مهارت در خودآگاهی

مهارتای زندگی
 مهارت در خودآگاهی
باخبر شدن از خود و خصوصیات مختلف خود، به آدم کمک می کنه با تواناییا و ضعفا و بقیه خصوصیات خود آشنا شه. در صورت برخورد با طرف مقابل و تشکیل زندگی مشترک بهتر و عمیق تر با مسائل روبه رو شه. این خودآگاهی به شخص نشون میده که چجوری می تونه احساسات خود رو بشناسد، از وجود اونا آگاه شده و به وقت ضرورت کنترلشان کنه تا باعث هیچگونه ناراحتی نگردد.
باخبر شدن از خود و خصوصیات مختلف خود، به آدم کمک می کنه با تواناییا و ضعفا و بقیه خصوصیات خود آشنا شه. در صورت برخورد با طرف مقابل و تشکیل زندگی مشترک بهتر و عمیق تر با مسائل روبه رو شه. این خودآگاهی به شخص نشون میده که چجوری می تونه احساسات خود رو بشناسد، از وجود اونا آگاه شده و به وقت ضرورت کنترلشان کنه تا باعث هیچگونه ناراحتی نگردد.
خودآگاهی، باعث شناخت نیاز افراد و یافتن راه مناسب واسه روبرو شدن با اونا می شه. اهداف زندگی رو مشخص تر و واقعی تر نشون میده و ارزش واقعی افراد و مسائل دور و برشون رو نمایان می سازه. خودآگاهی فرآیند سالم هویت یابی رو واسه آدم سهل تر می کنه، به زندگی اون آرامش میده و احساس رضایت مندی اش رو رونق می بخشه.
«خودآگاهی» تضمین کننده استواری وجود فرد موقع بزرگسالیه و باعث پرورش روابط زن و شوهر در رویارویی با مشکلات و حل مناسب اونا می شه.
خودآگاهی تضمین کننده استواری وجود فرد موقع بزرگسالیه و باعث پرورش روابط زن و شوهر در رویارویی با مشکلات و حل مناسب اونا می شه.
به جز موارد بالا، «خودآگاهی» شناخت و تنظیم احساسات، اهداف و برنامه زندگی، تفریحات و سرگرمیا، تواناییا، ضعفا، ارزشا، مسئولیتا، شناخت فرهنگ، مذهب، علائق، آرزوها و استعدادها رو به دنبال داره.
کشف و درک و شناخت مهارت ها و تواناییای خود، به خاطر این مهمه که فرد قبل از ازدواجش بدونه چه هدفی داره تا واسه ازدواج خود طبق هدف اصلی زندگی اش، برنامه ریزی کنه. مثلاً فردی که هدفش رسیدن به درجات عالیه کمال و معنویاته، اگه با کسی ازدواج کنه که هدفش رسیدن به یک زندگی گرون قیمت و سراسر مادیاته، به طور قطع پس از ازدواج، دچار مشکلات زیادی در زندگی مشترک میشه. امتیاز دیگری که میشه واسه خودآگاهی منظور کرد اینه که موجبی قوی واسه شناخت و تشخیص تفاوتای بین خود و دیگرانه. در این بین باید گفت شناخت تفاوتای بین زن و مرد، یکی از مهم ترین بخشای مربوط به مهارت خودآگاهیه.
● شناخت تفاوتای بین زنان و مردها
در یک بعد کلی میشه گفت انسانا، تفاوتای خیلی با همدیگه دارن که دلایل شون هم جور واجور(جور واجور(متنوع)) و متعدده. اما تفاوتای بین زن و مرد ، تفاوتای کلی ایه. بعضی از این تفاوتا، ریشه در عوامل فیزیولوژیکی و زیستی دارن و بعضی، نشأت گرفته از عوامل فرهنگی و اجتماعی هستن.بیشترین این تفاوتا رو که معمولاً شدین و قابل تعمقه، میشه در ازدواج و زندگی مشترک به روشنی احساس کرد، مثل این که:
۱) دید زنان و مردها نسبت به رابطه و مسائل جنسی ً متفاوته
این فرق که ریشه زیستی داره، مهمترین اختلاف اونا در مورد رابطه جنسیه. این رابطه در زنان با احساسات مثبت و احساسات گره خوردهه در حالی که رابطه جنسی در مردها، بیشتر جنبه های فیزیولوژیک داره و بیشتر ارضای یک غریزه به حساب می آِید. دیگه اون که جنبه های عاطفی این احساس در مردها، خیلی کمتر از اون احساسیه که در زنا هست. این تفاوتا و یا نبود باخبر شدن از اونا، بعضی وقتا باعث سوء تفاهم و به هم خوردن روابط بین مرد و همسرش می شه.
