می 6, 2021

تحلیل محتوای کتاب های مطالعات اجتماعی و جغرافیا دوره اول متوسطه بر اساس مولفه های آموزش جهانی- قسمت ۳

1 min read

بررسی اهداف مولفه های آموزش جهانی درکتاب های مطــالعات اجتماعی و جغرافیا دردوره اول متوسطه .
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

۱-۴-۱ اهداف جزئی
– شناسایی مولفه ،آگـــــاهی از نظام ها در کتاب های مطالعات اجتماعی و جغرافیا در دوره اول متوسطه .
۲- شناسایی مولفه ،آگــــاهی ازچشم انداز درکتاب های مطالعات اجتماعی و جغرافیا در دوره اول متوسطه.
۳- شناسایی مولفه ، مسئولیت پذیری درکتاب های مطالعات اجتماعی و جغرافیا در دوره اول متوسطه.
۴- شناسایی مولفه،ذهنیت فـرآیندی در کتاب های مطالعات اجتماعی و جغرافیا در دوره اول متوسطه.
۱-۵ سوال اصلی
تا چه اندازه به مولفه های آموزش جهانی درکتاب های مطالعات اجتماعی و جغرافیا در دوره اول متوسطه پرداخته شده است ؟

 

 

  •  
    •  
      1. سوالات فرعی

 

۱- تا چه اندازه به مولفه آگاهی از نظام ها در کتاب هـــای مطالعات اجتماعی و جغرافیا در دوره اول متوسطه پرداخته شده است ؟
۲- تا چه اندازه به مولفه آگاهی از چشم انداز درکتاب های مطــالعات اجتماعی وجغرافیا در دوره اول متوسطه پرداخته شده است ؟
۳- تا چه اندازه به مولفه مسئولیت پذیری درکتاب های مطالعات اجتماعی و جغرافیا در دوره اول متوسطه پرداخته شده است ؟
۴- تاچه اندازه به مولفه ذهنیت فرایندی درکتاب های مطــالعات اجتماعی و جغرافیادر دوره اول متوسطه پرداخته شده است ؟
۱-۶ تعاریف نظری و عملیاتی متغیرهای پژوهش
آموزش جهانی ، آموزش را تلاش برای ایجاد تغییر در روش ها و موقعیت اجتماعی تعلیم وتربیت برای آماده کردن بهتر فراگیران برای شهروندی درعصر کنونی تعریف می کند (علاالدین ، ۱۹۸۹). تعیین هدف برنامه در مولفه های آموزش جهانی به یادگیری تواناییها و مهارتهای لازم برای زیستن در جهان متغیر و متنوع است. زیرا هدف اصلی از مولفه های آموزش جهانی ، اصلاح نگرش یادگیرندگان به درهم تنیدگی وقایع ، نظام ها ، فرهنگ ها، جامعه ها و مولفه های زندگانی است (علم الهدی ، ۱۳۸۶)..
تحلیل محتوا : تحلیل محتوا فنی است که توصیف های ذهنی و تخمینی را تلطیف و تصفیه می کند و ماهیت و قدرت نسبی محرک هایی را که به شخص داده می شود، به صورت عینی آشکار می سازد .
مطالعات اجتماعی ، تسهیل تعلیم وتربیت از سوی معلم به نسل دانش آموزی بعنوان فراگیر در جهت انتقال دانش و آگاهی و آموزش مهارتهای اجتماعی و آموزه ها نسبت به جامعه در کسب منظم الگوها و قانون های جامعه به دانش آموزان محسوب می شود. و همچنین تعریف عملیاتی [۵]که استفاده از چک لیست محقق ساخته ۲۰ سوالی که بر اساس ادبیات تحقیق و مبانی نظری تهیه شده است که براین مبنا سوال ۱تا ۵ به مولفه آگاهی از نظـام ها و سوال ۶تا ۱۰به مولفه آگاهی از چشم انداز و سوال ۱۱تا ۱۵ به مولـفه مسئولیت پذیری و سوال ۱۶تا ۲۰ به ذهنیت فرایندی پاسخ داده می شود .روایی آن بر اساس نظر استاد راهنما و سایر متخصصین امر و پایایی آن از طریق الفای کرونباخ محاسبه خواهد شد .

