نگهداری موجودی های نقدی.پایان نامه رابطه ساختار مالکیت و نگهداری موجودی های نقدی در شرکت ها

دانلود پایان نامه

نگهداری موجودی های نقدی

2-3-1 انگيزه ‌هاي نگهداري موجودي ‌هاي نقدي توسط شرکت‌ ها

هر شرکتي ميزاني از موجودي‌هاي نقدي را نگهداري مي‌نمايد که ميزان آن تحت تاثير ويژگي‌هاي آن شرکت و دوره‌هاي زماني مختلف، متغير مي‌باشد. اما دليل اصلي نگهداري موجودي‌هاي نقدي توسط شرکت‌ها چيست و شرکت‌ها براي انجام اين کار چه انگيزه‌هايي دارند؟

کينس[1] (1936)، سه انگيزه کلي براي نگهداري موجودي‌هاي نقدي توسط موسسات اقتصادي را بيان مي‌کند، اين انگيزه‌ها عبارتند از:

الف- نياز به انجام معاملات

ب- اقدامات احتياطي

ج- مقابله با شرايط داراي ريسک.

تحقيقات انجام شده در زمينه نگهداري موجودي‌هاي نقدي توسط شرکت‌ها، انگيزه انجام معاملات (وجود هزينه‌هاي معاملاتي) و انگيزه احتياطي را بيشتر مورد تاکيد قرار داده‌اند. انگيزه انجام معاملات بيشتر به دليل هزينه‌بر بودن استفاده از ساير دارايي‌ها بجز وجه نقد در انجام معاملات تجاري مي‌باشد. بر اين اساس، مي‌توان گفت شرکت‌هايي که با کمبود منابع داخلي روبه‌رو هستند، مي‌توانند با فروش دارايي‌ها، با ايجاد بدهي‌هاي جديد يا انتشار سهام جديد، و يا با عدم پرداخت سود سهام نقدي منابع خود را افزايش دهند، اما تمام اين راهکارها هزينه‌بر مي‌باشند. بنابراين انتظار مي‌رود شرکت‌هايي که با هزينه معاملات بيشتري روبه‌رو هستند مبالغ بيشتري از دارايي‌هاي نقدي را نگهداري نمايند. از طرف ديگر، انگيزه احتياطي بيشتر در مورد مقابله با ريسک کمبود نقدينگي، استفاده از فرصت‌هاي تجاري و اجتناب از ورشکستگي مي‌باشد. انگيزه احتياطي، بيشتر بر افزايش هزينه‌هاي ناشي از هدر رفتن فرصت‌هاي سرمايه گذاري آتي تاکيد مي‌کند. بر اين اساس، شرکت‌ها موجودي‌هاي نقدي را براي مواجهه با وقايع پيش‌بيني نشده نگهداري مي‌نمايند و درصورتيکه هزينه ساير منابع تامين مالي بسيار زياد باشد براي تامين مالي سرمايه‌گذاري‌هاي خود از موجودي‌هاي نقدي نگهداري شده استفاده مي‌نمايند (ازکان[2] 2004، 28).

بنابراين، مي‌توان انتظار داشت که شرکت‌هاي کوچک‌تر جهت مقابله با مواردي از قبيل هزينه زياد تامين مالي خارجي، موجودي‌هاي نقدي بيشتري را نگهداري نمايند. بعلاوه، انتظار مي‌رود شرکت‌هايي که داراي فرصت‌هاي سرمايه‌گذاري بهتري هستند موجودي‌هاي نقدي بيشتري را نگهداري نمايند تا هزينه فرصت مرتبط با سرمايه‌گذاري‌هاي آتي را به حداقل برسانند. بطور مشابه، شرکت‌هاي داراي نوسانات بيشتر جريانات نقدي و شرکت‌هايي که بطور مکرر با کمبود نقدينگي مواجه مي‌شوند، نياز دارند نقدينگي بيشتري را انباشته نمايند (ازکان 2004، 28).

2-3-2 ميزان بهينه موجودي‌ هاي نقدي شرکت‌ ها

در تاريخ 8/2/1996 توافق‌نامه‌اي بين مديران شرکت‌هاي چريسلر[3] و يک سرمايه‌گذار امضاء شد که طبق اين توافق‌نامه، اين سرمايه‌گذار بايد در يک دوره 5 ساله براي پيشرفت اين شرکت تلاش مي‌کرد. يکي از عناصر مهم اين توافق، تعهدي بود که بر طبق آن چريسلر بايد طي اين مدت، دارايي‌هاي نقدي (موجودي‌هاي نقدي و اوراق بهادار سريع المعامله) به مبلغ 5/7 بيليون دلار بين سهامداران تقسيم مي‌کرد (اپلر[4] و همکاران 1999، 3).