۲ ) استقلال واسه مردها اهمیت خیلی داره
استقلال مردها از موارد قابل توجه در زندگی مشترکه. چون اونا مایلند و می خواهند در مورد مسائل پولی و معاملات و بقیه موارد مثل، جداگونه عمل کنن. مخالفت همسر یا نبود توجه اون به این نکته، می تونه مشکلات و مشکلاتی در زندگی مشترک بسازه چون مرد تصور می کنه که به احساس استقلالش، آسیب خوردهه.

۳ ) زنان می خواهند مورد حمایت باشن و به این حمایت اهمیت می دن
اگه زن حس کنه از طرف همسرش مورد بی توجهی و بی مسئولیتی قرار گرفته، خیلی آزرده می شه و واکنشای عاطفی شدین نشون میده. چون چیزی که واسه زنا مهمه، اینه که حس کنن همسرشان به اونا احترام میذاره و به سلامت وعقیده و … اونا اهمیت میده.
۴ ) مدیریت خونه واسه مردها خیلی مهمه
با مراجعه به فرهنگای مختلف موجود در جوامع جورواجور، خواهیم دید که «مرد» به عنوان قدرت اول خونواده، شناخته شده که این مسئله رو باید جدای از تبعیضای جنسی بین زن و مرد، به حساب آورد. در خونوادهایی که زن بی نظرخواهی و مشورت همسرش درباره مسائل خانوادگی تصمیمی انجام می کنه، یا این که قدرت اول خونواده، معمولاً مشکلات جورواجور زیادی نگاه می شه که آسیب دیدگی احساس مرد از خود رو میشه یکی از این ناراحتیا دونست. البته این که مرد، قدرت اول خونواده باشه به اون معنا نیس که مرد، در یک نقش دیکتاتوری ظاهر شه بلکه منظور از این مسئله، مدیریتیه که باید بر عهده مرد قرار بگیره.
۵ ) صحبت کردن و ارتباطات اجتماعی واسه زنان مهمه
زنا با دور هم جمع شدن و صحبت کردن، خیلی از نگرانیا، استرسا و ناراحتیای خود رو کاهش وتخلیه می کنه. تمایل به ارتباطات اجتماعی و حرف زدن در زنان بیشتر از مردانه. واسه همین اگه درک و آگاهی زن و مرد، نسبت به این ویژگی ضعیف باشه، مطمئناً اونا رو دچار سوء تفاهمات جدی در زندگی مشترک انجام میده.
۶ ) نگاه مردها به مسائل، کلی تره
مردها معمولاً وارد جزئیات و نکات ظریف نمی شن، در حالی که زنا به عمق مسائل و اجزاء ریز در ارتباطات و دیگه موارد، توجه زیادی دارن. معمولاً این خصوصیات زن و مرد، باعث می شه زن تصور کنه مرد در باره خیلی از مسائل بی دقت و بی توجه و مرد هم همسرش رو فردی حساس و با دقت بدونه که همیشه ذهن خود رو واسه موارد و مسائل بی ارزش و کم اهمیت، درگیر و مشغول می سازه.
۷ ) جذابیتای جسمی و آراستگی واسه مردها خیلی مهمه
مردها بیشتر از زنا تحت اثر جذابیتای جسمی و آراستگی زن قرار می گیرن که اینم یکی دیگه از تفاوتای مهم آنهاست.