فصل دوم
ادبیات و پیشینه تحقیق

۲-۱ مقدمه
ما در دنیای کنونی در شرایطی قرار داریم که می بایستی در مورد آن از آگاهی نسبی برخوردار باشیم چون ما چه بخواهیم و چه نخواهیم، رفاه و امنیت و آینده همه مردم و ملل به طرز تفکیک ناپذیری با مسائل جهانی شدن گره خورده است.
فرایند جهانی شدن بویژه در قلمروآموزش و پرورش بطور اجتناب ناپذیری متاثر ازشرایطی است درممالک پیشرفته جهان برای توسعه واستقرار نظام آموزش نوین خود درجهت پاسخگویی به احتیاجات و حوایج منطقه ای ، کلی و به گونه ای فراگیر در سطح جامعه جهانی مهیا کرده اند بدون توجه به چنین واقعیتی درک چگونگی منشاء سرآغاز و سرانجام تکوین فرایند جهانی شدن آموزش وپرورش میسرنیست.
پویندگان راه اصلاحات فرهنگی و پیشگامان و نهضت های تربیتی وعلمی در جهان سخت براین باورند که هرگونه تحولات در قلمرو آموزش وپرورش ، بدون بهره گیری از ارجمند ترین و موجه ترین آرای تربیتی متقدمان و پویندگان راه اصلاحات که شالوده های نظری وفکری محکم واستواری را برای اصلاحات و تحولات فرهنگی وآموزش فراهم می سازد امکان پذیر نبوده است. حال اگر سیر تحولات آموزش وپرورش در کشورمان را ازقرون گذشته تاکنون مورد مداقه و بررسی قراردهیم به این نتیجه می رسیم که یک مضمون فکری منسجمی که بنیادهای نظری و مولفه های آموزش جهانی واجتماعی را برای حرکت های اصلاح طلبانه آموزش وپرورش ترسیم کند تاکنون وجود نداشته است . لیکن حاصل اغلب این تلاشها ، طی دوره نسبتاً طولانی بیشتر محدود به ترجمه ، تالیف ، انتشار صد ها کتاب درسی و مقالات علمی در زمینه معرفی وشناسایی آرای تربیتی علما و فلاسفه قدیم و جدید مغرب زمین از سقراط ، افلاطون ،ارسطو گرفته تا روسو ، پستالوزی ، هربارت ، ماریا مونته سوری و… دورکیم [۶]و جان دیویی بوده است .
شواهد موجود بسیاری از آثار بصورت کتاب و متون درسی در دانشگاه ها ، مراکز آموزشی منتشر و بتدریج درشکل گیری و تدوین اهداف ، برنامه ها ، روش های تربیتی میهن عزیزمان در نیم قرن اخیر تاثیر بسزایی برجای گذاشته ، که جریان تولید افکار تربیتی مستقل با مطالبات و تحولات فرهنگی کشورمان همخوانی داشته است .مجموعه تفکرات وآرای عقاید تربیتی دانشمندان قدیم و جدید سایر ممالک جهان و بهره گیری بی چون وچرا ، در تنظیم و تدوین مبانی نظری هرگونه تغییر را به رغم شایستگی توام با استقلال اندیشه و عمل تربیتی نتوانسته ایم در روند جهانی آموزش وپرورش نقش موثری را ایفاء کنیم .
به اعتقاد آموزشگران جهانی برنامه ریزی واصلاحات آموزشی که صرفاً به سلیقه واراده مطلق سلسله مراتب و فرهنگ جامعه ، سطح توسعه پیشرفت خاص منطقه و بطور کلی موردنیاز کشور کاملاً مرتبط نباشد نمی تواند راه و روش جدیدی را در بازاندیشی نظام های آموزشی ارائه نماید (کومبز،[۷]۱۹۷۰)
