجر به سودآوري گردد (مالکی نیا و همکاران 1390، 147).

سرمايه گذاري در سرمايه در گردش يك موقعيت نقدينگي خوب براي شركت ايجاد مي كند، كه براي بقاي آن حياتي است. نكته مهم اين است كه اين نقدينگي بايد به خوبي مديريت شود و در حد بهينه قرار گيرد. پس مي­توان چنين نتيجه گرفت كه براي رسيدن به نقد ينگي بهينه به عنوان معياري براي عمكرد، سازمان­ها بايد چرخة نقدينگي خود را در حداقل ممكن نگه دارند و نگه داشتن چرخة نقدينگي در حداقل بهينه مستلزم كاهش مدت زمان وصول مطالبات، مدت زمان پرداخت حساب هاي پرد اختني و كاهش تعداد روزهاي نگه داري موجودي كالا مي باشد(فتحي و توكلي1388، 110). شركت ها استراتژي هاي مديريت وجوه نقد خود رابر محور دو هدف تعيين مي كنند: ۱)تهيه و تأمين وجه نقد براي انجام پرداخت­هاي شركت. ۲) به حداقل رساندن موجودي­هايي كه در شركت به صورت راكد باقي مي­ماند (جهانخانی و پارساییان 1389، 147).

انتخاب سیاست جسورانه و به حداقل رساندن سرمایه گذاری در سرمایه در گردش می تواند تاثیر مثبتی برسودآوری شرکت ها  داشته باشد، زیرا بدین ترتیب می توان کل دارایی­ها و بطور  متناسب خالص دارایی­های جاری را کاهش داد (حیدریان و رضازاده 1389، 3). در مقابل کاهش سطح سرمایه­گذاری در دارائیهای جاری، محافظه کاران معتقدند؛ موجودیها برای فروش کافی خواهند بود تا زمانیکه دارائی­های جاری به حداقل نرسند (وینرب و ویسچر 1998، 12).

در رویکرد محافظه کارانه با حفظ نقدینگی یک حس امنیت ایجاد می شود، به این معنی که کالاهای بسیاری برای فروش در دسترس است و در نهایت پول نقد برای کالاها رد و بدل می­شود. با این حال دارایی­های  جاری بیش از حد زیاد  مشکلات انباشتگی موجودی کالا، افزایش بدهی­های غیرقابل وصول و افزایش حساب­های پرداختنی، سرقت و در نهایت کاهش سودآوری را دنبال دارد. به همین ترتیب، استراتژیهای متهورانه تامین مالی می­تواند سودآوری شرکت را بالا ببرد. این وضعیت هنگامی ایجاد می شود که شرکت یک قانونی را ایجاد می­کند، مبنی بر اینکه اکثر دارائی­های جاری باید بیشتر از طریق بدهیهای جاری در مقابل بدهی­های بلند مدت خریداری شوند (نظیر و افزا 2009، 20). این رویکرد هزینه انتقال دارائی­های جاری را کاهش و هزینه نگهداشتن بدهی­های بلندمدت را کاهش و در نهایت سود شرکت را افزایش      می­دهد (اپتو 2012، 27).

پاداچی (2006) نشان داد که سرمایه­گذاری در موجودی کالا لازم است. زیرا، برای عملیات جاری مورد نیاز می­باشد. بنابراین مدیریت مناسب موجودی کالا باید تاثیر مطلوبی روی سودآوری بدهد. همچنین نظیر وافزا (2009) بیان کردند که تامین مالی بیش از حد زیاد یا کم روی موجودی کالا پیامدهایی به همراه دارد. همچون سطح بهینه تامین مالی دارایی های  سرمایه در گردش که سودآوری را بهبود خواهد بخشید.در نتیجه، یک منبع کامل وجوه، شرکت را به خرید کالا و ارائه خدمات قادر می­سازد، که بطور یکنواخت (به گونه­ای که همه عوامل برابر باشند) درآمد شرکت را افزایش و هزینه­ها را کاهش و سودآوری را افزایش می­دهد (اپتو2012، 33).

دفعات كم گردش كالا، به معناي سرمايه گذاري نسبتا زياد در موجودي كالا است (درمقايسه با مبلغ فروش)، نگهداري كالا بيش از سطح لازم، باعث حبس منابع مالي در موارد غير مولد خواهد شد. از طرف ديگر، چنانچه دفعات گردش كالا خيلي زياد باشد، به معناي آن است كه موجودي كالا در سطحي نسبتا كم و غير كافي نگهداشته مي شود و مي تواند به طور مكرر موجب اتمام موجودي و از دست دادن مشتريان بشود. هدف واحد انتفاعي قاعدتا بايد اين باشد كه سطح موجودي كالا را در حدي مطلوب نگهدارد كه نه باعث به كار گيري منابع مالي در موارد غير مولد و نه باعث از دست دادن مشتريان شود (محمدی 1388، 82).

[1] . Padachi

دانلود پایان نامه