دسته بندی علمی – پژوهشی : بررسی رابطه بین هوش هیجانی وحمایت اجتماعی با سلامت روان در سالمندان شهر …

۱۱/۰

۰۷/۰-

۳۳/۰-

۶۸/۵-

۰۰۱/۰

نتایج مندرج در جدول ۴-۱۴ نشان میدهد که ضریب رگرسیون معادل با ۳۳/۰= Rاست. که بیانگر آن است که حمایت اجتماعی ۳۳/۰ با علائم افسردگی در کل گروه پژوهش همبستگی دارد. ضریب تعیین آن برابر با ۱۱/۰=Rبه دست آمده، که نشان دهندهی این است که ۱۱/۰ از واریانس علائم افسردگی توسط حمایت اجتماعی در کل گروه پژوهش تبیین میشود. لذا این فرضیه نیز پذیرفته میشود.
فصل پنجم
بحث و نتیجهگیری
این فصل در دو بخش تنظیم شده است که به تفصیل به آنها پرداخته میشود. در بخش اول یافتههای به دست آمده مورد بحث و بررسی قرار میگیرد. در بخش دوم به محدودیتهای پژوهش اشاره خواهد شد و در نهایت پیشنهادهایی برای علاقهمندان به پژوهش در این زمینه ارائه میشود.
۵-۱ بررسی فرضیههای پژوهشی
۵-۱-۱ بررسی فرضیهی ۱
هوش هیجانی، سلامت روان سالمندان شهر بندرعباس را پیشبینی میکند.
نتایج پژوهش حاکی از این مطلب بود که هوش هیجانی سلامت روان سالمندان شهر بندرعباس را پیشبینی میکند. به این ترتیب که افرادی که هوش هیجانی بالاتری داشتند، از سلامت روان بالاتری نیز برخوردار بودند.
این نتایج با نتایج به دست آمده در پزوهشهای احمدی رقآبادی (۱۳۸۳)، محرابیان[۹۴] (۲۰۰۰)، فرزانه (۱۳۸۸)، امینی و همکاران(۱۳۷۸) و خسرویکبیر و همکاران (۱۳۸۶) همخوانی دارد. همچنین نتایج به دست آمده در این فرضیه با پژوهشهای خارجی انجام شده در این زمینه از جمله انجل برگ و اسجوبرگ[۹۵] (۲۰۰۴) و سیاروچی و همکاران (۲۰۰۲) همسو میباشد.
در حالی که ضریب هوش IQ در طول عمر تقریباً ثابت است ولی هوش هیجانی را می توان یاد گرفت و آن را تقویت کرد. دانیل گلمن معتقد است سازمان ها می توانند هوش هیجانی را تمرین و آموزش دهند همچنین مدارس. بسیاری از روان شناسان معتقدند دیدگاه گلمن به مرور زمان زمینه ساز رشد راهکارهای مربوط به مهارتهای هوش هیجانی است در حالی که تعدادی از روان شناسان این نظریه را تأیید نکردند. تعدادی از تئوریها می گویند هوش هیجانی تعریف شده را می‌توان یاد داد. در حالی که بعضی معتقدند مهارتهای فنی و شناختی موجب تربیت افراد و آمادگی آنان برای زندگی بهتر است و کمک می‌کند که در زندگی خود نیاز موافق کامیابی از دیگران باشد. ادوارد گوردون[۹۶] (۲۰۰۰) معتقد است: هوش هیجانی بستگی زیادی به شخصیت و خلق و خوی افراد دارد خیلی قابل تغییر نیست و میزان سواد و مهارتهای تحلیلی افراد به مهارتهای هیجانی متفاوت است. اما بهترین روش افزایش سلامت روانی غالباً شناختی هستند.
در این فرضیه می توان به این نتیجه دست یافت که هر چه افراد از هوش هیجانی بالایی برخوردار باشند، سلامت روانی مناسبی نیز دارند و شاید نشانه های مرضی جسمانی کمتری (افسردگی، اضطراب، ناامیدی، بی خوابی، … ) آنها را تهدید کند.