دارابودن اطلاعات وآگاهی و تحول ونوآوری از عوامل اصلی پیشرفت تلقی می شود وشکی نیست که بین تحقق این پیشرفت ها و کارکرد نظام های آموزشی نسبت منطقی وجود دارد . دراین زمینه از مدارس و دانشگاه ها نیز انتظاراتی هست ، نظام های آموزشی باید بتوانند انسانهایی تربیت کند که در دنیا مولد و درحال تغییر بدرستی ، دنیایی با اختلاف طبقاتی ، فرهنگی ، اجتماعی را شناسایی و ضرورت پاسخگویی درنظام های آموزشی را داشته باشد و بتواند با دنیای نوین با بهره گرفتن از آموزش و شکستن انزوای آن ، روزآمد شدن و روش های آموزشی و تغییر محتوای آموزشی متناسب با نیازهای واقعی زندگی نگریسته شود . این آموزش به رموز مدرن مجهز و بدنبال دستیابی به جامعه مدرن و تحولی سازنده پیدا می کند که خودبخشی از جنبش واحد جهانی به حساب می آید .(اوهون[۸] ، ۱۹۹۶).
۲-۲ جهانی شدن
جهانی شدن و جهانی سازی پدیده ای چند بعدی ، فرایندی و چالش برانگیز است به این معنا که اولاً نه دریک بعد خاص بلکه درابعاد گوناگون درحال شکل گیری و تکوین است بهترین چالش ناشی ازپدیده شکسته شدن قالب های موجود، گسسته شدن انحصارها و پیدایش فضای رقابتی شدید در سطح جهانی است. همه نظام های اجتماعی برای تداوم حضور خود در عرصه جهانی ناگزیر خواهند بود در تامین الزامات رقابتی شدن و کسب مزیت رقابتی لازم بکوشند در آستانه قرن بیست ویکم در بستر روند جهانی ، نظام تعلیم وتربیت نیز از این قاعده مستثنی نیست . برای تضمین بقا و استمرار کارآیی خود باید بتواند ارکان ، اجزا و زیر سیستم های وابسته به خود را با الزامات رقابتی شدن همسو سازد(کومسا،۱۳۸۷؛ ۱۸۳)
دراین راستا نظام تعلیم وتربیت به یک ذهنیت جهانی نیاز دارد و تجهیز این نظام به چنین ذهنیتی در گرو جهانی شدن ذهنیت متولیان آن است . یعنی متولیان نظام های تعلیم وتربیت باید ضمن تلاش در گشودن دریچه اذهان خود روی پدیده جهانی سازی که ناشی از آن رسالت و وظیفه استراتژیک و مهم خود را ترویج تفکر جهانی در کلیه اجزای خود قرار دهند.
ترویج چنین تفکری مستلزم برخورداری از نیروهای دانشگری است که از توانمندی و قابلیت های لازم بر تداوم تلاش درکسب مهارت های جهانی و جهانی اندیشیدن و جهانی عمل کردن واقف باشد و بتواننددر مواجهه با ابعاد مختلف جهانی ، ضمن شناسایی دقیق فرصت ها و تهدیدها امکان تبدیل تهدید به فرصت و بهره گیری صحیح از فرصت ها را فراهم کنند . البته جهانی اندیشیدن و جهانی عمل کردن موجب دگرگونی استانداردها و شاخص ها و ابزار عملکرد منجر شده و نهایتاً معیاری متفاوتی در تعلیم وتربیت امروز خواهد بود.
ازآنجائیکه تحولات جهانی با اهداف و برنامه های درسی با چشم انداز و مسئولیت پذیری در ابعاد زمانی و مکانی در تعلیم وتربیت می نگرند و موجب ترویج نقش تعاملی یادگیری و یاددهی بین معلم وشاگرد و دربین خود فراگیران و تبادل دانش و اندیشه بااستفاده از تکنیک های شبیه سازی ، سناریوسازی و ایفای نقش می کنند و با تاکید بر یادگیری فعال و از طرفی گسترش فرهنگ خود آموزش ، از هم آموزشی و به هم آموزی و دادن بازخوردهای متقابل و گسترش تفکر بهبود مستمر و تدریجی و پلکانی شدن فرایند آموزش و یادگیری و همچنین تلاش بیشتر در جهت تند آموزی و به موقع آموزی با توجه به شتاب تاریخ و زایش تولید و انباشت سریع اطلاعات و کاهش تاریخ مصرف آنها قلمداد شده است . آموزش جهانی و اهداف آن بعنوان مهمترین پدیده قرن حاضر ، تعاریف وتعابیر مختلف ارائه شده است. (اسپرلینگ[۹] ۲۰۰۱).