۸) زنا عاطفی تر از مردها هستن
یکی دیگه از تفاوتای کلی بین زن و مرد، عاطفی تر بودن زنانه و این انتظاریه که زنا، از مردها هم دارن! مثلاً زنی که همیشه تاریخ دقیق روز ازدواج ، تاریخ تولد همسر، جای آشنایی و … رو به یاد داره و چه بسا به مناسبت اونا، واسه همسر خود، هدیهایی هم تهیه کنه، وقتی با شوهری روبه رو می شه که نسبت به این مسائل بی توجه یا فراموشکاره، اولین احساسش اینه که همسرش نسبت به اون بی علاقه و بی اهمیته. باید دونست ادامه اینجور تفکرات منفی و برخوردهای احساسی در مدت وقتی کم، باعث بروز سوء تفاهم و دلسردی از زندگی مشترک می شه. پس باخبر شدن از این نکات علاوه بر اون که از ناراحتیای خیلی جلوگیری می کنه، احساس مهارت در زندگی مشترک رو در شخص رشد میده و اونو به موفقیت میرسوند.
● مهارت در همدلی با افراد
همدلی با افراد مهارت خاصی می خواهد. همدلی به ایجاد رابطه عمیق و صمیمی به انسانا کمک خیلی می کنه. بعضی وقتا افراد به اشتباه، تصور می کنن تفاهم به این معناست که ما با فرد مقابل، ً همفکر و هم باور باشیم، در حالی که باید گفت اینجور تصوری از پایه و پایه اشتباهه، چون هیچ وقت نمیشه دو آدم رو پیدا که به طور کامل مثل همدیگه باشن. اختلاف و فرق در دیدا، سلیقها، آرزوها، عقاید و علایق، همه و همه، چیزی طبیعی و ً عادیه. اما چیزی که این اختلاف و فرق رو می تونه واسه ما، قابل درک و فهم سازه، همون «همدلی» است که به دلیل اون، میتونیم خیلی از مشکلات ارتباطی خود با بقیه، خاصه شریک زندگی مون، رو برطرف سازیم.
▪ اصول مهارت همدلی
۱ ) به صحبتای بقیه خوب گوش کنین.
هنگامی که کسی صحبت می کنه، کار دیگری انجام ندین. خوب گوش کردن یا یعنی، گوش کردن فعال، پایه و پایه هر نوع رابطه سالمیه. نمیشه هم کتاب خواند و هم به صحبتای طرف مقابل گوش داد. چون بین شنیدن و گوش دادن، فرق زیادی هست. توجه کنین که هنگام صحبت کردن طرف مقابل، به شکل اون نگاه کنین تا مطمئن باشه نسبت به صحبت هاش، هر چند معمولی و عادی، دقت، احترام و حساسیت لازم رو قائلید. حتی بعضی وقتا با اعلام کلماتی چون بله! عجب! خوب! فهمیدم! پس این طور! به اون نشون دهید که ً به صحبت هاش و اون چیزی که می گه، توجه دارین و واسه این توجه تمرکز کافی داشته باشین.
۲ ) با احساس و احساسات طرف مقابل تون همراه و هماهنگ شید.
هنگام همدلی، سعی کنین طرف مقابل خود رو درک کنین. اونم به طور حقیقی و دور از هرگونه خودنمایی و تصنعی ریاکارانه یا از روی زور! بلکه از روی عاطفه و احساس هماهنگ با طرف مقابل. مثلاً هیچ وقت نمیشه با فردی که با صدا و حالتی حزن آلود، درباره مسئله یا موضوع ناراحت کننده ای سخن می گه، با لحنی خوشحال و پر از سرخوشی سخن گفت. البته عکس این مثال هم صادقه.
۳ ) به احساسات و هیجانای طرف مقابل تون توجه داشته باشین.
بیشتر اوقات، فردی که از شرایط و مسایل خود، سخن می گه و به توضیح مشکلات یا درد دل هاش می پردازد، قبل از اون که به دنبال راه چاره یا پند و اندرز و یا راهنمایی باشه، نیاز داره تا مخاطب اون، متوجه احساس و حالت و هیجان اون شه و موقعیتای احساسی اونو درک کنه. شما باید با توجهی که نسبت به احساس و هیجان اون می کنین، این خواسته رو واسه اون به اثبات برسونین.