یکی دیگر از تحقیقاتی که در این زمینه صورت گرفته و می توان به ان اشاره نمود، پژوهش کافتسیوس (۲۰۰۳) است. در این پژوهش جهت بررسی قابلیت های هوش هیجانی و دلبستگی در مسیر زندگی آزمون هایی را بر روی ۲۳۹ بزرگسال بین سنین ۱۹ تا ۶۶ ساله انجام شد. در این مطالعه رابطه بین ادراک و تشخیص دلبستگی و هوش اجتماعی و مهارت اجتماعی به آزمون گذشته شده است. از قبیل مجموعه توانایی های مدیریت، ادراک، مهارت اجتماعی، تسهیل درک و فهم هیجانات.
پس از تحلیل نتایج مشخص شد که هوش هیجانی پیشبینیکننده همهی مؤلفههای سلامت روان است. با توجه به نتایج این پژوهش فردی که از هوش هیجانی بالایی برخوردار باشد، از سلامت روان برخوردار است و سلامت روانی مناسبی دارد.
به طور خلاصه میتوان گفت بین سلامت روان و جسم رابطه وجود دارد. همین طور بین هوش هیجانی و سلامت روان رابطه وجود دارد. وقتی هوش هیجانی بالا باشد فرد توانایی بالایی در حل مسائل و مشکلات اجتماعی خواهد داشت، به این ترتیب فرد سلامت روان بالاتری نیز خواهد داشت.
اگر هوش هیجانی بالا باشد و توانایی حل مسئله اجتماعی وجود داشته باشد افراد موفق می شوند تا آسیب پذیری روانی اجتماعی را کاهش دهند. به عبارت دیگر هوش هیجانی در افزایش میزان توانایی حل مسئله اجتماعی و سلامت روانی می تواند موثر باشد. در سطح تجربی هر دو این ساختار به هم ارتباط داشته و در بهبود و یا در بیماریهای جسم و روان موثر است.
مدیریت هیجان ها این مهم است که بتوانیم تشخیص بدهیم که پشت احساس ها چه عقایدی وجود دارد چرا که عقاید بر توانایی یک عمل تأثیر می گذارد. ممکن است که افراد بر اساس نگرش ها خود پیغام‌های منفی دریافت کنند، بنابراین متغیر سلامت روانی و می تواند مهم باشد همین طور شیوه برخورد با عصبانیت، ترس، اضطراب و غمگینی از اهمیت خاصی برخوردار است. مهم ترین ویژگی دیگر این شاخص تسهیل هیجانی است. تسهیل هیجانی شامل توسعه‌ی عواطف جهت تسهیل در امر تصمیم گیری، روند حل مسئله و خلاقیت است. در این شاخه هیجان به عنوان ضایع اطلاعاتی و انگیزشی وارد نظام شناختی شده و آن را تحت تأثیر قرار می دهد بدین ترتیب افراد می توانند از حالات هیجانی و اثرات آن جهت رسیدن اهداف مطلوب استفاده کنند. برای مثال خلق شاد و احتمال وقوع نتایج مثبت را دست یافتنی می کند در حالی که خلق منفی را واقعی تر نشان می دهد. بنابراین هیجانات چهارچوب ذهنی متفاوت و سبک گوناگونی برای پردازش اطلاعات ایجاد می کند مثلاً خلق شاد چهارچوب ذهنی ایجاد می کند که برای فعالیت های خلاق همراه با ایجاد ارتباط جدید بین عوامل مختلف مفید است، در حالی که خلق غمگین چهارچوب ذهنی ایجاد می کند که در آن مسایل با توجه به عمق جزئیات به شکل کندتری حل می کند.
۵-۱-۲ بررسی فرضیهی ۲
حمایت اجتماعی، سلامت روان سالمندان شهر بندرعباس را پیشبینی میکند.
