الگوی ارتباطات میان ‌فرهنگی در اسلام- قسمت ۲۸

  • مَنِ اسْتَقْبَلَ وُجُوهَ الآرَاءِ عَرَفَ مَوَاقِعَ الْخَطَإ(هج البلاغه، حکمت ۱۷۳). ↑
  • خذالحکمه ولو من المشرکین(بحارالانوار، ج۲، ص ۹۷ ↑
  • خُذِ الْحِکْمَهَ أَنَّى کَانَتْ فَإِنَّ الْحِکْمَهَ تَکُونُ فِی صَدْرِ الْمُنَافِقِ فَتَلَجْلَجُ فِی صَدْرِهِ حَتَّى تَخْرُجَ فَتَسْکُنَ إِلَى صَوَاحِبِهَا فِی صَدْرِ الْمُؤْمِنِ(نهج‌البلاغه، حکمت ۷۹)؛ الْحِکْمَهُ ضَالَّهُ الْمُؤْمِنِ فَخُذِ الْحِکْمَهَ وَلَوْ مِنْ أَهْلِ النِّفَاقِ(نهج‌البلاغه، حکمت ۸۰) ↑
  • صفا، یادنامه، ۱۳۵۳، ص ۲٫ در نساج، دیگری فرهنگی، ۱۳۹۲٫ ↑
  • نساج، دیگری فرهنگی، ۱۳۹۲٫ ↑
  • کورویاناکی، ۱۳۵۳، ص ۶۰، در: نساج، همان ↑
  • دیویس، ۱۳۸۶، ص ۲۷۷ ↑
  • بیرونی، ۱۹۵۸، ص ۱۱۷ ↑
  • به نقل از خروشاهی، در:  نشست علمی «امام موسی صدر و گفتمان مشترک ادیان» ↑
  • فَإِنَّهُمْ صِنْفَانِ إِمَّا أَخٌ لَکَ فِی الدِّینِ وَ إِمَّا نَظِیرٌ لَکَ فِی الْخَلْقِ(نهج البلاغه، نامه ۵۳) ↑
  • ر.ک: بحار الانوار، ج ۴۹، ص ۱۷۳، ح ۱۲؛ عیون اخبارالرضا، ج ۱، ص ۱۵۴- ۶۱۴؛ اخبار و آثار حضرت امام رضا علیه السلام، ص ۶۰۰- ۶۱۴؛ مکارم شیرازی، مناظرات تاریخی امام رضا علیه السلام، چ دوم، ۱۳۸۸٫ ↑
  • مدارا در لغت از «دری» به معنای کتمان دشمنی(الجوهری، صحاح اللغه، ۶/۳۳۳۴)، نرم خویی، حسن معاشرت با مردم و تحمل آن ها به منظور دوستی می آید(ابن منظور، لسان العرب، ج ۱۴، ص ۳۵۵). تحمل و ملاطفت در برابری چیزی که در دل مورد پسند نیست معنای اصلی این واژه را تشکیل می دهد و به همین معنا امروزه در ادبیات مدرن هم استفاده می شود: «کلمه مدارا دلالت می کند بر تحمل چیزی که باطل، رنج آور و یا حتی در تضاد با امر خیر است. فرددر برابر چیزی وقتی مدارا نشان می دهد که مفاد و محتوای آن چیز منفی باشد مثلا مدارا در برابر رنج یا در برابر فلان و بهمان شخص که گرچه آرایش یا حتی حضورش موجب بیزاری است، با این حال مشمول مدارا می‌شود»(نصر، ۱۳۷۷) ↑
  • شیخ حرّ عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۱، باب ۲۶، از ابواب الأمر والنهی، ج۲، ص۴۷۱ ↑
  • تنقیح فی شرح عروه الوثقی، ج ۴، ص ۳۱۶، مؤسسه آل‌البیت ↑
  • بی‌آزار شیرازی، رساله نوین، ۱۳۶۷، ج۱، ص ۲۶۹ ↑
  • «اهانت به نمادهای برادران اهل سنت از جمله اتهام زنی به همسر پیامبر اسلام [عایشه] حرام است. این موضوع شامل زنان همه پیامبران و به‌ویژه سیدالانبیاء پیامبر اعظم حضرت محمد(ص) می شود» ↑
  • حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، روح توحید، نفی عبودیت غیر خدا؛ مندرج در: حاجی‌صادقی، مبانی فلسفه سیاسی اسلام از دیدگاه مقام معظم رهبری، ۱۳۸۵٫ ↑
  • مطلب دیگر :
    الگوی ارتباطات میان ‌فرهنگی در اسلام- قسمت ۲۶
  • «ما تَرى‏ فی‏ خَلْقِ الرَّحْمنِ مِنْ تَفاوُتٍ فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرى‏ مِنْ فُطُورٍ» (ملک:۳)؛ در آفرینش خداوند رحمان هیچ ناهماهنگی نمى‏بینى! بار دیگر نگاه کن، آیا هیچ شکاف و خللى مشاهده مى‏کنى؟! ↑
  • «وَ ما خَلَقْنَا السَّماءَ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَیْنَهُما لاعِبینَ»(انبیا:۱۶)؛ ما آسمان و زمین، و آنچه را در میان آنهاست از روى بازیچه و بی هدف نیافریدیم! ↑
  • إِنْ کُلُّ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ إِلاَّ آتِی الرَّحْمنِ عَبْداً (مریم: ۹۳)؛ تمام کسانى که در آسمانها و زمین هستند، بنده اویند!
  • بَلْ لَهُ ما فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ کُلٌّ لَهُ قانِتُونَ (بقره: ۱۱۶)؛ بلکه آنچه در آسمانها و زمین است، از آن اوست و همه در برابر او فرمانبردار و تسلیم‌اند! ↑