همجنین در این راستا جهانی شدن را نیروی غالبی می دانند که بطور مثبت محیط های متعددی را که درآن زندگی می کنیم شکل می دهد این پدیده تحت تاثیر نیروهای اقتصادی با هدایت تکنولوژی ها وارتباطات دیجیتالی ، بین افراد یا سازمان هایی که در جهان حضور دارند .جهانی شدن بمعنای بین المللی شدن ، این تعریف رشد تبادل بین المللی و وابستگی بین کشورها را توصیف می کند و تعریفی جدید از روابط بین کشورها و جایگزینی اقتصاد بین المللی به جای اقتصاد ملی ارائه میدهد . جهانی شدن بمعنای غربی شدن یا مدرنیزه شدن ، این تعریف جهانی شدن را به معنای دینامیکی می بیند که درآن ساختارهای مدرنیته مانند کاپتیالیسم ، خردگرایی ، صنعتی شدن و بوروکراسی دنیا را فراگرفته و فرهنگ های موجود محلی را نابود می کند .جهانی شدن به معنای قلمروزدایی یا توسعه قلمروها در هم و تبدیل آنها به قلمرو واحد ، دراین تعریف جهانی شدن بهم زدن و برداشتن محدوه فضاها ، فاصله ها و مرزهای جغرافیایی است (آنتونی گیدنز[۱۰]۱۹۹۰) .
عکس مرتبط با اقتصاد
جهانی شدن را به عنوان تشدید روابط اجتماعی در سراسر دنیا می بیند . بطوریکه مکان های دور طوری بهم نزدیک می شوند که اتفاقات محلی به وسیله وقایعی که فرسنگها دورتر از آن قرار دارد شکل داده می شود.
ازنظر هلاک[۱۱]،۱۹۹۸) جهانی شدن ترکیبی از تجارت آزادتر کالا و خدماتی است که با تحرک آزاد سرمایه همراه باشد بدین جهت از نظر این محقق ، جهانی شدن آزادی تبادل کالا و خدمات همراه و همزمان با آزادی جابجا شدن سرمایه است (تامیلسون[۱۲] ،۲۰۰۳).
نگاه دیگری دارد به عقیده او جهانی شدن درقلمرو فرهنگ باید مورد توجه قرارگیرد که به منطقه زدایی فرهنگ می انجامد ، یعنی وابستگی فرهنگ را به محل و منطقه وسرزمین از میان برمی دارد درجهان کنونی قطع پیوند بین تجربه فرهنگی و مردم و منطقه زندگی آنها ، پیوندی که اغلب نگرش انسانها را درهمان منطقه زندگی آنها محدود می کند.
جهانی شدن فرهنگ ، واکنش ها و سازوکارهایی ایجاد می کند که نتیجه آنها نوع جدیدی از منطقه ای شدن دوباره فرهنگ است . جهانی شدن پدیده جدیدی نیست و تمایل به جهانی شدن همیشه وجود داشته است اما در چند سال گذشته محیط برای رشد آن مساعد و بدلیل پیشرفت های سریع در نوآوری های تکنولوژی سرعت زیادی گرفته است (دانیل [۱۳]، ۲۰۰۳).
درعصر جهانی شدن به همسانی فرهنگ ها می رسیم و فرهنگ های محلی نابود می شوند ( سلیمی، ۱۳۸۰)
عقیده بر این است که فرهنگ های ملی و محلی در بستر جهانی شدن امکان رشد و پویایی بیشتری پیدا می کنند درست است که یک سری باورها ، ارزش ها و هنجارها جهانی می شود اما اینهادر قالب فرهنگ های محلی قرار می گیرند و فرهنگ های محلی امکان عرضه جهانی پیدا می کنند و معنا و مفهوم جدیدی می گیرند.
مبانی برنامه ها و اهداف مولفه های آموزش جهانی درنظام آموزشی برمبنای زیر استوارشده است :
