فرضیه ثبات مدیریتی و همگرایی منافع:.پایان نامه رابطه بین ساختار مالکیت و ارزش بازار

دانلود پایان نامه
  • فرضیه ثبات مدیریتی و همگرایی منافع:

طرفداران فرضیه ثبات مدیریتی بر این باورند که زمانی که سهامداران مستقیماً در مدیریت شرکت حضور دارند، با توجه به ثباتی که آنها در جایگاه سازمانی شرکت به دست می آورند، به اطلاعاتی دسترسی پیدا می کنند که این امر موجب به وجود آمدن عدم تقارن اطلاعاتی بین آنها و سایر سهامداران می شود و بنابراین، ممکن است که تصمیمات آنها در جهت حداکثر کردن ثروتشان اخذ گردد(جانگ و همکاران،2002: 304) .این وضعیت از دیدگاه سایر  سرمایه گذاران باعث عدم شفافیت گزارش هاي مالی می شود و در نتیجه، آنها در واکنش به آن و در جهت حفاظت از خود، محدودیت هاي قراردادي بیشتري را بر مالک/ مدیر تحمیل می کنند که باعث می شود احتمال دستکاري گزارش هاي مالی و بخصوص سودهاي گزارش شده توسط مدیریت بیشتر شود تا در نهایت باعث کاهش کیفیت سود شود(ابراهیمی کردلر،اعرابی،1389: 98) .

طرفداران فرضیه همگرایی منافع معتقدند که به دلیل کاهش هزینه هاي نمایندگی که در صورت وجود مالک-مدیر ایجاد می گردد، وي به گونه اي رفتار می کند که ارزش شرکت بیشتر شود و سود بیشتري حاصل شود که این مساُله موجب حداکثر شدن منافع سایر سهامداران نیز می گردد و آنها در واکنش به این اقدام مدیریت، محدودیت هاي کمتري را بر وي تحمیل می کنند .این اقدام سایر سهامداران باعث می شود که مدیر شرکت، انگیزه کمتري به منظور تحریف اطلاعات مالی داشته باشد و به عبارت دیگر، گزارش هاي مالی با کیفیت تري را ارائه نماید(فان و همکاران،2002: 404).

  • مالکیت نهادی

سهامداران نهادی در دهه های اخیر یه یکی از مهمترین اجزای بازار سرمایه در بیشتر کشورهای جهان تبدیل شده اند.به طوری که حجم بزرگی از سرمایه گذاری های انجام شده را این نهادها صورت داده اند.در حقیقت سرمایه گذاران نهادی منابعی برای نفوذ و نظارت بر شرکت و مدیران دارند و یکی از روشهای حل مشکل نمایندگی این است که از طریق مالکیت نهادی ، رابطه بین مدیران شرکت و ذی نفعان به هم نزدیک شود(کاظمی، محمد نژاد،1390: 111)بر اساس فرضیه نظارت فعال ، سرمایه گذارن نهادی ، سهامداران متبحری هستند که دارای مزیت نسبی در جمع آوری و پردازش اطلاعات هستند.منطق فرضیه نظارت فعال این است که به علت بالا بودن هزینه نظارت، فقط سهامداران بزرگ نظیر سرمایه گذاران نهادی می توانند با دستیابی به مزایای کافی، انگیزه نظارت را داشته باشند.سهامداران نهادی ، سهامدارانی با افق دید بلند مدت هستند که مبادلات خود را به تنهایی بر مبنای اخبار سود ترتیب نمی دهند.درحقیقت سهامداران نهادی به ارزش بلند مدت شرکت توجه زیادی داشته و عمدتاً از توانایی و قدرت کنترل شرکت نیز برخوردارند(گاسپار و همکاران،2005: 136).در نوشته هاي دانشگاهي بر اهميت نقش سرمايه گذاران نهادي، تأكيد شده است.وجودميانجي بزرگ، مانند يك سرمايه گذار نهادي، مي تواند مشكلات كارگزاري را به دليل توانايي برخورداري از مزيت صرفه اقتصادي ناشي از مقياس و تنوع بخشي حل و فصل نمايد(رحمانی و همکاران،1389: 41). گلاستن و ميلگروم(1985) معتقدند وجود نهادهاي با مزيت اطلاعاتي سبب بروز هزينه هاي كژگزيني براي سرمايه گذاران بي اطلاع مي شود و درنتيجه نقدشوندگي  کاهش مي يابد .نظريه پرطرفدار ديگر آن است كه با وجود چندين سرمايه گذار نهادي و ايجاد رقابت بين آن ها، احتمال اثرگذاري اطلاعات در قيمت ها افزايش مي يابد .مندلسن و تونكا(2004) مدعي هستند كه نهادها سبب كاهش عدم اطمينان در مورد قيمت واقعي دارايي ها، كاهش در زيان هاي ناشي از معاملات، افزايش رغبت سرمايه گذاران و درنهايت افزايش در نقدشوندگي بازار مي شو ند.گروهي ديگر نيز معتقدند وجود مالكان نهادي، كه با ديد بلندمدت سرمايه گذاري نموده اند، سبب مي شود با كاهش تعداد سهام شناور در دسترس، نقدشوندگي كاهش يابد(کاتو،2009).