۴ ) خود رو به جای طرف مقابل بذارین.
تنها در این صورته که می تونین از دریچه چشم اون، به مشکلات نگاه کنین و احساسات و موقعیتش رو دریابید تا بتونین همدلی لازم رو درباره اش داشته باشین.
۵ ) در همدلی با طرف مقابل، از جمله های قاطع استفاده نکنین.
معمولاً شدت ناراحتی و هیجان در فرد نیازمند به همدلی، به حدیه که موجبات آزردگی و آسیب پذیری رو در اون، با استعداد می سازه. پس باید مراقب بود تا با اینجور فردی، با کلمه ها و جمله های قاطع و بُرنده، صحبت نکنیم. چه بسا که در تشخیص احساس و معانی سخنان اون اشتباه کرده باشیم اون وقت به دلیل قطعیت نظر و صحبتی که داشته ایم، نه تنها همراه و همدل اون نبوده ایم، بلکه به یه جور اون رو آزرده خاطر و متنفر هم کردیم.
● مهارت حل اختلاف
این مهارت هم، مثل بقیه مهارت ها، واسه ازدواج و تشکیل زندگی مشترک و ً ایجاد رابطه درست با بقیه لازم و واجبه. چیزی که مسلمه، بروز اختلاف و فرق بین افراد، چیزی ً عادی و طبیعیه. منتها مهمتر و طبیعی تر اینه که نسبت به حل این اختلافات، تسلط داشته باشیم و بتونیم اختلاف یا سوء تفاهمات خود یا بقیه رو به شکلی حل کنیم که رضایت همه فراهم آید؛ و این رضایت حاصل نمی شه مگه با کسب مهارت در حل اختلافات.
▪ اصول مهارت حل اختلاف
۱) صحبت کنین، اما بی پرخاش و توهین و تندی.
حل اختلاف، در زمان عصبانیت، حاصلی جز خراب کردن بیشتر نداره. پس بهتر اینه که همیشه بعد از آروم شدن محیط و افراد، اقدام شه.
۲) منفی سخن نگید.
اگه واسه وصل کردن، قدم جلو می ذاریم، باید دقت کنیم از به کار بردن سخنان نومید کننده و تحریک کننده و در کل منفی، خودداری نمائیم.
۳ ) در اولین قدم اختلاف، اونو حل کنین.
به محض احساس اختلاف یا سوء تفاهم، درصدد حل اون برآیید. چون اگه شامل مرور زمان شه، تبدیل به کینه و ناراحتی می شه. به خاطر داشته باشین صحبت و بازگو کردن ناراحتیا و سوءتفاهمات، کمک مؤثری واسه آزادی از غم و اندوهه و حل اختلافات رو هم سهل تر می کنه.
۴) از طرف مقابل خود، یا دو طرف اختلاف، خواسته کنین تا خیلی سریع، وقت مناسبی رو با هماهنگی همدیگه، واسه حل اختلاف، اختصاص دهند.
۵) احساس شرم و گناه و خجالت رو واسه طرف مقابل به وجود نیارین.
اگه ما با طرف مقابل خود، دچار مشکلی شدین یا واسه حل اختلاف بقیه، می خواین اقدام کنین، هیچوقت نباید به شکلی صحبت کنین که دیگری یا بقیه رو دچار احساس خجالت، گناه یا خجالت کنین. طعنه و کنایه رو هم باید از لحن و کلامتان حذف کنین.
۶) نظر و باور خود رو بگید.
ناراحتی خود رو عنوان کنین و درباره اش سخن بگید بی اینکه قضاوت یا سرزنش کنین و حکمی صادر کنین.
۷) دیگری یا بقیه هم حق دارن.
به طرف مقابل خود یا دیگرانی که با همدیگه دچار اختلاف شدن، اجازه کافی بدین تا از ناراحتیا و مشکلاتشان صحبت کنن. تخلیه روانی، فرد رو واسه طرح یا پذیرش مسائل متفاوت و بعد حل مشکلات، آماده تر می کنه.
۸) عذرخواهی مشکل نیس.
