نظریه های مربوط به منشاء مزیت رقابتی

دانلود پایان نامه

نظریه های مربوط به منشاء مزیت رقابتی

به طور کلی ادبیات استراتژی در باب مزیت رقابتی از دیر باز تحت سلطه دو نظریه کلی بوده است . این 2 نظریه عبارتند از :

  1. نظریه سازمان صنعتی [1]
  2. نظریه منبع مدار[2]

2-3-8-1) نظریه سازمان صنعتی

نظریه سازمان صنعتی که میسون[3] و بین[4] آن را طرح کرده اند دیدگاه خارج مداری است که در آن ساختار صنعت حائز اهمیت است . ویژگی های ساختاری صنعت عبارتند از : وجود و ارتفاع موانع برای ورود، تعداد بنگاهها اندازه نسبی آنها ، وجود و درجه تمایز محصول در صنعت . تاکید اولیه این نظریه  بر تجزیه و تحلیل بیرونی رقابت متمرکز است . نظریه پرداز معروف این گروه پورتر است که از دیدگاه وی ، واحد اصلی در تجزیه و تحلیل ، صنعت می باشد . ولی نظریه مزیت رقابتی به شکل منظم و منسجم از آغاز دهه 1960 در دانشگاه هاروارد مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و برای تبیین مزیت رقابتی ، بر اثر محیط بیرونی بر استراتژی بنگاه متمرکز گردید . بر اساس این دیدگاهها ، بنگاهها در صنعت داده های یکسانی را ریافت می کنند و در نتیجه باید استراتژی های یکسانی را بپذیرند و در نهایت نتایج یکسانی را مشاهده کنند . در این وضعیت امکان کسب مزیت رقابتی وجود ندارد و تفاوت عملکرد بنگاهها احتمالا” تنها در کوتاه مدت امکان پذیر است . در این دیدگاه هم جذابیت صنعت و هم موقعیت سازمان در صنعت مهم می باشند زیرا ممکن است یک سازمان در یک صنعت بسیار جذاب نتواند به دلیل موقعیت رقابتی ضعیف خود سود مناسبی را به دست آورد و برعکس ممکن است یک سازمان با موقعیت رقابتی عالی در صنعت به دلیل جذابیت پائین و ضعیف نتواند به سود مورد نظر خود دست یابد ( راسخی و لهرمی ،1387،ص38) .

به طور کلی دیدگاه سازمان صنعتی در سال های اخیر ، با محدودیتها و انتقاداتی مواجه شده است و این محدودیتها عمدتا” به روش فهم استراتژی از زمان مربوط می شود که از آن جمله می توان به اجمال به موارد زیر اشاره کرد :