۱ـ تاکید بر جامعیت آموزش وپرورش . آموزش وپرورش باید تمامی زندگی آدمی را در برمی گیرد . درجهانی که فنآوری درآن شتابان تغییر می کند ودانش به نحو روزافزون تولید می شود ، آموزش وپرورش باید بیش از مجموعه ای خاص از اطلاعات را تعلیم دهد . آموزش وپرورش باید به بسط وشکوفایی قابلیت های آدمی بپردازد.
۲ـ دسترسی فراگیر به آموزش وپرورش باید درهر مکان و زمان امکان پذیر باشد ومربیان برای آموزش در درسترس باشند . باید به یادگیری مداوم از طریق اینترنت و تلویزیون و کلاس درس دسترسی داشته باشد و آموزش وپرورش برای توسعه یادگیری مداوم با سایر موسسات درتعامل قرارگیرد.
۳ـ تاکید برتفکر نقاد – آموزش و پرورش باید تاکید خود را بر تفکر نقاد ، ارتباط و حل مسئله معطوف سازد وصرفاً به انتقال دانش ومعرفت بسنده نکند ، بلکه دانش آموزان را مهیای برخورد بامسائل جدید کند .
۴ـ تربیت شهروند جهانی – آموزش وپرورش باید مهیای پرورش شهروند جهانی باشد . شهروندان آینده نه تنها باید از تاریخ ، فرهنگ وزبان خویش آگاه باشند ، بلکه برای کار در جامعه جهانی ، نیازمند دانش وسیع درباره تنوع فرهنگ ها و مردم هستند .
انقلاب اطلاعات طیفی از فنآوری های جدید و روش های تازه را ایجاد کرده که مجال تولید دانش جدید وانتشار داده ها ، اطلاعات و دانش را فراهم می کند .
آموزش وپرورش باید برای جهان پیچیده کادر لازم را داشته باشد تا بتواند در این تلاطم ، قطب نمای لازم برای شناکردن دراین جهان باشد . نگاه به آینده ، یک برنامه آموزشی سنگین ، نه لازم و نه مفید است کافی است که هرفرد درابتدای زندگی خود ، منابعی از شناخت بدست آورد و بتواند بی نهایت ازآن بهره ببرد براین بیفزاید و آن را با جهانی که دائماً درحال تغییر است انطباق دهد و به کارگیرد . تعلیم و تربیت باید براساس چهار نوع دیدگاه اساسی سازماندهی شود تا فرد بتواند درطول زندگی ازآن بعنوان پایه های دانایی بهره ببرد . چهار ستون اصلی عبارتند از :
۱ـ یادگیری برای دانایی ، یعنی دستیابی به ابزارهای فهم و درک
۲ ـ یادگیری برای زیستن باهم ، یعنی مشارکت وتعاون با یکدیگر درتمام فعالیت های انسانی .
۳ـ یادگیری برای عمل ، یعنی بر محیط خود اثر گذاشتن .
۴ـ یادگیری برای بودن ، یعنی طریقی اساسی که سه دیدگاه دیگر درآن شرکت داشته باشند .
البته این چهار مسیر دانایی درواقع یک مسیر بیشتر نیستند . چرا که درآن ها نقاط مشترک و اتصال و تبادل فراوان وجود دارد (دلور،[۱۴]۱۹۹۸)
مبنای شکل گیری آموزش وپرورش دانایی است ، دانستن حق انسان است. جایگاه آموزش وپرورش هم به معنای اخص آن و هم به معنای اعم آن به عنوان زیربنای رشد وتعالی انسان در آستانه هزاره سوم ، برکسی پوشیده نیست . استفاده درست و بهینه از آموزش وپرورش نوین وکارآمد می تواند آینده ای بهتر را روی انسان قرار دهد . آموزش وپرورش نوین به معنای یادگرفتن در زندگی و از زندگی و نیز فهمیدن جهان در حال تغییری است که در آن زندگی می کنیم . آموزش وپرورش یعنی یادگیری یادگیری ، براساس این اصل ، نظام های آموزشی باید از بن متحول شوند.
۲-۳ تاریخچه جهانی آموزش وپرورش
