ماهیت انگیزش:پایان نامه درباره توانمندسازی

دانلود پایان نامه

ماهیت پیچیده انگیزش

افراد به واسطه نیازهای مختلف برانگیخته می‌شوند، آنها علاوه بر نیاز اساسی به غذا، لباس و پناهگاه به پذیرش، قدردانی و عزت نفس نیز نیاز دارند. هر فرد این نیازها را به طرق و با درجات مختلفی تجربه می‌کند. در واقع افراد به واسطه نیازهای مختلف در زمان‌های مختلف در زندگیشان برانگیخته شده‌اند و این باعث پیچیده‌تر شدن موضوع می‌گردد. افراد بالغ همچون کودکان و نوجوانان به ایجاد تغییر در شیوه‌های مهم در سراسر زندگیشان ادامه می‌دهند. الگوهای رشد بزرگسالی در کتابهای مهمی‌ مانند گذر و رهیابان نوشته گیل شیهی و فصول زندگی مردان نوشته دانیل لوینسون توصیف شده است. هیچ رویکردی به انگیزش برای همه افراد یا برای یک نفر در همه زمان‌ها کاربرد ندارد.

انگیزش می‌تواند به عنوان سایقی تلقی شود که ما را به سمت آنچه انجام می‌دهیم، سوق دهد و این یک سایق درونی است که ما را وادار به رسیدن به هدفی خاص می‌کند. در شرایط کاری، این تعریف ممکن است پیشنهاد کند که همه انگیزش‌ها، نتیجۀ پاداش‌های درونی است که یک نفر در حالی که شغل را انجام می‌دهد، دریافت می‌کند. اما انگیزش در کار می‌تواند به وسیله پاداش‌هایی تحریک گردد که سوای از خود شغل رخ می‌دهند. این پاداش‌ها به «برانگیزنده‌های بیرونی» اشاره دارند. پس، انگیزش دارای دو بعد درونی و بیرونی است.

انگیزش درونی از خشنودیی ناشی می‌شود که وقتی کار معنی‌دار باشد و به ما حس هدفمندی بدهد، به وجود می‌آید. اصولاً سازمان‌هایی که فردمحور هستند، ارزش پاداش‌هایی که خود اهدایی هستند و به طور درونی تجربه شده‌اند را تشخیص داده‌اند. فردریک هرزبرگ روانشناس بیان می‎دارد که انگیزش از محرک درونی ناشی می‌شود که از بافت کاری و نه از محیط کاری ریشه می‌گیرد. وی همچنین اظهار می‌دارد که مشاغل برای فراهم کردن چالش، فرصت پیشرفت و رشد فردی، باید غنی شوند. این پاداش‌های درونی، بیش از پول و جایزه به خاطر عملکرد برجسته یا دیگر پاداش‌های بیرونی مشابه، باعث برانگیختگی برخی افراد می‌گردد.

انگیزش بیرونی، عملی است که توسط فرد دیگری که معمولاً شامل انتظار یک نوع پاداش می‌شود، اتخاذ می‌شود و برخی از پاداش‌های بیرونی معمولی در شرایط کاری عبارتند از پول، بازخورد معطوف به عملکرد و جوایز. برخی سازمان‌ها از مشوق‌ها برای تشویق کارکنان جهت ایجاد عادات کاری خوب و تکرار رفتارهایی که برای خودشان و سازمان سودآور است، استفاده می‌کنند و یک مشوق می‌تواند به شکل پول، زمان استراحت در کار یا برخی از انواع دیگر پاداش باشد.

پاداش‌های بیرونی به ندرت برای برانگیختن افراد بر مبنای یک روند مستمر و مداوم بسنده می‌کنند. به طور آرمانی، یک سازمان تعداد مناسبی از پاداش‌های بیرونی را فراهم می‌کند، در حالی که به کارکنان اجازه می‌دهد که خشنودی درونی و مستمر که ناشی از شغل چالش برانگیز است را تجربه کنند.

