چرا باید از مدیریت دانش بهره جست؟،پایان نامه مديريت دانش و عملكردكاركنان

دانلود پایان نامه

11 چرا باید از مدیریت دانش بهره جست؟

مهم‌ترین اهداف یک مؤسسه در زمینه مدیریت مطلوب‌تر دانش شامل حفظ و نگهداری اعضای کلیدی سازمان، ارتقاء سیستم انگیزشی، شناخت محیط و بهبود خدمات­دهی به ارباب رجوع می‌باشد. تحقیقات، بیشترین موارد بهره­گیری سازمان‌هاو مؤسسات مختلف از مدیریت دانش را کسب و اشتراک دانش (7/77%)، مهارت آموزی و یادگیری سازمانی (4/62%)، ارتباط بهینه با مشتریان (58%)، ایجاد مزیت رقابتی (7/55%)، تعیین نموده است (مینگ یو، 1384). باقی هدف شرکت‌ها را از بکارگیری مدیریت دانش تسهیم بهتر دانش موجود (تجاری کردن ایده‌ها به منظور بهره‌وری بیشتر) معرفی می‌کند(باقی، 1381). مهم‌ترین هدف به کار گیری مدیریت دانش در انواع مؤسسات، انطباق سریعبا تجهیزات محیط پیرامون به منظور ارتقاء کارایی و سودآوری بیشتر است. بنابراین مدیریت دانش به فرآیند چگونگی خلق، انتشار و بکارگیری دانش در سازمان اشاره دارد، به عبارت دیگر هدف نهایی مدیریت دانش شامل اشتراک دانش در میان کارکنان به منظور ارتقاء ارزش افزوده دانش موجود در سازمان می‌باشد. حوزه مدیریت دانش شامل مفاهیم و اصولی است که توانایی بکارگیری و اشتراک دانش در مؤسسه را ارتقاء بخشیده (نظیر تخصص‌ها، مهارت‌ها و تجربیات کارکنان) و نقش کلیدی در توسعه و بهبود خلاقیت، بهره‌وری و سوددهی سازمان ایفا می‌نماید (مینگ یو، 1384).

2-1-12 مشکلات نبود مدیریت دانش

نبود مدیریت دانش در سازمان، مشکلات و زیان‌هایی نظیر موارد زیر به همراه دارد

  • عدم نشانه‌های ابتکار و ابداع
  • عدم اولویت­بندی واستفاده از انواع دانش
  • دانش خارجی دیده نمی‌شود
  • دانشگرهای جدید را نمی‌توان جذب کرد
  • مدیریت سیستم اطلاعاتی، استفاده یا پذیرش نمی‌شود
  • مخفی و سیاسی کردن اطلاعات
  • جداشدن کارشناسان از سازمان باعث ایجاد شکاف در سازمان می‌شود
  • احتکار دانش به جای ازدیاد آن
  • کارکنان دانش داخلی را نمی‌توان پیدا کرد
  • موارد مهم و اساسی فراموش می‌شود
  • استفاده محدود از دانش‌های موجود
  • نبود مستندات در خصوص تجربیات بدست آمده از پروژه‌ها و کارها
  • تولید خودکار دانش‌های بی اهمیت و بی ربط
  • فرآیندهای فرعی فرآیند دانش
  • دانش‌های بیرونی، نهادینه (درونی) نمی‌شود
  • دانش ارتباطات اجتماعی مورد توجه قرار نمی‌گیرد
  • کم توجهی به مستند بودن و ضبط دانش بر محور استفاده کنندگان آن
  • نبود ساختار مناسب برای تسهیم سریع دانش
  • ترس از تسهیم دانش و ناتوانی در تسهیم آن
  • سیستم انگیزشی نامناسب برای تسهیم دانش و توسعه آن
  • دانش‌های حساس و کلیدی برای تصمیمات در اختیار نیست
  • خبره‌ها و کارشناسان، خود را بازنشسته یا سازمان را ترک می‌کنند(کاویانی و نیازی، 1386).