    1. «یا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَ أُنْثى‏ وَ جَعَلْناکُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلیمٌ خَبیرٌ (حجرات:۱۳)؛ اى مردم! ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و شما را تیره‏ها و قبیله‏ها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید (اینها ملاک امتیاز نیست،) گرامى‏ترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست خداوند دانا و آگاه است‏» ↑
    2. «یا أَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّکُمُ الَّذی خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَهٍ وَ خَلَقَ مِنْها زَوْجَها وَ بَثَّ مِنْهُما رِجالاً کَثیراً وَ نِساءً (نساء:۱): اى مردم! از (مخالفت) پروردگارتان بپرهیزید! همان کسى که همه شما را از یک انسان آفرید و همسر او را (نیز) از جنس او خلق کرد و از آن دو، مردان و زنان فراوانى (در روى زمین) منتشر ساخت‏» ↑
    3. «وَ ما أَرْسَلْناکَ إِلاَّ کَافَّهً لِلنَّاسِ بَشیراً وَ نَذیراً وَ لکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لا یَعْلَمُونَ (سبا:۲۸): و ما تو را جز براى همه مردم نفرستادیم تا (آنها را به پاداشهاى الهى) بشارت دهى و (از عذاب او) بترسانى ولى بیشتر مردم نمى‏دانند!» ↑
    4. ما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِهِ إِلاَّ أَسْماءً سَمَّیْتُمُوها أَنْتُمْ وَ آباؤُکُمْ ما أَنْزَلَ اللَّهُ بِها مِنْ سُلْطانٍ إِنِ الْحُکْمُ إِلاَّ لِلَّهِ أَمَرَ أَلاَّ تَعْبُدُوا إِلاَّ إِیَّاهُ ذلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ وَ لکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لا یَعْلَمُونَ (یوسف: ۴۰): این معبودهایى که غیر از خدا مى‏پرستید، چیزى جز اسمهایى (بى‏مسمّا) که شما و پدرانتان آنها را خدا نامیده‏اید، نیست. خداوند هیچ دلیلى بر آن نازل نکرده حکم تنها از آن خداست فرمان داده که غیر از او را نپرستید! این است آیین پابرجا ولى بیشتر مردم نمى‏دانند! ↑
    5. ْ فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الْأَوْثانِ وَ اجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ * حُنَفاءَ لِلَّهِ غَیْرَ مُشْرِکینَ بِهِ وَ مَنْ یُشْرِکْ بِاللَّهِ فَکَأَنَّما خَرَّ مِنَ السَّماءِ فَتَخْطَفُهُ الطَّیْرُ أَوْ تَهْوی بِهِ الرِّیحُ فی‏ مَکانٍ سَحیقٍ (حج: ۳۰-۳۱)
    مطلب دیگر :
    الگوی ارتباطات میان ‌فرهنگی در اسلام- قسمت ۲۵