به منظور آزمون فرضیهی فوق از تحلیل رگرسیون استاندارد استفاده گردید، نتایج نشان داد که حمایت اجتماعب به صورت معناداری سلامت روان را در کل گروه پژوهش پیشبینی میکند. این نتیجه با نتایج به دست آمده در پژوهشهای باقری(۱۳۸۷)، علی پور و همکاران (۱۳۸۷)، حاجبی و فریدنیا (۱۳۸۸) و میرسمیعی و ابراهیمیقوام (۱۳۸۷) همسو میباشد. همچنین با پژوهشهای خارجی انجام شده در این زمینه از جمله پژوهش بندورا (۱۹۹۷) و سیوکاچنگ و استفان (۲۰۰۰) نیز هماهنگ میباشد.
در توجیه این نتایج میتوان گفت روابط اجتماعی تقریبا در همه حال میتوانند به عنوان سپری در برابر حوادث و رویدادهای فشارآور عمل کند و شخص را در مقابل حوادث فشارآور مصون بدارد و فقدان آن میتواند برای شخص اضطرابآور باشد. و مشکلاتی را سبب شود. بنابراین حمایت اجتماعی در تقویت سلامت روانی و جسمانی نقش مستقیمی دارد، زیرا حمایت اجتماعی، روابط اجتماعی مهمی را دربرمیگیرد و انزوا را کاهش میدهد. فرد احساس عزت نفس و ارزشمندی میکند. همچنین وجود سیستم حمایتی از تأثیرات استرسزا میکاهد.
در جهان کنونی هر فرد در زندگی روزمره به شکلی استرس را تجربه میکند. و به ناچار سعی میکند با اتخاذ شیوهای منحصر به فرد به آن عوامل پاسخگو باشد. اکثر مطالعات به اثرات سودمند حمایت اجتماعی بر روی سلامت و احساس خوب بودن افراد تمرکز میکند به گونهای که حمایت اجتماعی اثرات محافظتی در مقابل استرس دارد و عوارض ناشی از یک تجربهی ناخوشایند را به حداقل میرساند.
حمایت اجتماعی به انواع مختلفی تعریف شده است، زیرا زمینههای متفاوت و ابزارهای مختلفی برای ارزیابی آن به وجود آمده است. به عنوان مثال کاسل[۹۷](۱۹۷۶) حمایت اجتماعی را به عنوان یک همبستگی اجتماعی تعریف میکند. و کوب[۹۸] (۱۹۷۶) حمایت اجتماعی را به عنوان یک عامل محافظتکننده در مقابل استرس بیان میکند، به طوری که اثر قابل توجهی بر روی سلامت و عملکرد اجتماعی دارد. وی بیان میکند که حمایت اجتماعی باعث میشود فرد احساس کند که مورد علاقه است، از وی مراقبت میشود، ارزش و احترام دارد و متعلق به یک شبکهی ارتباطات است.
همچنین نتایج پزوهش نشان داد که حمایت اجتماعی میتواند خردهمقیاسهای سلامت روان را پیشبینی کند. چو[۹۹] و همکاران (۲۰۰۱) در مطالعهی خود اثر وقایع استرسزای زندگی را بر روی ایجاد افسردگی در هنگهنگ بررسی کردند. آنان دریافتند که افزایش حمایت اجتماعی اثر وقایع استرسزای زندگی را در ایجاد افسردگی کاهش میدهد.
پولموتر[۱۰۰] و هال[۱۰۱] (۱۹۹۲)، معتقدند افراد مسنی که قادر باشند شبکههای اجتماعیشان در طول دورهی زندگی حفظ کنند، احساسی از کنترل زندگی و اعتماد به نفس در آنان شکل میگیرد به نحوی که آنها قادرند مشاجرات اجتماعی، تنهایی یا جدایی از دوستان و بستگان را تحمل کنند. در یک مطالعه نشان داده شد این شکل از اطمینان خاطر میتوانست سطوح حمایت اجتماعی افراد مسن را در سنین بعد پیشبینی نماید، در حالی که برای فقدان آن اطمینان، افسردگی پیشبینی میشد.