  • انواع مالکیت نهادي (فعال و منفعل)

بر اساس شواهد حاصل از تحقیقات پیشین(نویسی،نایکر،2006) تأثیر سرمایه گذاران نهادي بر رویه هاي اتخاذ شده شرکت مشابه با هم نبوده، انگیزه هاي یکسانی براي نظارت بر این رویه ها ندارند. بر این اساس، سرمایه گذاران نهادي را می توان به دو دسته منفعل و فعال تقسیم کرد. سرمایه گذاران نهادي منفعل داراي گردش پرتفوي بالایی بوده و استراتژي معاملاتی لحظه اي دارند. براي مثال، با یک خبر خوب سهام می خرند و با خبر بد سهام را می فروشند. براي این مالکان، قیمت جاري سهام بسیار مهم بوده، داراي دیدگاه کوتاه مدت و گذرا هستند و عملکرد جاري را به عملکرد بلندمدت شرکت ترجیح می دهند. بنابر این، انگیزه زیادي براي نظارت بر مدیریت و داشتن نماینده اي در هیات مدیره شرکت هاي سرمایه پذیر ندارند، زیرا بعید است که منافع این نظارت در کوتاه مدت نصیب آنها شود (مهرانی و همکاران،1389: 51).تمرکز بیش از حد این سهامداران بر عملکرد و سود جاري، ممکن است انگیزه هایی را براي خوش بینی مدیریت در ارائه سود حسابداري جهت نیل به اهداف کوتاه مدت، فراهم آورد. بنابراین، به نظر می رسد این مالکان علاقه اي به استفاده از رویه هاي محافظه کارانه سود ندارند.در مقابل، سرمایه گذاران نهادي فعال، دیدگاه بلند مدت داشته، عملکرد بلند مدت شرکت را مد نظر دارند. بنابراین، انگیزه زیادي براي داشتن نماینده در هیات مدیره شرکت هاي سرمایه پذیر دارند. گردش پایین سبد سهام سرمایه گذاران بزرگ بیانگر انگیزه این سهامداران براي نگهداري سهام و تشویق مدیران به بهبود عملیات و افزایش ثروت سهامداران است. این سهامداران با نظارت فعالانه بر مدیریت و تصمیمات وي، انگیزه هایی را براي مسؤولیت پذیري بیشتر مدیریت فراهم می آورند. آلمازان و همکاران(2005) دریافتند که هر چه سطح مالکیت نهادي  فعال بیشتر شود، سطح نظارت بر مدیر و رویه هاي اتخاذ شده از سوي او بیشتر می شود. همچنین، محققانی نظیر چونگ و فیرس و کیم(2002) نیز نشان دادند که حضورسرمایه گذاران نهادي فعال، سبب کاهش استفاده از رویه هاي غیر محافظه کارانه براي مدیریت سود می شود.

  • مالکان خانوادگی

مالکان خانوادگی به افراد یک یا چند خانواده گفته می شود که کنترل شرکتی (تملک حداقل 50% سهام) را در اختیار دارند(آریفین،2003).در بسیاری از کشورهای توسعه یافته یا در حال توسعه ، شرکتها معمولاً خانوادگی هستند.در شرکتهای خانوادگی نسبت به شرکتهای سهامی عام،مسائل نمایندگی کمتری به چشم می خورد.زیرا تضاد منافع کمتری بین مالک و مدیر وجود دارد.از این رو هزینه های کنترل در آنها کمتر است و این امر سبب می شود که این شرکتها موثر و کارآمدتر بوده و ارزش بازار بیش تری داشته باشند.اگر مالکیت خانوادگی بیانگر یک ساختار سازمانی کارآ باشد، آنگاه مدیریت سود فرصت طلبانه محدود خواهد شد(احمدپور، منتظری،1390: 9).اما اگر این گونه شرکتها متعلق به یک گروه تجاری باشند، ممکن است این الگو حفظ نشود.در این شرکتها انگیزه زیادی برای سلب مالکیت از سهامداران اقلیت و مدیریت سود فرصت طلبانه وجود دارد.شرکتهای خانوادگی از طریق ساختار مالکیت هرمی و گروه های تجاری خود، می توانند از سهامداران اقلیت، سلب مالکیت کنند.این رخدادها به این دلیل است که این گونه شرکتها توسط مالکانی استثمار شده اند که از آنها برای جمع آوری وجوه از عموم و انتقال به شرکتهای دیگر در گروه تجاری استفاده می کنند.(سیرگار،2008).کیم و یی (2005) شواهدی یافتند که مدیریت سود فرصت طلبانه در شرکتهای با گروه تجاری در مقایسه با شرکتهای بدون گروه تجاری، بسیار بیشتر است.

دانلود پایان نامه