در زمان حل اختلاف، اگه فرد متوجه اشتباه خود بشه، بهتره فوری با یک جمله که نشون دهنده ندامت و عذرخواهی اوست مسئله رو ختم به نه کنه. «عذرخواهی» نه تنها فرد رو کوچیک نمی کنه، بلکه بقیه رو متوجه انعطاف و دقت نظر اونم می سازه. حال اگه لزومی به عذرخواهی هیچ کسی نگاه نشد، توافق و به قول معروف، کنار اومدن با هم، راهی تازه واسه رفع سوء تفاهمات و ایجاد ارتباطات جدید هستش.
۹) هربار، فقط یک موضوع رو مطرح کنین.
واسه هر مشکل، یک جلسه مشخص رو اختصاص دهید. چون که در صورت صحبت و طرح همه ناراحتیا و مشکلات در یک جلسه، نه تنها راه حلی حاصل نمی شه، بلکه از نگاه یادآوری و تداعی یا درهم پیچیدگی ناراحتیا، دامنه اختلافات وسعت بیشتری خواهد گرفت.
لازم به یادآوریه که مهارت حل اختلاف، در روابط خانوادگی، خاصه رابطه بین زنا و شوهرها، اهمیت خیلی داره. ً باید در نظر داشت که در این روابط، حفظ احترام ادب و احترام و همکاری و تعادل، واسه همه چیزی لازم و واجبه.
● مهارت تصمیم گیری
تصمیم گیری نیاز به مهارت داره. انسانا به صورتای مختلفی تصمیم گیری می کنن، خواه این تصمیم درباره معامله ای باشه یا اشتغال به کاری یا انجام عملی یا ازدواجی.
▪ انواع تصمیم گیری
۱ ) تصمیم گیری احساسی؛ که تصمیم طبق یک احساس خاص ( عشق ، خشم، کینه، حسادت و کمک و…) گرفته می شه.
۲ ) تصمیم گیری اجتنابی؛ تصمیمی که فرد به دلیل ترس و نگرانی که داره، سعی می کنه تا اونجا که می تونه اونو به تعویق اندازد. این جور انجام تصمیم، امکان اونو به وجود می آورد که فرد، فرصتای مناسب زندگی خود رو از دست بده.
۳) تصمیم گیری اخلاقی؛ تصمیمیه که فرد، واسه انجام اون به دلایل اخلاقی تکیه می کنه. مثلاً ادامه دادن به یک زندگی مشترک پر از نا آرومی و پر تشنج، به دلیل وجود بچه.
۴ ) تصمیم گیری تکانشی؛ این نوع تصمیم گیری، خیلی سریع و بی توجه به آخر کار، یا آزمایش و توجه به موقعیتا و شرایط صورت میگیره. مثلاً فردی، فرد مقابل خود رو واسه کاری که در نظر داره تشویق به عجله می کنه و قدرت تفکر در مورد یک عمل درست رو از اون میگیره.
۵ ) تصمیم گیری مطیعانه؛ سبک تصمیم گیری مطیعانه، می تونه آسیب زیادی به موضوع تصمیم و یا مثلا، به ازدواج فرد، وارد کنه. در تصمیم گیری مطیعانه، بقیه واسه یک یا دو نفر یا موضوعی، تصمیم می گیرن بی اینکه فرد یا افراد یا موضوعی که تصمیم روی اون اجرا می شه، نقشی در این تصمیم گیری داشته باشن. نمونه این تصمیم گیری رو میشه در ازدواجای سنتی نگاه کرد.
۶ ) تصمیم گیری عقلانی؛ سالم ترین تصمیما، تصمیمیه که طبق تفکر، بررسی و مطالعه، آزمایش و تحقیق صورت بگیره. تصمیم گیری عقلانی، طبق واقعیاته و معمولاً خطا و اشتباه در اون خیلی کم دیده می شه.
▪ اصول تصمیم گیری عقلانی
تصمیم گیری عقلانی هم مثل بقیه مهارت ها، دارای اصول مهارتیه که به ترتیب ذیله:
– روبرو شدن با یک تصمیم: وقتیه که فرد میفهمد باید تصمیم بگیره. پس روی اون تمرکز کرده و علاوه بر روشن کردن موضوع تصمیم، اطلاعات مورد نیاز رو جمع آوری می کنه.
