دسته بندی علمی – پژوهشی : آموزش مهارت های زندگی در بین برنامه های کودک تلویزیون- قسمت ۳

۴-۵ تماشاگر بودن برنامه کودک عمو پورنگ همراه با فرزند
۴-۶- تماشاگر بودن برنامه کودک فیتیله جمعه تعطیله همراه با فرزند
۴-۷- نوع نسبت والدین با کودکان
۴-۸- تعداد فرزندان دختر
۴-۹- تعداد فرزندان پسر
۴-۱۰ جنس والدین کودکان تماشاگر برنامه کودک
۴-۱۱- سن والدین کودکان تماشاگر برنامه کودک
۴-۱۲ تحصیلات والدین کودکان تماشاگر برنامه کودک
۴-۱۳- شغل والدین کودکان تماشاگر برنامه کودک

۷۸
۷۹
۸۰
۸۱
۸۲
۸۳
۸۴
۸۵
۸۶
۸۷
۸۸
۸۹
۹۰

چکیده:
هدف از انجام این تحقیق، مطالعه چگونگی آموزش مهارت های زندگی در برنامه های کودک از منظر والدین کودکان تماشا کننده توسط بازنمایی است. مورد مطالعه این تحقیق، بازنمایی آموزش مهارت های زندگی به کودکان توسط بررسی ۳ برنامه ی کودک مطرح صدا و سیمای ایران که عبارتند از برنامه ی کودک رنگین کمان پخش شده از شبکه ی ۵ سیما، برنامه ی کودک فیتیله و عمو پوررنگ پخش شده از شبکه ی ۲ سیما می باشد که از طریق مطالعه و بررسی این برنامه های پر طرفدار در حیطه ی کودکان می توان تا حدودی به نحوه نگرش جامعه به مهارت های زندگی ، کودکان و همچنین میزان تاثیر پذیری آن ها از رسانه های جمعی پی برد. لذا تحقیق حاضر کوشیده است تا با مطالعه توصیفی و موردی برنامه های کودک انتخاب شده، به لایه های نگرشی جامعه به نیازهای کودکان و توانمندسازی آنان پی ببرد و با استفاده از «نظریه بازنمایی»، نقش رسانه های جمعی در شکل دهی به این نگرش را بسنجد. منظور از بازنمایی این است که یک رسانه هیچ گاه ابزاری خنثی و یک میانجی بی طرف در ارائه تصویر به حساب نمی آید؛ زیرا رسانه، متکی به زبان و معناست و زبان و معنا نیز در چارچوب گفتمان همواره متکی به قدرت است. لذا بازنمایی حوادث توسط رسانه ها – سوای بحث اخلاقی و غیراخلاقی بودن آن- دارای سو گیری ایدئولوژیک است و در راستای تضعیف یا تثبیت قدرت و گفتمان ویژه ای گام برمی دارد. یافته های حاصل از این تحقیق نشان می دهد که رسانه بر نگرش و افکار عمومی جامعه تاثیر گذار است و همچنین تصویری که رسانه از واقعیت های اجتماع به نمایش می گذارد بر نگرش مخاطب تاثیرگذارتر است و رسانه به ویژه تلویزیون در بحث آموزش می تواند ابزار قدرتمندی باشد.