  1. استراتژی نتیجه فرایند تحلیلی است در حالیکه اجرای ان یک فرایند سازمانی است . در حقیقت مرحله تدوین و اجرای استراتژی را نمی توان از یکدیگر جدا کرد یا حالت توالی و تقدم و تاخر زمانی برای آن ایجاد کرد (Hamel & Prahalad,1994,PP79-91).
  2. طبق دیدگاه سازمان صنعتی پایداری مزیت رقابتی با توجه به وضعیت نیروهای 5 گانه صنعت تعیین میشود . مهمترین جنبه کارکردی این موضوع ناشی از تاثیر نیروها در خصوص رابطه بین شرکتها و عرضه کنندگان و مشتریان می باشد که عمدتا” مبتنی بر موقعیت رقابتی و قدرت چانه زنی هر کدام از آنها است . در حالی که در سالهای اخیر نوعی همگرائی ، مشارکت و همکاری بر اساس روابط بلند مدت مبتنی بر اعتماد با عرضه کنندگان در صحنه عمل رواج یافته و رو به گسترش است که نتیجه آن به جای تقابل این نیروها تعامل آنهاست ، ضمن این که در رابطه با مشتریان موضوع تامین رضایت کامل او جایگزین تلقی نمودن مشتری به عنوان یک نیروی رقابتی شده است . به علاوه موانع ورود به صنعت با توجه به مشخصه های متمایز برخی شرکتها معمولا” دارای عملکرد کمتری در رابطه با پایداری مزیت رقابتی است .
  3. در دیدگاه سازمان صنعتی رابطه بین استراتژی و فناوری ایستا ( رابطه استراتژی علمی و فناوری) و ابزاری ( فناوری به عنوان ابزار کسب یک موقعیت بهتر در رهبری هزینه و تمایز تلقی میشود) است . در این مدل رابطه بین استراتژی فعلی و فناوری آینده ( با توجه به تاثیر تصمیمات استراتژیک  به ظهور فناوری فعلی به استراتژی آینده بر مبنای نوآوری های فرایند محصول و استانداردهای جدید فنی )در نظر گرفته نمی شود .
  4. در دیدگاه سازمان صنعتی واحد تجزیه و تحلیل صنعت می باشد و سودآوری سازمان به وسیله ویژگی های مشخصه های صنعتی که به آن تعلق دارد تعیین میگردد . روملت [5]با انجام یک تحقیق نتیجه گیری می کند که سودآوری متفاوت شرکتها در یک صنعت به عملکرد فرد فرد واحدهای کسب و کار آن شرکت بستگی دارد و به عبارت بهتر به جای کل صنعت که شرکت به آن تعلق دارد ، واحدها در زمینه های خاص کسب و کار در آن فعالیت می کنند . بنابراین اولا” باید سودآوری متفاوت شرکتها را نه در درون عوامل محتوائی نظیر موقعیت بازار ( گرچه آنها دارای تاثیر مشخص هستند ) بلکه باید آنها را در عوامل بصیرتی و خبرگی شرکت جستجو کرد . نلسون[6] عوامل بصیرتی را فرایندهای تصمیمی که دامنه معین و مشخص از آزادی و استقلال در انتخاب کسب و کارها و مدیریت مطلوب منابع به کار می گیرد می داند . وقتی عوامل و منابع با درجه معینی از آزادی مدیریت می شوند در آن صورت دسترسی شرکتها به نتایج متفاوت علیرغم یکسان بودن محیط رقابتی اجتناب ناپذیر است (Nelson,1991-PP61-74).

5.دیدگاه سازمان صنعتی انتخاب های استراتژیک را فقط به 2 گزینه رهبری هزینه و تمایز محدود کرده است ، ضمن این که این دو انتخاب نیز جایگزین تلقی میگردد و دو دلیل آن هدف واگرا یعنی هزینه و کیفیت است . امروزه الزامات تولید برای شرایط جهانی در حال تغییر است . در گذشته برای رقابت موثر و غلبه بر رقبا دو عنصر هزینه و کیفیت کافی بود . اما حال سازمانهای موفق با استفاده از 2 عنصر اضافی دیگر زمان و تنوع در حال رقابت هستند . تنوع بیانگر توانائی سریع تولید بین اقلام متفاوت متعدد جهت تامین نیازهای انعطاف پذیر و معتبر مشتریان است و زمان نیز بیانگر سرعت در شناسائی نیاز و پاسخگوئی به آن است (Nelson,1991-PP61-74).

2-3-8-2) رویکرد منبع مدار

در رویکرد منبع مدار برای دستیابی به مزیت رقابتی پایدار به نقاط قوت و ضعف درون بنگاه توجه شده است ، این دیدگاه تاکید را از محیط رقابتی بنگاه به منابع مورد نیاز بنگاه برای رقابت انتقال می دهد . رویکرد منبع مدار روی گروه منابع جذاب و رفتار آنها متمرکز شده ، در حالی که روش تحلیل بیرونی بر توصیف رفتارهای یک صنعت جذاب متمرکز شده است . همچنین رویکرد منبع پایه دو فرض اساسی مدل های محیطی یعنی همگنی منابع و فرصتها در میان بنگاههای صنعت مشابه و تحرک کامل منابع را کنار می

گذارد ، رویکرد منبع پایه تاکید خاصی بر منابع قابلیت ها و صلاحیت های بنگاه می کند ( راسخی و لهرمی،1387،ص41).