    از پلیدیهاى بتها اجتناب کنید! و از سخن باطل بپرهیزید! * پیرایشگران(قلمرو هستی خود)از غیر خدا باشید هیچ گونه همتایى براى او قائل نشوید! و هر کس همتایى براى خدا قرار دهد، گویى از آسمان سقوط کرده، و پرندگان (در وسط هوا) او را مى‏ربایند و یا تندباد او را به جاى دوردستى پرتاب مى‏کند! ↑

    1. «أَ فَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْکِتابِ وَ تَکْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَما جَزاءُ مَنْ یَفْعَلُ ذلِکَ مِنْکُمْ إِلاَّ خِزْیٌ فِی الْحَیاهِ الدُّنْیا وَ یَوْمَ الْقِیامَهِ یُرَدُّونَ إِلى‏ أَشَدِّ الْعَذابِ وَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ (بقره: ۸۵)؛ آیا به بعضى از دستورات کتاب آسمانى ایمان مى‏آورید، و به بعضى کافر مى‏شوید؟! براى کسى از شما که این عمل (تبعیض در میان احکام و قوانین الهى) را انجام دهد، جز رسوایى در این جهان، چیزى نخواهد بود، و روز رستاخیز به شدیدترین عذابها گرفتار مى‏شوند. و خداوند از آنچه انجام مى‏دهید غافل نیست.» ↑
    2. قُلِ الْحَقُّ مِنْ رَبِّکُمْ فَمَنْ شاءَ فَلْیُؤْمِنْ وَ مَنْ شاءَ فَلْیَکْفُر(کهف:۲۹)؛ بگو: «این حقّ است از سوى پروردگارتان! هر کس مى‏خواهد ایمان بیاورد (و این حقیقت را پذیرا شود)، و هر کس میخواهد کافر گردد!» ↑
    3. أَ فَغَیْرَ دینِ اللَّهِ یَبْغُونَ وَ لَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ طَوْعاً وَ کَرْهاً وَ إِلَیْهِ یُرْجَعُونَ(]ل عمران:۸۳)

    آیا آنها غیر از آیین خدا مى‏طلبند؟! (آیین او همین اسلام است) و تمام کسانى که در آسمانها و زمین هستند، از روى اختیار یا از روى اجبار، در برابرِ (فرمان) او تسلیمند، و همه به سوى او بازگردانده مى‏شوند. ↑

    1. فَلا وَ رَبِّکَ لا یُؤْمِنُونَ حَتَّى یُحَکِّمُوکَ فیما شَجَرَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ لا یَجِدُوا فی‏ أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَیْتَ وَ یُسَلِّمُوا تَسْلیماً (نسا: ۶۵)؛ به پروردگارت سوگند که آنها مؤمن نخواهند بود، مگر اینکه در اختلافات خود، تو را به داورى طلبند و سپس از داورى تو، در دل خود احساس ناراحتى نکنند و کاملا تسلیم باشند. ↑
    2. قَالَ الصَّادِقُ ع‏ أُصُولُ‏ الْمُعَامَلَاتِ‏ تَقَعُ عَلَى أَرْبَعَهِ أَوْجُهٍ مُعَامَلَهُ اللَّهِ وَ مُعَامَلَهُ النَّفْسِ وَ مُعَامَلَهُ الْخَلْقِ وَ مُعَامَلَهُ الدُّنْیَا(مصباح‌الشریفه، ن۱۴۰۰ق، ص۶). ↑
    3. ر.ک: نصر، دین و نظم طبیعت، ۱۳۸۹، ص ۹۴-۹۹٫ ↑