جامعه آماری این پژوهش ۱۱۶ نفر از والدین کودکان تماشاکننده برنامه های کودک مورد انتخاب بود که نگرش و نظر آنان با استفاده از ابزار سنجش پرسشنامه مورد ارزیابی قرار گرفت و نتایج به دست آمده نشان دهنده این است که والدینی که تماشاگر برنامه های کودک تلویزیون به ویژه برنامه های مطرح مانند فیتیله، رنگین کمان و عموپورنگ از تلویزیون می باشند عنوان کرده اند این برنامه ها در خصوص آموزش مهارت خودآگاهی ، آموزش مهارت انجام موفقیت آمیز کارها در نتیجه همکاری با دیگران ، آموزش مهارت شناخت نگرانی، خشم و راههای کنترل آن، مهارت روبرو شدن با موقعیت های استرس زا، ترسناک و حفظ آرامش، آموزش مهارت تصمیم گیری ، آموزش مهارت عدم اعتماد زود هنگام به دیگران ، آموزش مهارت ارتباط با دیگران و دوست یابی به کودکان ، آموزش مهارت حل مشکلات به شیوه صحیح به کودکان موفق بوده است.
می دانیم که این برنامه ها به دلیل داشتن فضای کودکانه ، محتوای شاد ، موزیکال ، حضور مجری خانم در کنار مجری آقا، استفاده از لباس های شاد توسط مجریان ، استفاده از حیوانات عروسکی و همچنین حضور مجریان کودک مانند امیر محمد در کنار مجریان برنامه ها برای کودکان جذاب می باشد و فضای کودکانه ی برنامه ها به مخاطبان اجازه می دهد با عوامل اجرای برنامه همراهی و همذات پنداری را داشته باشند و جان بخشی به اشیاء و حیوانات موجب گسترش قوه ی تخیل کودکان شده و جذابیت برنامه را افزایش می دهد ، این برنامه های کودک به دلیل پر مخاطب بودن از ظرفیت بالایی برای آموزش و آگاه سازی مخاطبان برخوردار می باشند و در قالب آیتم های نمایشی و به زبان کودکانه می توانند مفاهیم زیادی را به کودکان آموزش دهند. مجریان وتهیه کنندگان این برنامه ها با آگاهی کامل به تاثیر علاقمندی کودکان به تلویزیون و تصویر از این طریق برای ارائه جذابیت های موردپسند مخاطبان به ویژه کودکان بهره می برند و بر تعداد مخاطبان برنامه اشان می افزایند، مطالب عنوان شده و رفتارهای صورت گرفته در این برنامه ها مورد پذیرش مخاطبان قرار می گیرد و شکل الگو را برای آنان پیدا می کند.
کلید واژگان: بازنمایی ، تلویزیون، برنامه های کودک ، مهارت های زندگی ، فیتیله جمعه تعطیله ، رنگین کمان ، عمو پورنگ
فصل اول : کلیات تحقیق
 