طی تحقیقی که با هدف بررسی ارتباط بین کیفیت حمایت اجتماعی و سطح سلامت سالمندان اجرا شد، فرض شده بود افراد مسنی که از حمایت اجتماعی باکیفیتتری برخوردار بودند، دارای سطح سلامت عملکردی و سلامت روانی بالاتری هستند. سلامت عملکردی به عنوان توانایی فرد در اجرای فعالتهای روزانه زندگی و سلامت روانی به عنوان نحوهی احساس افراد نسبت به خودشان تعریف شده است. ارتباط بین کیفیت حمایت اجتماعی و سطح سلامت عملکردی افراد مسن در این مطالعه مشاهده نشد اما بین حمایت اجتماعی و سلامت روان در مردان رابطه وجود داشت. همچنین برای آزمودنیهای بالای ۸۰ سال بین سلامت عملکردی و سلامت روانی رابطه وجود داشت (بک[۱۰۲] و همکاران، ۱۹۸۸).
به نظر میرسد حمایت اجتماعی تا حدی بتواند از افسرگی سالمندان جلوگیری نماید. هرچه زنان و مردان سالمند از حمایت اجتماعی کمتری برخوردار باشند، احتمال بیشتری برای افسرده شدن آنها وجود دارد (هولاهان[۱۰۳] و هولاهان، ۱۹۸۸). هم چنان که گفته شد، پرلموتر[۱۰۴] و هال[۱۰۵] (۱۹۹۲) معتقدند افراد مسنی که قادر باشند شبکههای ارتباطیشان را در طول دورهی زندگی حفظ کنند، احساسی از کنترل زندگی و اعتماد به نفس در آنها شکل میگیرد به نحوی که آنها قادرند مشاجرات اجتماعی، تنهایی یا جدایی از دوستان و بستگان را تحمل کنند. در یک مطالعه نشان داده شد که این شکل از اطمینان خاطر میتوانست سطوح حمایت اجتماعی افراد مسن را در سنین بعدی پیشبینی نماید. در حالی که برای فقدان این اطمینان افسردگی پیشبینی شده بود. در نهایت آن که در ۸۱ مطالعهای که توسط آچینو[۱۰۶] و همکاران (۱۹۹۶؛ به نقل از ادوارد[۱۰۷] و همکاران، ۲۰۰۰) مرور شد ارتباط بین حمایت اجتماعی و تأثیرات مثبت ان بر نظام قلبی و عروقی، هورمونی و ایمنی بدن مشاهده شد.
۵-۲ محدودیتهای پژوهش
در مرحلهی اجرای اغلب فعالیتهای تحقیقاتی، بدون تردید محققان با چالشها و مشکلات گوناگونی روبرو میشوند. مسلماً این پژوهش نیز از این قاعده مستثنی نبوده و انجام آن با با محدودیتها و مشکلاتی مواجه بوده است. از جملهی این محدودیتها میتوان به موارد زیر اشاره نمود:
این پژوهش بر روی سالمندان شهر بندرعباس اجرا شده است، توصیه میشود در تعمیم نتایج به سایر گروههای سنی و همچنین سالمندان سایر شهرها جانب احتیاط رعایت شود.
بی رغبتی بعضی از شرکتکنندگان در پاسخگویی به سؤالات پرسشنامه ها یکی از مشکلات عمدهی این پژوهش بود به این دلیل که تعداد زیادی از شرکتکنندگان پرسشنامهها را به صورت کامل تکمیل نمینمودند که باعث سختی انجام کار و در نهایت موجب انتخاب افراد جدیدی برای تکمیل نمونهی پژوهش گردید.
۵-۳٫ پیشنهادها

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  fotka.ir  مراجعه نمایید.