2-1-13 موانع مدیریت دانش

موانع بر سر راه مدیریت دانش را می‌توان به پنج دسته اصلی تحت عنوان عوامل انسانی، عوامل سازمانی، عوامل فرهنگی، عوامل سیاسی، عوامل فنی و تکنولوژیکی تقسیم نمود (ابطحی و صلواتی، 1385، 112-111)

الف) عوامل انسانی: یکی از موانع عمده مدیریت دانش این است که انسان‌ها به هر دلیلی نخواهند دانش خود را تسهیم کنند و از آن منحصراً برای پیشرفت شخصی استفاده کنند زیرا ممکن است این تصور غلط وجود داشته باشد که چون دانش، قدرت است پس نباید آن را از دست داد. شایدبتوان گفت موانع انسانی مدیریت دانش بیش از سایر موانع حائز اهمیت است، زیرا دانش ماهیتی انسانی و اجتماعی دارد و فقط در گرو تعامل و ارتباط است که می‌تواند رشد کند.

ب) عوامل سازمانی:عوامل سازمانی نیز از جمله موانع مهم بر سر راه مدیریت دانش در سازمان می‌باشد، عمده این عوامل عبارتند از: عوامل ساختاری (ساختارسازمانی)، عوامل مدیریتی (عدم اعتقاد و حمایت مدیریت عالی از مدیریت دانش)، سیستم‌های حقوق و دستمزد و جبران خدمت (از جهت ایجاد انگیزه در افراد)، سیستم‌های آموزشی (برنامه‌های آموزشی نامناسب).

ج) عوامل فرهنگی:تأثیر عوامل فرهنگی بر اثربخشی برنامه‌هایمدیریت دانش انکارناپذیر است. اگر فرهنگی توزیع و تسهیم دانش را تشویق نکند، مدیریت دانش با چالش روبرو خواهد شد. ممکن است در بسیاری از فرهنگ‌ها با توجه به اینکه «دانش قدرت است»، این نگرش موجب احتکار دانش شود؛لذاباید این فرهنگ ترویج شود که «توزیع دانش هم قدرت است» تا مردم دانش خود را در اختیار دیگران قرار بگذارند.

د) عوامل سیاسی:موانع سیاسی در سازمان‌های دولتی چشم­گیرتر هستند. باور به اینکه دانش یک منبع قدرت است و شخص با آن می‌تواند اعمال نفوذ کند، طبیعی است که عده‌ای برای دست‌یابی انحصاری به آن تلاش کنند. نقش گروه‌های فشار می‌تواند قابل ملاحظه باشد. ثبات یا عدم ثبات فضای سیاسی کشور نیز به دلیل اثرگذاری بر فرآیند خطمشی گذاری و ثبات مدیریت در سازمان‌های دولتی، مدیریت دانش را تحت تأثیر قرار خواهد داد.

ه) عوامل فنی و تکنولوژیکی: دانش سازمانی حاصل تعامل دانش نهفته و دانش آشکار است. دانش ایجاد شده باید به طریقی مناسب حفظ و نگهداری شود، در حالی که بسیاری از سازمان‌ها فاقد مراکز و مآخذ مناسب برای نگهداری دانش هستند. این مراکز ممکن است فیزیکی یا مجازی باشند. هدف از ایجاد این مراکز هدایت افراد به سوی منابع دانش در داخل یا خارج سازمان می‌باشند. به عبارت دقیق‌تر این مراکز، درگاه‌های دانش می‌باشند و کلیه جریانات دانش از آن‌ها عبور می‌کنند. استفاده از فناوری‌های مناسب در سازمانمی‌تواند در نگهداری دانش آشکار کمک قابل توجهی بنماید، در غیر این صورت بخش عمده‌ای از دانش‌های ایجاد شده از بین خواهند رفت.

دانلود پایان نامه