جهانی شدن آموزش وپرورش به دو رویداد مهم تاریخی بر می گردد که از نهضت فکری ریشه داری درسال ۱۹۶۸ بعنوان زنگ خطر بحران جهانی درفرانسه که به رویداد ماه و مه معروف است . نظام آموزشی موجود را زیر سوال برد ، بطورکلی اشتغال فکری فردی و اجتماعی ، تمامی افرادی که به نحوی وابسته به آموزش وپرورش بودند با نظام آموزش آن زمان ، سرنوشت ناخرسندی برای آنها رقم زده بود استادان دانشگاه پیشنهادهایی برای تغییر نظام آموزشی به وزیر وقت داده بودند اما مورد تصویب قرار نگرفته بود که دانش آموزان جزوه ای تحت عنوان دانش آموزان دبیرستانی حرفی برای گفتن دارند را منتشر کردند که ومصرانه خواستار مشارکت درتصمیم گیری های شده بودند (رووف ، ۱۳۷۹؛۷۳).
دولت فرانسه تهدید به سقوط شده بود . پس از برقراری نظم دومین رویداد ، اجلاس کمسیون ملی امریکا برای اعتلای آموزش وپرورش بود که درسال ۱۹۸۱ برگزارو منجر به گزارش تکان دهنده ای گردید که درسال ۱۹۸۳ با عنوان ملتی درمعرض خطر انتشار یافت که اعلام نشانه های خطر به مسئولان آموزش وپرورش جهت رفع نارسایی ها بپردازند .هرچند درتاریخ آموزش وپرورش جهان حرکت های دیگری منجر به تغییرات گردید اما تا قبل از نیمه دوم قرن بیستم اغلب نظام های آموزشی در ساختارهای سنتی خود عمل می کردند . با بررسی اسناد و کتاب های نوشته شده ، بیانگر این نکته می باشد که تا اواسط قرن بیستم نظام آموزش وپرورش به بیراهه رفته و بین آموزش و زندگی شکاف عمیقی را بوجود آورده است . آموزش وپرورش بعد از دهه ۷۰ میلادی گسترش بی سابقه ای پیدا کرده بطوریکه طی ۱۵ سال تعداد دانش آموزان جهان بیش از ۷۰درصد و تعداد معلمان بیش از ۱۰۰درصد و تعداد بزرگسالان که می توانستند بخوانند و بنویسند بیش از ۳۰درصد افزایش یافته است( یونسکو [۱۵]۱۹۸۴ ).
درابتدای ربع قرن بیستم جهانیان دریافتند که آموزش وپرورش نمی تواند و نباید از واقعیت های زندگی دور بماند این موضوع ورد زبان ها شد و سرانجام نظام آموزش تازه را پی ریخت و معلم را درپایه و شالوده خود قرار داد .
ازآن به بعد درگیرودار دگرگونی محتوایی برنامه ها و نوآوری های آموزش نقش معلم عمده ترین موضوعی بود که بیشترین توجه را به خود جلب می کرد، بهره گیری از علوم و فنآوری های جدید یعنی یاری جستن از آنها برای رویارویی با مهمترین چالش هایی که درآینده گریبانگیر بشریت می شوند گسترش دانش جهانی ، بعبارتی گسترش فنآوری های اطلاعاتی و ارتباطی درقرن اخیر منجر به ظهور دانش جهانی شده است- دراین زمینه مگ دالنا موک وین چیونگ چنگ درسال ۱۹۹۸ چارچوبی را مطرح کرده که درآن به پنج حوزه تقسیم شده است . وی دانش جهانی مربوط به هریک از این حوزه ها را دراین چارچوب ارائه داده که عبارتند از : فنی اقتصادی ، انسانی ، اجتماعی ، سیاسی ، فرهنگی و آموزشی .
درحوزه فنی و اقتصادی نیازهای دانش جهانی به رقابت مثبت ، مشارکت اقتصادی ، تجارت جهانی و حفاظت از محیط زیست منجر خواهد شد .
عکس مرتبط با محیط زیست

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Copyright © All rights reserved. | Newsphere by AF themes.