مقدمه
به دنبال پیدایش وگسترش وسایل ارتباط جمعی که مرهون توسعه سریع تکنولوژی می باشد. رسانه ها به بطن جوامع انسانی نفوذ کرده اند به گونه ای که انسان ها بخش قابل توجهی از اوقاتشان را با وسایل ارتباط جمعی به سر می برند. در عصر ارتباطات کمتر مکانی را در روی زمین می توان یافت که وسایل ارتباط جمعی بدان جا راه نیافته باشند. امروزه در بسیاری از جوامع افراد به خصوص جوانان همان طور که به مدرسه می روند هر روز چند ساعت از وقت خود را صرف برنامه های مختلف رسانه ها به خصوص تلویزیون می نمایند. همین امر است که نه تنها اهمیت و نقش وسایل ارتباط جمعی را نشان می دهد بلکه نمایان گر شکل گیری روابط جدید در جوامع است که تغییرات اساسی را در زندگی انسان ها، تفکر اجتماعی و رفتارشان بوجود آورده است. به تعبیر ژان کازنو، وسایل ارتباط جمعی پوسته های نخست گروه ها و جوامع بسته را شکافته و به درون آن رخنه نموده اند رسوخ به درون این واحدهای بسته اجتماعی موجب پیدایی جامعه ای دیگر با ویژگی ها و اختصاصاتی تازه است بعد از موفقیت های چشم گیری که از تبلیغات دکتر گوبلز در آلمان نازی به دست آمد این عقیده حاصل شد که وسایل ارتباط جمعی بر عقاید و افکار عمومی اثرات بسیاری دارند. افراد چه عادی و چه تحصیل کرده بر این باور بودند که وسایل ارتباط جمعی قدرتی مافوق تصور دارند و می توانند افکار ما را منقلب کرده و به زندگی مان شکل تازه ای ببخشند و به اختیار تمامی رفتارها را هدایت نمایند.
رسانه ها جزء لاینفک زندگی بشر امروزی به شمار می آیند و هر روزه جوامع مدرن شاهد عرضه ابزار تکنولوژیک ارتباطی جدیدی به بازار مصرف می باشد . اما در این میان تلویزیون همچنان حاکمیت رسانه های خانگی را در اختیار دارد و چون عضوی از خانواده پذیرفته شده است.
در این میان کودکان و نوجوانان به علت فراغت بیشتر و مسئولیت های کمتر در زندگی، امکان استفاده از این رسانه ها بیش از بزرگسالان دارند. روحیه تقلید پذیری در کودکی و بحران هویت در نوجوانی تاثیر پذیری از قهرمانان و شخصیت های برنامه های تلویزیون را در این طیف سنی بیش از سایرین محتمل می سازد. اگر به عوامل فوق میزان سرمایه هنگفتی را که در سراسر جهان به ویژه در کشور ما در ابعاد مالی، نیروی انسانی، زمان، تحقیقات صرف پدیده ی تلویزیون می گردد بنابراین اهمیت فوق العاده ای این رسانه در زندگی جوامع مدرن امروزی بیشتر آشکار می گردد.
تحقیق حاضر تلاشی است در این مسیر برای بررسی تاثیر تلویزیون بر مخاطب نوجوان شاید در حد خود نوری هر چند بر تاریکی های پژوهش در این عرصه اجتناب ناپذیر زندگی امروزی باشد.
دغدغه پژوهشگران ارتباطی ، تولید کنندگان پیام ، اولیاء و مربیان مخاطبین نوجوان این است که با این صرف وقت و بودجه هنگفت بر تولید و پخش پیام تلویزیونی آیا در کنار جذابیت های ظاهری و سطحی هنرپیشه ها و ساختار فنی و کیفیت های تصویری برنامه های تلویزیونی، عناصر دیگری از سوی مخاطبان دریافت می شود یا نه؟ آیا این عناصر دریافت شده هم سو با اهداف تولید کنندگان پیام می باشد یا خیر؟ یافتن پاسخ هایی برای این ابهامات می تواند تغییرات اساسی در روند ساخت و تولید پیام ایجاد کند. این ابهامات بخشی از سوالاتی که ذهن پژوهشگر را در سال های کار در عرصه برنامه های تلویزیونی به خود مشغول داشته است.
۱-۲- بیان مسئله
رسانه ها جزء لاینفک زندگی بشر امروزی به شمار می آیند و هر روزه جوامع مدرن شاهد عرضه ابزار تکنولوژیک ارتباطی جدیدی به بازار مصرف می باشد . امروز نقش و جایگاه رسانه ها در حدی است که نمی توان زندگی را بی حضور آنها قابل تصور دانست. رسانه ها فقط وسیله ی سرگرمی نیستند، بلکه در بسیاری از جنبه های فعالیت اجتماعی و فردی ما دخالت و نقش دارند. گسترش و توسعه ی وسایل ارتباط جمعی در زندگی انسان ها به حدی است که عصر کنونی را عصر «ارتباطات» نامیده اند چرا که امروزه انسان ها در معرض نهادهای رسانه ای متولد می شوند، می اندیشند، دنیا را در این رهگذر می شناسند و رفتارهای خود را براساس الگوهای برگرفته از کتاب، مجله، فیلم، ماهواره، اینترنت و… سامان می دهند. رسانه های جمعی واسطه شناخت ما از جهان پیرامون هستند، یک مدل ارتباطی و اجتماعی طراحی شده را به عنوان تجربه و شناخت در مقابل مخاطب قرار می دهند. مارشال مک لوهان به این باور رسیده است که در دنیایی زندگی می کنیم که وسایل ارتباطی، آن را برای ما ساخته اند. به اعتقاد او وسایل ارتباطی، رابطه و نسبت حواس ما را با یکدیگر برهم زده و فرهنگ دیگری را با خود به ارمغان آورده اند (رشیدپور،۱۳۵۲: ۱۶) .

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  pipaf.ir  مراجعه نمایید.