نظریه منبع مدار  –  تئوری پردازان و مدیران در طول سالهای متمادی به دنبال درک عواملی که سودآوری سازمانها را مشخص می‌کنند، بوده‌اند. نگاه منبع محور به سازمان ، یک زیر ساخت اقتصادی برای بررسی نقش منابع انسانی در مزیت رقابتی فراهم می‌آورد. این دیدگاه بر منابعی از سازمان که می‌توانند منشأ مزیت رقابتی در آن صنعت قرار گیرند، تمرکز دارد. سه نوع اساسی از منابع می‌توانند این مزیت رقابتی را فراهم آورند. منابع سرمایه فیزیکی که شامل ماشین‌آلات، تجهیزات و داراییهای سازمان می‌شود. منابع سرمایه‌ سازمانی که مواردی از قبیل ساختار سازمانی، سیستم‌های منابع انسانی، برنامه‌ریزی، کنترل و هماهنگی را در برمی‌گیرد و منابع سرمایه انسانی که شامل مواردی چون مهارتها، قضاوتها و تواناییهای ذهنی کارکنان سازمان می‌شود.  بسیاری از نویسندگان آکادمیک بدین دلیل که پتانسیل داراییهای انسانی سازمانها در فراهم آوردن مزیت رقابتی را می‌شناسند، برای درک نقش منابع انسانی در سازمان دیدگاه منابع محور را به کار بسته‌اند.. لادو و ویلسون[7](۱۹۹۴) امکان اینکه رویه‌های منابع انسانی بتوانند منبع رقابتی باشند را بررسی کرده‌اند. اسنل، یوند و رایت [8](۱۹۹۶) تلاش کردند تا دیدگاه منبع محور را با مفهوم یادگیری سازمانی مورد تحقیق قرار دهند. دیگر بهره‌گیریها از دیدگاه منبع محور به منابع انسانی، در مطالعات جکسول و شولر[9] (۱۹۹۵) مورد بحث قرار گرفته‌اند.
به منظور بحث حول نقش منابع انسانی در مزیت رقابتی، مانند رایت [10]و همکارانش(۱۹۹۴) بر ویژگیهای منابع انسانی سازمان از جمله دانش، تجربه، مهارت و تعهد کارکنان سازمان و روابط آنان با یکدیگر و با افراد خارج از سازمان، تمرکز می‌شود. در حالی که بسیاری سرسختانه معتقدند که این ویژگیها می‌توانند برای یک سازمان مزیت رقابتی ایجاد کنند، مشخص کردن اینکه کدامیک از این ویژگیها این کار را می‌کند اغلب دشوار است. افزون بر این، رویه‌های منابع انسانی به گونه‌ای در نظر گرفته‌شده‌است که همگی برنامه‌ها، سیاستها و اعمالی را که سازمانها برای مدیریت منابع انسانی‌شان به کار می‌برند، در بر گیرد.
با در نظر داشتن این موضوع، لازم است که برای تشخیص ارزش منابع انسانی سازمان و به همان اندازه نقش در‌خور کارکرد منابع انسانی در مدیریت نیروی انسانی سازمان برای کسب مزیت رقابتی، چهار پرسش طرح شود، این پرسشها سوالاتی از ارزش، کمیابی، تقلید ‌پذیری و حمایت و استفاده سازمان از آن منبع یا آنچه چارچوب VRIO خوانده می‌شود را شامل می‌شود.

[1] INDUSTRIAL ORGANIZATION

[2] BASED THEORY RESOURCE

[3] MISSON

[4] BAIN

[5] ROMLET

[6] NELSON

[7] LADOW & WILSON

[8] ESNEL & YOND & WRIGHT

[9] JAKSOL & SHOLER

[10] WRIGHT

دانلود پایان نامه