ماجراي چريسلر باعث مطرح شدن سوالاتي شد که در پيشينه و ادبيات ماليه سابقه نداشتند: آيا براي موجودي‌هاي نقدي موجود در ترازنامه يک شرکت ميزان بهينه‌اي وجود دارد؟ و اگر وجود دارد آيا مانند شرکت چريسلر، موجودي‌هاي نقدي اضافي توسط شرکت‌ها نگهداري مي‌شود؟

اکثر مدل‌ها از جمله مدل هزينه‌هاي معاملاتي[5] موافق وجود نقطه بهينه در نگهداري موجودي‌هاي نقدي مي‌باشند. کينس (1936) انگيزه معاملاتي نگهداري موجودي‌هاي نقدي را به دليل هزينه‌بر بودن تبديل جانشين‌هاي موجودي‌هاي نقدي به موجودي نقدي، مي‌داند. طبق اين ديدگاه خريد و فروش دارايي‌هاي مالي و حقيقي هزينه‌بر مي‌باشد، همچنين هزينه افزايش سرمايه از طريق منابع خارجي از دو جزء هزينه ثابت و متغير تشکيل شده است که قسمت متغير متناسب با مبلغ افزايش سرمايه مي‌باشد. شرکتي که کمبود موجودي‌هاي نقدي داشته باشد سرمايه خود را از طريق بازار سرمايه افزايش مي‌دهد، دارايي‌هاي موجود خود را نقد مي‌کند، تقسيم سودها و سرمايه‌گذاري‌هاي خود را کاهش مي‌دهد، در مورد قراردادهاي مالي خود مذاکره مجدد مي‌کند و يا ترکيبي از موارد فوق را انجام مي‌دهد (اپلر و همکاران 1999، 3).

افزايش سرمايه هزينه‌بر مي‌باشد صرف‌نظر از اينکه شرکت آنرا از طريق فروش دارايي‌ها يا با استفاده از بازارهاي سرمايه انجام دهد. هزينه ثابت دسترسي به بازارهاي سرمايه خارجي، باعث مي‌شود شرکت به ‌ندرت سرمايه خود را افزايش دهد و معمولا از موجودي‌هاي نقدي و دارايي‌ها نقدي استفاده مي‌کند، البته نگهداري موجودي‌هاي نقدي نيز داراي هزينه فرصت مي‌باشد. از طرفي کمبود موجودي‌هاي نقدي نيز باعث وارد شدن ضررهاي عمده به شرکت خواهد شد. در نتيجه براي مبلغ معيني از خالص دارايي‌ها، مبلغ بهينه‌اي از موجودي‌هاي نقدي وجود خواهد داشت. شکل 2-1 منحني هزينه نهايي کمبود موجودي‌هاي نقدي و منحني هزينه نهايي نگهداري موجودي‌هاي نقدي را نشان مي‌دهد (اپلر و همکاران 1999، 3).

                              نگهداری موجودی های نقدی.پایان نامه رابطه ساختار مالکیت و نگهداری موجودی های نقدی در شرکت ها

شکل 2-1- میزان بهينه نگهداري موجودي‌ هاي نقدي

ميزان بهينه موجودي‌هاي نقدي از طريق تقاطع منحني‌هاي هزينه نهايي نگهداري موجودي‌هاي نقدي و هزينه نهايي کمبود موجودي‌هاي نقدي تعيين مي‌شود.