– حق انتخاب و بررسی مورد تصمیم طبق اطلاعات: با راه حلا و اطلاعاتی که فرد به دست آورده، این حق رو پیدا میکنه تا تصمیمی درست واسه انتخاب، ازدواج یا انجام کار مورد نظرش بگیره.
– آزمایش نتیجه های پیش بینی شده حق انتخاب: فرد نتیجه های متفاوت از انتخابا رو مورد بررسی و آزمایش قرار میده تا مناسب ترین اونا رو انتخاب کنه.
– تعهد به تصمیم: نسبت به تصمیمی که گرفته می شه باید پایبند بود و به اون باور داشت.
– برنامه ریزی واسه انجام تصمیم: حتی تصمیم عقلانی هم نیاز به برنامه ریزی دقیق داره.
– اجرا یا انجام تصمیم: در این مرحله، فرد به شکل عملی وارد مراحل برنامه ریزی شده می شه. مثلاً تصمیم به ازدواج که مراحلی مثل خواستگاری ، نامزدی ، خرید و غیره داره.
– آزمایش نتیجه های واقعی اجرا یا انجام تصمیم: فرد به بررسی و آزمایش تصمیمی می پردازد که یا ناموفق بوده یا اون موفقیت لازمی رو که فکر می کرده نداشتهه. اینجا فرد مراحلی رو که از سر گذرانده، مورد بررسی قرار میده تا واسه برنامه آینده اش، شروع به برنامه ریزی کنه.
مهارتای زندگی در عصر غیبت
اشاره:
زندگى در عصر غیبت هم براى خودش ادب و رسمى داره که اگه اونو نشناسى و اصول اولیش رو ندانى یک وقت به خودت مى آیى و مى بینى زندگى ات هیچ و پوچه نه به جایى وصلى و نه توشه اى ورداشته اى.
پس، آماده شو تا ادبف زیستن در زمان غیبت رو بیاموزى، و مهارتهاى زندگى در اونو تجربه کنى.
آماده شو تا راه اومدن امام رو استادانه و آگاهانه گلباران کنى.
مهارت در شناخت دین
خدا رحمت کنه حافظ رو، قرنها پیش گفت:
جنگ هفتاد و دو ملت همه رو عذر بنه
چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند
اگه اون روز هفتاد و دو ملت بودن که افسانه مى سرودند، امروز هفتاد و دو هزار ملت و مذهب و مکتب ان که هر یک ادعاى حق بودن دارن و تو رو به سوى خود مى خوانند و تو متحیر مى مانى که این همه حق از کجا اومده و نمى فهمى کدوم یک راست مى گویند و کدوم دروغ، مگه اون که سعی کنى تا به میزانى دست یابى که حجت تو باشه و تو رو به تلقى صحیحى از دین برساند تا خطوط اصلى و فرعى رو بشناسى، خط و ربطها رو تشخیص دهى، فرق بدعت و سنت رو درک نمایى، مراقب تحریفها باشى، از کج فهمى بپرهیزى، اهل تفسیر به راى نباشى، در برداشتهاى سنتى اسیر نشوى و قرائتهاى نو فریبت نده.
باید آگاهى کسب کنى و آگاهانه حرکت کنى.
باید مجهز به تفکر و تعقل و تدبر شوى،
باید دامان دین شناسان آگاه رو آزاد نکنى،
و باید تقوا پیشه کنى که هر که متقى باشه خداوند به اون فرقان رو عطا مى کنه.
مهارت در آراستگى به عدالت
کسى که در وجود خود و در دنیاى کوچیک درونش نتونه عدالت رو به پا کنه نمى تواند در دنیاى بزرگ بیرونى اش شعار عدالت خواهى بده.