در روان‌شناسي، انگيزش به شروع، جهت، شدت و مقاومت رفتار اطلاق مي‌شود (گين، 1995). در واقع انگيزش يک وضعيت پويا و موقتي است که بايستي از شخصيت يا هيجان تفکيک گردد. انگيزش، تمايل و علاقه به انجام چيزي است. يک شخص باانگيزه مي‌تواند از اهداف کوتاه مدت و يا بلند مدت بهره‌مند باشد در حالی که هیجان به صفات و خصوصيات بادوام‌تر افراد (مثل کم‌رويي، برون‌گرايي، هشياري و …) نسبت داده مي‌شود. همچنين برخلاف انگيزش، هيجان به حالت‌هاي گذر تاکید دارد (مثل خشم، اندوه، شادي و …) که فوراً منجر به رفتار نمي‌شود. “مطالعه انگيزش به فرايندهايي مربوط مي‌شود که به رفتار، انرژي و جهت مي‌دهد. منظور از انرژي اين است که رفتار نيرو دارد؛ يعني نسبتاً نيرومند، شديد و پايدار است. منظور از جهت، اين است که رفتار هدف دارد، يعني در راه رسيدن به هدف خاصي گرايش دارد”. (ريو، 2005).

انگيزش به نيروي ايجاد کننده، نگهدارنده و هدايت کننده رفتار گفته مي‌شود (سيف، 1387). انگيزه به صورت نياز يا خواست ويژه‌اي که انگيزش را موجب مي‌شود، تعريف شده است (سيف، 1387). انگيزش حالتي است که تمايل به انجام عملي خاص را در فرد به وجود مي‌آورد، چنين حالتي ممکن است حالت محروميت مثل گرسنگي يا يک نظام ارزشي خاص و يا يک اعتقاد عميق مذهبي باشد (کاپلان و سادوک، 2003). انگيزش همچنین مي‌تواند به عنوان نيرويي پيشران و پشتيبان در تمامي اعمال انسان در نظر گرفته شود. تمايلات و نيازهاي شخصي تأثيري قوي و عمیق بر روي جهت رفتار دارد. اشکال مختلفي از انگيزش از جمله انگيزش بيروني، انگيزش دروني، انگيزش فيزيولوژيکي و انگيزش پيشرفت وجود دارد. همچنين انگيزش از اشکال منفي نيز برخوردار است. در واقع انگيزش پيشرفت مي‌تواند به عنوان نياز به موفقيت يا دستيابي به برتري تعريف شود و افراد با استفاده از ابزارهاي گوناگون از جمله ابزارهاي دروني و بيروني به تأمین نيازهاي خود بپردازند.

همچنین انگيزش، نيرويي بنيادي در تمامي اعمال ما است. انگيزش معطوف به پويش‌هاي رفتاري ما  مانند نيازها، تمايلات و آرزوها در زندگي است. انگيزش پيشرفت بر اساس دستيابي به موفقيت و برآورده کردن تمامي آرزوهايمان در زندگي استوار مي‌باشد. انگيزش پيشرفت باعث تأثيرگذاري بر نحوه اجراي يک وظیفه و نشان دادن تمايلات شايستگي مي‌شود (لتو و اليوت، 1997). سایق‌هاي فيزيولوژيکي پايه، رفتار طبيعي ما را در محيطهاي گوناگون تحت تأثير قرار مي‌دهند. بسياري از اهداف ما بر پايه مشوق‌ها استوار است و دامنه آن مي‌تواند از گرسنگي تا نياز به عشق و روابط جنسي پخته در نوسان باشد. دامنه انگيزش پيشرفت مي‌تواند از نيازهاي بيولوژيکي تا ارضاي تمايلات خلاق و دستيابي به موفقيت در رقابتهاي سخنت و بحرانی تغيير يابد. انگيزش در زندگي روزمره ما به دليل تأثيرگذاري از نقش حياتي برخوردار است. همه رفتار، اعمال، افکار و باورهاي ما تحت تأثير نيروي دروني موفقيت قرار دارد. روان‌شناسان در کل معتقدند که انگيزش نيرويي است که به فعاليت مي‌آيد و موجب پیدایش رفتار مي‌شود و به آن شکل و جهت ميبخشد، همچنین انگيزش داراي منشأ يا علت دروني است. در واقع انگيزه‌ها، بر پایه نيازها، خواست‌ها و آرزوهاي خاصي هستند که به حرکت درآمده‌اند و يا آنکه فرد را براي ارضاي نيازهاي معيني به وادار به فعاليت می‌کند (پارسا، 1382)

انگيزه و انگيزش غالباً به صورت مترادف به کار مي‌روند، با اين حال مي‌توان انگيزه را دقيق‌تر از انگيزش دانست. به اين صورت که انگيزش را عامل کلي مولد رفتار، اما انگيزه را علت ویژه يک رفتار خاص به حساب آورد و اصطلاح انگيزه بيشتر در اشاره به رفتار انسان به کار مي‌رود.

دانلود پایان نامه