منحني هزينه نهايي کمبود موجودي‌هاي نقدي بصورت نزولي مي‌باشد و فرض مي‌شود منحني هزينه نهايي نگهداري موجودي‌هاي نقدي بصورت افقي مي‌باشد[6] زيرا دليلي وجود ندارد فکر کنيم که اين هزينه (هزينه نهايي) براي نگهداري مبالغ گوناگوني از موجودي‌هاي نقدي متفاوت مي‌باشد. اگر شرکت با کمبود موجودي‌هاي نقدي مواجه شود مي‌تواند با کاهش سرمايه‌گذاري يا کاهش تقسيم سود با آن مقابله نمايد يا اينکه بايد از طريق منابع خارجي (انتشار اوراق بهادار) يا فروش دارايي‌هاي خود آن‌ها را جبران نمايد. هر چه کمبود موجودي‌هاي نقدي بيشتر باشد هزينه آن نيز بيشتر خواهد بود زيرا بايد به ميزان بيشتري از سرمايه‌گذاري‌ها کاست يا اينکه مبالغ بيشتري را از طريق منابع خارجي تامين مالي کرد. براي مبلغ معيني از موجودي‌هاي نقدي، يک واحد افزايش در هزينه کمبود موجودي‌هاي نقدي (يا يک واحد افزايش در احتمال مواجهه با کمبود موجودي‌هاي نقدي)، باعث انتقال منحني هزينه نهايي کمبود دارايي‌هاي نقدي به سمت راست مي‌شود و در نتيجه باعث مي‌شود شرکت ميزان موجودي‌هاي نقدي نگهداري شده خود را افزايش دهد (اپلر و همکاران 1999، 3).

بطور خلاصه، بر طبق مدل هزنيه‌هاي معاملاتي، نگهداري موجودي‌هاي نقدي در اثر افزايش مواردي از قبيل نوسان جريانات وجوه نقد و طول چرخه تبديل وجه نقد افزايش خواهد يافت. همچنين نگهداري موجودي‌هاي نقدي در اثر افزايش مواردي از قبيل نرخ بهره، هزينه تامين مالي، سهولت فروش دارايي‌ها و هزينه کاهش ريسک (اقدامات احتياطي) کاهش خواهد يافت (اپلر و همکاران 1999، 3).

به عبارت ديگر حد بهينه و مطلوبي براي موجودي‌هاي نقدي وجود دارد بگونه‌اي که نه بيش از حد نياز باشد و شرکت از راکد ماندن سرمايه متضرر شود و نه کمتر از حداقل مورد نياز باشد که شرکت با کمبود نقدينگي مواجه شود (طالبي1377، 112).

گيلمر (1985) نتيجه گرفت که بين صنايع و شرکت‌هاي مختلف از لحاظ سطح بهينه نقدينگي تفاوت وجود دارد. بنظر وي، سطح بهينه‌اي براي نقدينگي وجود دارد که شرکت‌ها به دنبال آن هستند، اين سطح بهينه نقدينگي بر اساس خصوصيات شرکت‌ها، متفاوت مي‌باشد.

2-3-3 آيا در شرکت‌ ها سطح نقدينگي هدف وجود دارد؟  

آيا شرکت‌ها سطح نقدينگي هدفي را مد نظر قرار مي‌دهند؟ آيا مديريت شرکت‌ها براي ميزان نقدينگي در انتهاي يک دوره زماني، برنامه‌ريزي مي‌نمايند و در جهت رسيدن به آن تلاش مي‌کنند؟ سطح نقدينگي هدف در شرکت‌ها از چه عواملي تاثيرپذير مي‌باشد؟

اپلر و همکاران (1999)، با بررسي شرکت‌هاي ايالات متحده نتيجه گرفتند که آن شرکت‌ها از سطح نقدينگي هدف برخوردارند. ازکان (2004) نيز اين امر را در بين شرکت‌هاي انگليسي مورد تاييد قرار داده است.

بطور معمول مديريت شرکت‌ها براي ميزان نقدينگي انتهاي يک دوره زماني، هدفي را تعيين مي‌نمايند و سعي مي‌کنند سطح نقدينگي خود را بهينه سازند، اين سطح نقدينگي هدف از ويژگي‌هاي گوناگون شرکت‌ها و دوره‌هاي زماني مختلف تاثير پذير مي‌باشد (ازکان 2004، 25). آشنايي با اين ويژگي‌ها و درک روابط ميان آن‌ها پيش‌نياز اصلاح هدف خواهد بود. با شناخت اين عوامل و ويژگي‌ها، مديران قادر خواهند بود تا جهت رساندن نسبت نقدينگي فعلي خود (نسبت نقدينگي در ابتداي دوره) به نسبت نقدينگي هدف (نسبت نقدينگي مورد نظر در پايان دوره)، اصلاحاتي را در نگهداري موجودي‌هاي نقدي خود بوجود مي‌آورند.

[1] . Keynes

[2] .Ozkan

[3]. Chrysler

[4] .Opler

[5]. Transaction costs model

[6]– مي‌توانيم فرض کنيم که هز‌ينه فرصت نگهدار‌ي موجودي‌ها‌ي نقد‌ي برابر با نرخ بهره را‌يج بازار مي‌باشد.

دانلود پایان نامه