اگه توانستى قوا و نیروهاى خود رو در حد تعادل نگه دارى، اگه بین شادى و غم، خنده و گریه، عشق و نفرت، محبت و کینه، دوستى و دشمنى حد وسط رو شناختى، اگه زیاده روى و کم روى نکردى، اگه به موقع حرف زدى و به موقع خاموش ماندى، اگه هم اهل عبادت بودى و هم مرد کارزار، اگه زیبایى دنیا و عزت آخرت رو یک جا خواستى، اگه توانستى علم و عرفان رو با هم جمع کنى، اگه مرزها رو شناختى، اگه نقش اجتماعى ات رو در برابر پدر و مادر، همسر و بچه، خود و همسایه، دوست و رفیق، رئیس و ارباب مراجعه، خوب اجرا کردى، اگه به خودت، به بقیه و به خدا ظلم نکردى، اگه حق رو پایمال نکردى و حق خودت، حق بقیه و حق خدا رو ادا کردى، اون وقت تو به عدالت رسیده اى و کسى که به عدالت منظم شه و استادانه عدالت ورزد، راه رو براى جهانى شدن عدل و ظهور منجى عالم صاف کرده.
مهارت در دشمن شناسى
آسون انگارىه که فکر کنى اگه آهسته بروى و آهسته بیایى کسى به تو کارى نداره. ده ها چشم یه سره تو رو مى پایند تا از یک لحظه غفلتت استفاده کنن و اگه بى خیال اونا شوى جوری تو رو فریب مى دهند که نفهمى چه بر سرت اومده.
حواست باشه، در عصر غیبت، دشمنان داخلى و خارجى هزار جور کلک و حقه سوار مى کنن تا سرمایه هاى مادى و معنوى تو رو بگیرن و اگه در تدبیر از اونا کم بیاورى و یا در مقابلشون کوتاه بیایى، همه چیزت رو باخته اى.
باید دشمن رو شناخت و متوجه اون بود و اگه لازم شد – که مى شه – در برابر توطئه هاش ایستاد و مقاومت کرد.
دشمن، گاهى جسورانه پیش مى آید، گاهى با احتیاط، گاهى رودررو مى ایستد، گاهى پشت سر، گاهى لباس سیاست تن مى کنه، بعضی وقتا فرهنگ و ادب و هنر. گاهى با شمشیر مى جنگد، گاهى با قلم. دشمن فیلم مى سازه، کتاب مى نویسد، دلسوزى مى کنه، همدردى مى کنه و تا دلت بخواد ادعا داره براى همه چیز. دشمن گاهى در دل و درون تو خونه مى کنه و مى شه نفس اماره، گاهى از تو فرسنگها فاصله داره و مى شه شیطان بزرگ. به هر حال باید اونو شناخت و با همه توان با اون جنگ کرد.
مهارت در صبر و پایدارى
یا به درستى راهى که انتخاب کرده اى یقین دارى یا ندارى؟ اگه یقین دارى، دودلی و دودلى چرا؟ چرا شک مى کنى در رفتن؟ و چرا سرزنشهاى بقیه تو رو سست مى کنه؟ همیشه عده اى هستن که از تو ایراد مى گیرند، انتقاد مى کنن، سرزنشت مى کنن ولى قرار نیس ایرادها و انتقادها و سرزنشها، تو رو از راه حقى که مى روى باز داره که اگه اینطور باشه تو هیچوقت به مقصدى که خودت انتخاب کرده اى، به هدفى که براى رسیدن به اون مى خواهى سعی کنى، نمى توانى برسى.به خودت اعتماد کن و از اون چیزی که به تو مى گویند هراسى نداشته باش. نمى گویم بى توجه باش لابلاى این انتقادها و سرزنشها گاهى حرفهاى حسابى هم مى شه پیدا کرد، حتى خداوند هم مى فرماید: »همه حرفها رو و از بهترین اونا نمپیروى کنین«.اما یادت باشه اگه امروز، در عصر غیبت، از سرزنش بقیه بترسى و با هر حرفى جهت حرکتت رو عوض کنى، فردا، در عصر ظهور، حجتى براى ارائه به امام خود ندارى، که اون حاضر و ناظر بر عمل و هدف توست. پس صبور و پایدار بمان!
دلا در عاشقى ثابت قدم باش
که در این ره نباشه کار بى اجر

مطلب مشابه :  سردی پا را جدی بگیرید !